بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۳

بار دیگر غرب و این‌بار به وسیله‌ی استفاده‌ی ابزاری از هنر هفتم یعنی سینما به تمسخر و تحریف تاریخ کشور پر افتخار ایران پرداخت! عملی که بار دیگر و در فاصله‌ی چند هفته پس از عمل سوال برانگیز و مخدوش موسسه‌ی آمریکایی National Geographic در به کارگیری از نام جعلی خلیج عربی در کنار نام پر افتخار خلیج فارس، و سپس عذرخواهی این موسسه‌ی آمریکایی از افکار عمومی به خاطر این عمل غیر قانونی و موهن و عقب نشینی آشکار و ذلت‌بار از مواضع قبلی خود، موجب خشم ایرانیان خصوصا ایرانیان مقیم ایالات متحده گردید.
این بار علت خشم آنها روایت هالیوود از اسکندر کبیر است. فیلم جدید الیور استون جدیدترین اقدام از رشته توهین‌ها به غرور ملى ایرانیان است. در کتاب‌هاى تاریخ ما بیش از ۳۰۰ اسکندر آمده است، اما اسکندر هالیوود با هیچ کدام آن‌ها تطبیق نمى‌کند! اسکندر در این فیلم، تخت جمشید را ویران مى‌کند و همراه با آن، امپراتورى داریوش سوم به باد فنا مى‌رود و نابود می‌شود. تماشاچیان این فیلم باید با صحنه‌هاى شکست پادشاه ایران به دست سپاهیان اندک شمار مقدونى کنار آمده و فرار پادشاه از چنگال فاتح موطلایى جوان را که  کالین فارل  نقش او را بازى مى کند تحمل کنند. فیلم الیور استون، مبتنى بر روایتى مغرضانه و جانبدارانه از تاریخ است و بدون شک موجب خواهد شد که پرونده قرن‌ها بىاعتمادى به غرب قطورتر شود. جدا از این غرض‌ورزی‌ها، این فیلم دارای مشکلات زیاد دیگری نیز می‌باشد. در این فیلم ایرانیان باستان به صورتى اگر نگوییم موهن، اما مضحک تصویر شده‌اند!! رکسانا همسر ایرانى اسکندر در فیلم در سیماى روزاریو داوسون ظاهر شده که هنرپیشه‌اى آفریقایى _ آمریکایى است!! ولی می‌دانیم که رکسانا به اندازه این هنرپیشه سیاهپوست نبوده همچنانکه اسکندر تا آن اندازه اسکاندیناویایى نبوده است. برگزیدن داوسون براى بازى در نقش رکسانا درست مثل آن است که یک آسیایى بخواهد در نقش ملکه ویکتوریا بازى کند!
در پایان لازم دیدم نوشته‌ی دوست عزیز، کاوه فرخ استاد تاریخ در دانشگاه را که در پایگاه اینترنتى سازمان میراث فرهنگى ایران منتشر شده است را بیاورم. «روزى فرا رسد فیلمى ساخته شود که روایتگر زندگى شاپور اول باشد. شاپور اول سه امپراتور رومى را شکست داد.» از سوى دیگر ایرانیان نباید از موضوع اسکندر ناراحت باشند و باید از او در مقام مردى استقبال کنند که به ایران آمد، ازدواج کرد و دیگر اصلاً از ایران خارج نشد. اروپایى‌ها و یونانى‌ها اسکندر را قهرمان غرب در مقابل شرق مى‌شناسند، اما اروپا پیروز نشد زیرا اسکندر به شاهزاده‌اى ایرانى استحاله شد. محمد مقدم که فیلم مستندى از سفرهاى اسکندر در سراسر ایران ساخته بسیار زیبا بیان کرد که ملت ما خیلى کسان را شکست داده است. در مقابل آن همه، یکى دو مورد شکست خوردن مسئله‌اى نیست.
 

[ ۳:۱٢ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: سینما و تلویزیون



دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۳

 

هفته‌ای که گذشت، البته بهتره بگم دو هفته‌ای که گذشت برای من پر بود از لحظات شیرین و به‌یادموندنی! یکی از دلایل اصلی و مهمی که باعث شد این مدت کمتر رو شبکه بیام همین بود. اما تو این دو هفته چه اتفاقاتی برای من افتاد:

جشن فارغ‌التحصیلی
یکی از شیرین‌ترین لحظات این دو هفته‌ی اخیرم جشن فارغ‌التحصیلی دانشگاه بود. بالاخره بعد از گذشت چهار سال روز پنجشنبه 26/9/83 جشن فارغ‌التحصیلی ما برگزار شد. اما جاتون خالی بود که ببینید آبروی من رفت!! آخه با کلی عزت و افتخار با خانواده اومده بودیم تو دانشگاه که مثلا بریم جشن فارغ‌التحصیلی! اما هر چی این‌طرف اون‌طرفو نگاه کردم دیدم نخیر، اینگار از بروبچه‌های آشنای همدوره خبری نیست! منم بی‌خبر از همه‌جا هنوز دنبال بچه‌ها می‌گشتم که ناگهان دیدم مجری جشن از ما به عنوان بچه‌های فنی و مهندسی تشکر کرد و من با نگاهی به اطراف دیدم که اینگار از بچه‌های همدوره، خصوصا همکلاسیهای دخترمون خبری نیست و فقط منم با کلی دانشجوی سبیلو!! بله بعد از کلی پرسجو معلوم شد که کارت دعوت ما رو عوضی دادند و به جای روز چهارشنبه، کارت روز پنجشنبه که مخصوص عمو سبیلوها(بچه‌های فنی و مهندسی)!! بود رو به من و دو، سه نفر دیگه دادند!! البته فکر می‌کنم که این موضوع از پیش طرح ریزی شده بود، اونم به‌خاطر مطالبی که درباره‌ی بعضی‌ها توی نشریه‌ی تحت مسئولیت من چاپ شده بود!

