بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧

بابک اسماعیلی، خبرنگار و پژوهشگر روزنامه کیهان موفق گردید با ارائه مقاله‌ای تحت عنوان «قانون مالیات بر ارزش افزوده؛ گامی در جهت عدالت»، مقام نخست «بخش وی‍ژه » سومین جشنواره مطبوعات و خبرگزاریها در حوزه مالیات را کسب و جایزه ویژه، لوح تقدیر و تندیس این جشنواره را از آن خود کند.
کسب مقام نخست بخش ویژه‌ی سومین جشنواره‌ی مطبوعات و خبرگزاری‌ها در حوزه مالیات و دریافت جایزه‌ی ویژه ، لوح تقدیر و تندیس جشنوارهسومین جشنواره مطبوعات و خبرگزاریها در حوزه مالیات که در 10 رشته مختلف خبر، گزارش، گفت وگو ، سرمقاله/ یادداشت، کاریکاتور، گزارش خبری، تیتر، مقاله/نقد، عکس، طنز و بخش وی‍ژه برگزار شد، طی مراسمی در 26 آذر 87 و با حضور اهالی اصحاب رسانه، شماری از نمایندگان دولت و مجلس و مسئولین سازمان امور مالیاتی کشور در محل سالن اجتماعات این سازمان با معرفی و تقدیر از برترینهای رسانه ها به کار خود پایان داد.
برترینها و تقدیرشدگان این جشنواره، پس از قرائت پیام وزیر امور اقتصادی و دارایی و بیانیه هیات داوران، سخنان رئیس سازمان امور مالیاتی و تنی چند از نمایندگان دولت و مجلس، جوایز خود را از سوی اساتید بنام علم ارتباطات و روزنامه نگاری، عرب مازار، فرقانی، توکلی، قاضی‌زاده، مجید رضاییان و ... دریافت کردند.

در سومین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌ها در حوزه مالیات بیش از ۵٠٠٠ اثر شرکت داده شده بود.

[ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: خبر و گزارش و موضوع نوشتار: بابک اسماعیلی



شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٧

 «کسی باید زیان ها را برعهده گیرد. ما دو راه پیش رو داریم؛ یا باید آنانی را که تصمیمات غلط گرفته اند مسئول عواقب کارشان بدانیم و یا مشکلات را به جای دیگر تسری دهیم و این همان کاری است که خزانه داری ایالات متحده انجام می دهد و مشکلات وال استریت را بر دوش پرداخت کنندگان مالیات می نهد... این طرح نجات گسترده راه حل نیست و یک سوسیالیسم مالی و غیرآمریکایی است.»
این سخنان تند و انتقادآمیز Tim Bunning، سناتور جمهوریخواه کنگره آمریکا در تاریخ 23 سپتامبر جاری است که برنامه های گسترده نجات «هنری پاولسون» وزیر خزانه داری آمریکا برای خروج از بحران را ناکارآمد، سوسیالیستی و غیر آمریکایی خواند.
طرح نجات 700 میلیارد دلاری دولت بوش به نهادهای مالی آمریکا که 5.8 درصد تولید ناخالص داخلی (GDP)  این کشور را تشکیل می دهد، گرچه در 29 سپتامبر با مخالفت نمایندگان کنگره مواجه و رد شد، اما عاقبت با تغییراتی که در آن صورت پذیرفت به تصویب نمایندگان رسید و عملاً چگونگی هزینه کرد 700 میلیارد دلار را به پاولسون تفویض کرد.
با توجه به گذشت چند ماه از تصویب این طرح که در ایالات متحده به «چتر نجات طلایی» موسوم بود و وضعیت بحران مالی شدید در آمریکا که هر روز شدت بیشتری به خود می گیرد، واکاوی و ماهیت شناسی این طرح قابل تأمل است.

