بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۳
 

جند روز پیش یعنی در تاریخ 14/10/83 در وبلاگ دوست عزیزم آرش مطلبی دیدم که هر چند سعی داشت بخشی از واقعیات موجود را انعکاس دهد، اما دارای نقصی بزرگ و ایرادی اساسی در بیان مطلب بود که قصد آن دارم تا به بهانه‌ی این موضوع و نوشته‌ی آرش عزیز قدری در این باره بنویسم. پیشنهاد می‌کنم که در ابتدا نوشته‌ی این دوست عزیز(لینک) را بخوانید و سپس نوشته‌ی مرا.

 

کشور عزیز ما ایران، با پیشینه‌ی تاریخی ممتاز و تاثیرگذار خود در تمدن بشری و گذشته‌ای افتخارآمیز و در خور تحسین،  همواره در طور سالیان سال ایرانیان را با هر دین و آیین و هر نژاد به دور خود جمع نموده و پیوندی ناگسستنی بین خود و آن برقرار کرده  و سبب گردیده تا امروز ایرانی در هر شرایطی و در هر پست و مقام به ایرانی بودن خود ببالد و ...

در وبلاگ آرش عزیز نیز می‌توانیم شاهد این حس مشترک باشیم و می‌بینیم که درصدد دفاع از کوروش، بزرگترین و پرافتخارترین پادشاه ایران برآمده. پادشاهی که در روزگاری، قلمرو حکومتش از هند تا آسیای صغیر و دریای مدیترانه گسترده بود.

به یقین میتوان گفت درمیان شخصیتهای ایرانی پیش از اسلام، پس از زردشت، کوروش شناختهترین ایشان در بین غربیها و جهانیان میباشد. شخصیت تاریخی که در مغرب زمین، از داخل کشور شناختهشدهتر است و در میان غربیان به بشردوستی و نیکوکاری و پارسایی شهره است. در زمان حکومت دیکتاتورمآبانه پهلوی، ناسیونالیسم به عنوان ایدئولوژی مشروعیت بخش رژیم مورد استفاده قرار گرفت(همانگونه که بعد از انقلاب نیز از دین به عنوان حربه‌ای برای هر چه ما می‌گوییم و  هر چه ما می‌خواهیم استفاده گردید!!) و رضاخان قلدر با تکیه بر تاریخ برجسته ایران باستان و گاه با بزرگنمایی و الگو قراردادن آن سعی نمود تا تمامی دوران حیات اسلامی ایران را نادیده بگیرد و با انتخاب نام پهلوی برای دودمان خود که بیانگر فرهنگ ایران زمان ساسانیان بود عملا از علاقه‌ی ایرانیان به گذشته خویش بهره ببرد و افکارفاشیستی خود را در ایران، همانند همتای تورک خویش آتاتورک عملی سازد و این سیاست در زمان حکومت پهلوی دوم نیز هر چند با ملایمت وانعطاف، ولی با اهدافی فاشیستی پی گرفته شد.

آرش جان! هدف من بازگویی تاریخ ایران باستان و ایران معاصر نیست، ولی می‌خواهم این را به تو بگویم که هدف ما چیست؟

من نوعی با غرور و افتخار نام کوروش، داریوش، نادر، قائم مقام و امیرکبیر را در تاریخ ایران به عنوان بزرگترین و محبوب‌ترین پادشاهان و شخصیت‌های ایرانی(لااقل به نظر من) می‌دانم و برای این نامهای بزرگ احترام بسیار قائل هستم و باید بگویم که متاسفانه در کشور ما هنوز ابعاد زندگی و حکمرانی این بزرگان ناشناخته مانده است و در عین حال نامهایی چون رضاخان، ناصرالدین شاه، مظفرالدین‌شاه و دیگر پادشاهان قجری یادآور دورانی سیاه، تاریک و غیرقابل گذشت در تاریخ کشورم است که با شنیدن نام آن ها نفرتی شدید که شاید نسبت به یونانیان و مغولها نیز نداشته باشم تمام وجودم را پر می‌کند.