دهمین جشنواره‌ی نشریات دانشجویی منطقه‌ی 4 کشور
دهمین دوره‌ی جشنواره‌ی نشریات دانشجویی منطقه‌ی 4 کشور با حضور دانشجویان قلم به دست استان‌های اصفهان، چهارمحال ‌بختیاری، خوزستان، قم، مرکزی و یزد در تاریخ 30،29 و 1 دی‌ماه به میزبانی دانشگاه اصفهان برگزار شد و من هم به عنوان مدیرمسئول نشریه‌ی قاصدک و سردبیر سابق ماهنامه‌ی یاس در این جشنواره شرکت داشتم. طبق شنیده‌ها مبلغی در حدود 35میلیون تومان برای برگزاری این جشنواره تخصیص داده شده بود. اما در عمل شاهد برگزاری این جشنواره در سطحی با امکانات پائین و آن هم در محل نگارخانه دانشگاه که قبلا متروکه و بلااستفاده بود، بودیم. خلاصه این جشنواره هم در این فضا برگزار شد و نشریات دانشگاه اصفهان با توجه به امتیاز میزبانی بیشترین جوائز را به خود اختصاص داد!! و دانشگاه اهواز و آزاد قم هم به ترتیب بعد از دانشگاه اصفهان، بیشترین جوائز را کسب کردند. از دانشگاه ما، تنها دو نشریه‌ی یاس و قاصدک در 8 رشته شرکت کرده بود که نتوانستیم مقامی کسب کنیم، اما تجربه خوبی بود!! نکته‌ی جالب، حضور 55 نشریه از استان یزد در این جشنواره بود که تنها توانست 4 مقام کسب نماید. اختتامیه‌ی این جشنواره هم در سالن دکتر شریعتی دانشگاه اصفهان برگزار شد و نکته‌ی جالب و به یادماندنی این مراسم قطع برق سالن در دو مرتبه آن هم در میان همایش بود!
با قطع برق سالن همایش دانشجویان هم‌صدا با هم شروع به خواندن سرودهای "یاردبستانی" و "ای ایران" کردند که برای دقایقی، زیبایی خاطره‌آمیزی به این مراسم داد. البته شاهد حرکات بچه‌گانه تعدادی از دانشجویان!! هم بودیم که واقعا تاسف برانگیز بود. در پایان نیز تعدادی از فعالان نشریات دانشجویی بیانیه‌ای صادر کردند و از وضع موجود و فضای حاکم بر مطبوعات و برخورد نادرست دستگاه قضایی با مطبوعات و اهل قلم انتقاد کردند.

شب یلدا و فال حافظ
امسال مردم شب یلدا رو خیلی جدی گرفتند و خوشبختانه شاهد توجه مجدد مردم کشورمون به این عید باستانی بودیم. در دانشگاه اصفهان هم در تمامی دانشکده‌ها مراسم شب یلدا به زیبایی هرچه تمام‌تر برگزار شد که جای بسی خوشحالی داره. اما فال حافظ اونم در شب یلدا یه چیزه دیگه هست. بازم حافظ منو اذیت کرد و بازم همون حرف قبلیشو، همون غزل همیشگی این چهارسالو برام تکرار کرد...نمی‌دونم حکمت این غزل حافظ چیه؟

دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی‌گیرد
ز هر در می‌دهم پندش و لیکن در نمی‌گیرد!!
...
...
...
چه خوش صید دلم کردی، بنازم چشم مستت را
که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد

یه فرصت، یه فرصت دوباره...یه فرصت دوباره برای....
نپرسید چی! نه نپرسید...در مورد این یکی اصلا چیزی نمی‌گم.چون بهترین و خاطره انگیزترین لحظه‌ی من هست و می‌خوام فعلا مال من بمونه... یعنی چیزی نمی‌تونم بگم.  دوست ندارم توضیحی بدم و بهتره که چیزی ننویسم...بذارید فقط من بدونم با اونی که میدونه...آره این جوری خیلی بهتره...باور کن خیلی...ازش به خاطره این فرصت ممنونم.از اون دو شاهد عزیز و مقدس هم که واسطه‌ شدند برای دادن این فرصت به من ممنونم.خیلی ساده بگم، ممنون...نمی‌دونید تولد چه لذتی داره....خصوصا  برای دومین بار...آره...باور کن...آره...تولدم مبارک....
 

[ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: روز نوشت



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.