1- آنچه که سبب انتقاد شدید جمهوریخواهان محافظه کار و چپ گرایان کنگره نمایندگان آمریکا از طرح 700 میلیارد دلاری هنری پاولسون در 29 سپتامبر 2008 گردید، پرداخت هزینه  ورشکستگی وال استریت از جیب مالیات دهندگان آمریکایی بود. در واقع دولت آمریکا، یکبار دیگر پس از رسوایی «انرون» در ژانویه 2002، به کمک سرمایه داران و مدیرانی شتافته بود که بیشترین نقش را در به وجود آوردن این وضعیت داشته اند. بار دیگر شاهدیم که صدها کارمند که کار و پس اندازشان را از دست داده اند، در برابر خطرات ناشی از این بحران به حال خود رها شده اند و در عوض مدیران ارشد و کلان سرمایه دارانی که از خطرات آگاهی داشته اند و  فرصت در اختیارشان بوده است تا در این وضعیت مداخله نمایند، با نقد کردن سهام خود پیش از ورشکستگی ریسک خود را به حداقل برسانند و مورد حمایت نیز قرارگیرند. در این خصوص سخنان چندی پیش یکی از سناتورهای جمهوریخواه ایالت اوکلاهما در مصاحبه با نشریه آمریکایی «فری پرس» قابل تأمل است. وی تصریح می کند که: «دولت بوش باید باقیمانده منابع مالی طرح 700 میلیارد دلاری را به خزانه کشور باز گرداند. این مسأله واقعاً ظالمانه است که مردم آمریکا نمی دانند کنگره نسبت به میزان پولهای داده شده از سوی وزیر دارایی آمریکا به مؤسسات و اشخاص مختلف بی اطلاع باشند!!»

2- گرچه مکاتبی چون کاپیتالیسم و لیبرالیسم که هر یک به گونه ای اصالت را به سرمایه می دهند و  یا مکاتب کمونیسم و سوسیالیسم که در آنها اصالت به کار تعلق می گیرد همگی شکست را تجربه کرده اند و به فرمایش مقام معظم رهبری پای در گل، دچار ضعف و فروپاشی هزیمت اند، اما اگر سخنان برخی از منتقدان طرح نجات کاخ سفید را مبنی بر غیر آمریکایی و سوسیالیستی بودن این طرح بپذیریم، باید بگوئیم که این معیار نیز خود جای بسی شگفتی دارد. آمریکا در حالی مجبور به اتخاذ سیاستهایی چون فروش شرکت «مریل لینچ» به بانک آمریکا، خرید «بیرالترنیز» توسط جی پی مورگان، انتقال بخشی از شرکت بیمه «ای.آی.جی» یکی از گسترده ترین بیمه های تجاری دنیا به دولت فدرال و غیره شده است که پیش از این اقداماتی از این دست را اقداماتی سوسیالیستی می نامید. اما معیار سوسیالیستی آمریکایی که این روزها شاهدش می باشیم، هدفش یاری رساندن به فقرا نمی باشد. بلکه دستگیری از ثروتمندان و سرمایه داران است. کاخ سفید با طرح موسوم به «چتر نجات طلایی» خود عملاً به حمایت از وام دهندگان برخاست و وام گیرندگان آسیب دیده در جریان بحران را نادیده گرفت. به نظر می رسد که در مکتب غرب «سوسیالیسم» خوب است وقتی در خدمت «سرمایه داری» باشد.

3- آنچه در جریان کمک به نهادهای مالی آمریکا برای خروج از بحران اتفاق افتاد، عملی نمودن استدلال نوکلاسیک trickle down بود که براساس آن ثروت طبقات بالا به تدریج میان طبقات پائینی رخنه می کند. کاخ سفید براساس این استدلال معتقد است گرچه ما تمایل داریم وضع فقرا بهبود یابد، اما چون آنان عنصر پویا و مولد نیستند، کمک مستقیم سیاستی ضد تولیدی است و تنها مداخله مورد نیاز کمک به ثروتمندان است تا ثروتمندتر شوند و آنگاه سودها به طور خودکار در میان فقرا گسترش می یابد. در واقع با تزریق پول به وال استریت، سرانجام به مردم عادی نیز منفعتی خواهد رسید. این استدلال نوکلاسیک که در جریان این بحران به کار گرفته شد بر این مبنا پایه ریزی شده است که اگر می خواهید مردم عادی پولی برای کسب و کار داشته باشند. مستقیما به آنها پول ندهید و از طریق دادن وام به آنان کمک کنید. این تنها راهی است که رفاهی ذاتی!! خلق می کند، در غیر اینصورت دولت صرفا پول را در میان نیازمندان و به زیان کسانی که خلق ثروت می کنند توزیع می نماید! از این رو دموکراتهایی که از طرح نجات در کنگره دفاع کردند و به آن رای دادند، طرح نجات هنری پاولسون را با گرایش های چپ گرایانه شان در تضاد و تناقض ندانستند.