 بگذریم! چون همانگونه که گفتم هدف من بیان و بازگویی تاریخ نیست. آرش آیا به نظر تو عظمت، عدالت و کشورداری قابل تحسین کوروش و هم چنین عدالت و دوراندیشی داریوش باید تمام فکر و اندیشه‌ی ما را به خویش چنان معطوف نماید که چشم را به روی واقعیت زمان ببندیم و از این شخصیت‌های بزرگ چنان بت عظیمی بسازیم که ما را از حرکت رو به جلو باز دارد و عملا بخواهیم یا به گذشته بازگردیم(همانند دوران پهلوی) و یا در رکودی نسبی بمانیم(چون زمان حال)

آرش عزیز! به حسن نیت تو اعتقاد عجیبی دارم و خودت این را بهتر از من می‌دانی... اما باید بگویم که با علاقه‌ی فراوانی که من نسبت به کوروش و سلسله هخامنشیان دارم، اما با مطالعاتی که اخیرا درباره این سلسله داشته‌ام نکات ضعف بزرگی را هم دریافتم که در زمان خود جالب توجه است، هرچند در مقابل عظمت‌ها و بزرگی‌های آن ناچیز است. اما باید بدانی که کوروش بتی نیست که ما چشم در چشم آن بدوزیم و تا کسی نام وی را مثلا برای بیان مقایسه‌ای تاریخی به زبان راند این امر را توهینی بس بزرگ بدانیم و... در این صورت باید بگویم که فرقی بین تو و عده‌ای که انصار نامیدی و هر انتقادی را توهین به مقدسات و چه و چه می‌نامند و چماقی بر دست می‌گیرند و... وجود ندارد و هر دو راه به بیراهه می رود... باید بپذیریم که کشور ما دارای تاریخی ایرانی اسلامی است و  قابل تحسین و افتخار...هم تاریخی ایرانی باستانی که سبب گردید تا جهانیان را تا مدتها خیره  و مرعوب قدرت، تمدن و تسلط خویش نگهدارد و هم دورانی اسلامی با بزرگان اندیشه و فرهنگ و دانش چون بوعلی، بیرونی، حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی، خیام و بوزجانی وغیره و آن هم در دوران استبداد کلیسایی در غرب! که هریک نامی بزرگ در حوزه‌ی دانش و فرهنگ آن روزگار بودند.

آری، ما این‌چنین بودیم و متاسفانه توجه بیش از اندازه و گاه غرور ما به این گذشته‌ی بزرگ سبب گردید تا امروز در پهنای جغرافیای جهان ناشناخته بمانیم تا آنجا که عده‌ای نام خلیج همیشه فارس را هم با گستاخی خلیج عربی گذارند و ما... همیشه دوست داشتن نیز باید در حد معقولانه‌ای باشد و چشم و گوش ما را به روی واقعیات، خصوصا واقعیت زمان نبندد و مثل امروز سبب نشود تا فاصله‌ای چند دهه‌ای میان ما و جهانیان در جهت معکوس اندازد.

آرش عزیز! دیده بگشا و ببین که کجاییم و در چه شرایطی قرار داریم و کجا باید می‌بودیم؟ آیا این است جایگاهی که باید داشته باشیم؟ نگاهی اینچنین کلیشه‌ای به گذشته، و ترویج آن در جامعه که متاسفانه رو به افزایش می‌باشد نه تنها کمکی به پیشرفت همراه با غرور و سربلندی کشور عزیزمان نمی‌کند، بلکه ما را از کاروان شتابان علمی، فرهنگی و اقتصادی جهان باز می‌دارد و این همان ترسی است که امیدوارم روزی آن را درک نمایی!

با عرض ارادت و احترام...ب.الف.فانی

[ ۸:٢٢ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: نقد و جوابیه



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.