4- در ساختار ایالات متحده، تصمیمات سیاسی مسئول بافت تصمیم گیریهای اقتصادی و اجتماعی است.چند سال پیش گزارش شبکه CNN در خصوص کشور مالی واقعیت «بازار آزاد» بین المللی را روشن ساخت. پایه اقتصاد این کشور آفریقایی را کشت پنبه در جنوب و پرورش احشام در شمال تشکیل می دهد که در هر دو مورد به خاطر آنکه قدرت های بزرگ و استعمارگر همان قوانینی را نقض می کردند که این قدر بی رحمانه بر کشورهای جهان سوم تحمیل می نمودند دچار بحران شدید گردید. کشور مالی با آنکه تولید کننده با کیفیت ترین پنبه جهان است، اما به دلیل آنکه هزینه ای که دولت آمریکا صرف حمایت از تولیدکنندگان پنبه می کند از کل بودجه  کشور مالی بیشتر است، این کشور رقابت را به ایالات متحده می بازد در شمال نیز اتحادیه اروپا برای آنکه رقیب را کنار بزند. یارانه ای را برای هر گاو در نظر می گیرد که سالانه بالغ بر پانصد یورو است. در پایان این گزارش وزیر اقتصاد کشور مالی زبان به اعتراض می گشاید و می گوید: «ما نیازی به کمک یا مشاوره شما درباره تاثیرات سودآور حذف مقررات اضافی دولت نداریم.
لطفا فقط به قوانین خودتان در مورد بازار آزاد پایبند باشید. مشکلات ما خود حل می شود.»
باید پرسید مدافعان جمهوریخواه بازار آزاد اینجا چه حرفی دارند؟ پاسخ روشن است. هیچ!!
زیرا فروپاشی کشورهایی  چون مالی پیامد چیزی است که معنای آن برای آمریکا «اولویت بخشیدن به کشورمان ومنافعمان» است و این دقیقا همان چیزی است که در جریان بحران مالی اخیر و کمک به وال استریت قابل واکاوی است.

بابک اسماعیلی دهنه سری. عضو انجمن اقتصاددانان ایران
روزنامه کیهان. پنجشنبه 21 آذر 1387 - سال شصت و هفتم - شما
ره ۱۹۲۵۳

[ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧

دبى که در سال هاى اخیر به دلیل جذب بیشترین سرمایه خارجی، به جزیره تجارت خاورمیانه مشهور و عملا به پایتخت بازرگانى کشورهاى عرب خلیج فارس تبدیل شده بود، این روزها با خروج سپرده هاى سرمایه گذاران نگران، در بحران بزرگى فرو رفته است. بحران مالى اخیر در دبى که زودتر از سایر بخش ها، مسکن در این کشور را دربر گرفته است در این روزها چنان شدت یافته که براساس آمارهاى منتشر شده بیش از 40درصد از فعالیت هاى ساختمانى در این شیخ نشین متوقف شده است. بانک هاى اماراتى در سال هاى اخیر بیش ازهر بخشى به املاک و مستغلات توجه داشته اند و اعتبارات خود را در این حوزه وارد کرده اند از آنجایى که جامعه اماراتى و به طور کلى جامعه عربى همواره به بازگشت سریع سرمایه عادت دارد، با آغاز بحران، قیمت فروش واحدهاى مسکونى خود را پائین آورده تا هر چه زودتر بتواند املاک و مستغلات خود را به پول نقد تبدیل نمایند که این کار به دامنه بحران افزوده است. بانک هاى اماراتى که تا چندى پیش حتى حاضر بودند تا 85 درصد کل ارزش واحدهاى مسکونى را به مشتریان وام دهند، این روزها نه تنها چنین ریسکى را نمى پذیرند، بلکه سعى مى کنند تا با بهانه هایی، وام هاى پرداخت شده را نیز بازپس گیرند. ناهمخوانى عرضه و تقاضاى مسکن چند ماه پیش، موسسه اقتصادى «مورگان استنلی» در آمریکا طى گزارشى اعلام کرد که قیمت املاک دبى تا سال 2010 به سیر صعودى خویش ادامه مى دهد و پس از آن سقوط مى کند. در این گزارش اشاره شده بود که قیمت مسکن در دبى تا پایان سال 2008 میلادى 35 درصد دیگر رشد خواهد کرد و تا پایان سال 2009، این رشد با آهنگى کند به 8.5 درصد رسیده و سپس در سال 2010 با سقوط ارزش مواجه خواهد شد. طبق این گزارش، دبى تا پایان سال 2008، براى پاسخ به نیاز ساکنان قدیم و جدید خود، سالانه به 30 تا 35 هزار واحد مسکونى جدید نیاز دارد که بنابر آمار منتشر شده موسسه اقتصادى مورگان استنلی، در سال 2010، میزان عرضه مسکن در این کشور از تقاضاى آن پیشى مى گیرد و به این ترتیب قیمت ها کاهش خواهد یافت. این گزارش با تشبیه وضعیت بازار مسکن دبى با شرایط سال 1990 سنگاپور، پیش بینى کرده بود که این کشور در سال 2010 دچار مازاد عرضه شود و تقاضاى بازار مسکن در دبى فروکش کند. پس از انتشار گزارش، سرمایه گذاران که پیش از این امیدوار بودند با تضعیف ارزش دلار، پول درهم تقویت شود، سپرده هاى خود را از این کشور خارج سازند. هم زمان با افزایش ارزش دلار، پول نقد در این کشور به شدت کم شد. بازارهاى دبى نیز کم کم نشانه هایى از نابسامانى مالى را از خود بروز دادند. امارات بدهکارترین کشور خاورمیانه از ابتداى سال جارى میلادی، سهام بازارهاى مالى این کشور با افتى 50درصدى همراه بوده است. ادغام موسسات مالى بزرگ توسط مقامات این امیرنشین همانند ادغام دو موسسه عظیم وام دهنده یعنى «املاک »تم ویل که با هدف ایجاد تغییر در بازار عرضه و تقاضا صورت گرفته بود نیز نتوانست آرامش را به بازار مسکن دبى برگرداند. اما این تمام داستان نیست. دکتر محمدحسین ادیب استاد دانشگاه، ریشه هاى بحران را بسیار بزرگتر مى داند. وى در گفت وگوى اختصاصى با کیهان مى گوید: به گزارش بانک تسویه حساب هاى بین المللی، «بدهى خارجى امارات در پایان سه ماهه نخست سال 2008، حدود 170 میلیارد دلار بوده است و درواقع این کشور بدهکارترین کشور خاورمیانه به نظام بانکدارى بین المللى بوده است. به گزارش این بانک، 91 درصد بدهى سررسید شده کشورهاى عربى در سال 2008 و 50درصد بدهى هاى سررسید شده در سال 2009 به امارات تعلق دارد. به عبارت دیگر، بدنه وام هاى خارجى امارات که کوتاه مدت بوده در سال هاى 2008 و 2009 سررسید مى شود.» این عضو هیئت علمى دانشگاه مى افزاید: «بحران مالى در غرب باعث کمبود نقدینگى در بانک هاى سرمایه گذار در غرب شد و به این دلیل این بانک ها از تمدید وام هاى سررسید شده خوددارى کردند و 5 ماه گذشته به گزارش هاى غیررسمى 50 میلیارد دلار سرمایه از امارات متحده عربى خارج شده است که این خروج سرمایه سبب سقوط 63 درصدى شاخص سهام در بورس دبى گردیده است. رکود در بازار خرید و فروش و ساخت و ساز: بازار ساخت و ساز و اجاره مسکن با متراژهاى بالا در امیرنشین هاى امارات با رکود شدیدى مواجه شده است. به گزارش خبرگزارى ها بحران ساخت و ساز در امارت هاى عجمان، فجیره، العین، ام القیوین (ام القوین)، شارجه و رأس الخیمه نیز بروز کرده است. در دبى به دلیل شرایط موجود و افزایش تورم، اکثر ساکنان امارات به اجاره آپارتمانهاى کوچک روى آورده اند که این امر افزایش سرسام آور قیمت و اجاره این گروه از آپارتمان ها را موجب شده است. در ابوظبى پایتخت امارات وضع بدتر از دبى است به گونه اى که مبلغ اجاره بهاى آپارتمان هاى کوچک یک خوابه و دوخوابه درحال حاضر نسبت به سال قبل حدود 400 درصد افزایش را نشان مى دهد. دراین میان گزارش ایرنا حاکى است: میانگین اجاره یک آپارتمان تک خوابه در داخل شهر ابوظبى بین 80 تا 120 هزار درهم (22 تا 33 هزار دلار) و براى آپارتمان هاى دوخوابه بین 160 تا 220 هزار درهم (44تا 60 هزار دلار) درسال است که این امر مشکلات بسیارى را براى خارجى هاى مقیم به وجود آورده است. این نرخ ها براى خانه هاى کوچک بین 300 تا 350 هزار درهم (82 تا 96 هزار دلار) و براى خانه هاى ویلایى بزرگ بین 400 تا 600 هزار درهم (110 تا 165هزار دلار) در سال است. اثر نامطلوب رکود اقتصادى در امارت فجیره بیشتر از سایر امارت ها خود را نشان داده است و موجب کاهش شدید تحرکات در بخش مسکن به میزان 70 درصد نسبت به اکتبر گذشته شده است. در امارت ام القیوین (ام القوین) که به دلیل ارائه تسهیلات بیشتر در اعطاى روادید اقامت، اکثر خارجیان خصوصا ایرانیان را در خود گردآورده است، مشکلات در حال بروز است. دراین امارت، قیمت هر مترمربع زمین به40 تا 50 درهم (11 تا 40 دلار) مى رسد و اجاره بهاى یک آپارتمان یک خوابه حدود 35 هزار درهم (10 هزار دلار) در سال است. در امارت رأس الخیمه و امیرنشین شارجه نیز اوضاع بحرانى است. در رأس الخیمه، بحران سبب گردیده تا اکثر برج هاى مسکونى و حتى تجارى ساخته شده همچنان خالى و بدون سکنه باقى بماند. در شارجه نیز تقاضایى براى بیش از 75 برج مسکونی، تجارى و ادارى ساخته شده در خیابان ساحلى این امیرنشین وجود ندارد و بازار با رکود نسبى مواجه است. در مجموع بازار مسکن امارات که زمانى یکى از پرجنب و جوش ترین بخش هاى اقتصادی این کشور بود، اکنون حرکت چشمگیرى ندارد و با رکود سنگینى مواجه است که این امر ناشى از نوعى بى اعتمادى در بین سرمایه گذاران است. هادى موتمنی، رئیس شوراى بازرگانان ایرانى مقیم دبى با اشاره به بحران در بخش هاى ساخت و ساز و مسکن در امارات اظهار مى دارد: «قبل از بحران مالى جهانی، سرمایه گذاریها توجیه داشت اما با شرایط عجیب و غریبى که پیش آمده و قیمت ها رو به کاهش نهاده دیگر حضور در این بخش ها سودآور نیست و نمونه هاى زیادى وجود دارد که افرادى که ساختمان یا آپارتمان پیش خرید کرده اند، گیر افتاده اند و به دلایل اقتصادى قادر به نقدکردن اصل سرمایه خود و خارج کردن آن نیستند.» بحران در بخش مسکن امارات تمام مسئولین بخش هاى خصوصى و دولتى این کشور را نگران و چشم انتظار بازگشت سرمایه گذاران بزرگ کرده، اما شرایط به گونه اى در حال پیشروى است که امکان سرمایه گذارى در این کشور مقرون به صرفه نشان نمى دهد. اخراج نیروى کار و کاهش شدید ارزش سهام مسکن اخراج نیروى کار و سقوط شدید ارزش سهام در بازار مالى دبی، بخشى از تاثیرات بحران شدید مالى بر شرکتهاى بزرگ ساختمانى در امارات است. شرکتهاى بزرگ ساختمانى در امارات به ویژه در امیرنشین دبی، تحت تاثیر بحران مالى در بخش مسکن به اخراج شمار زیادى از نیروى کار خود روى آورده اند و این وضعیت سبب گردیده تا ارزش برخى از این شرکتهاى ساختمانى در بورس دبى تا 80 درصد کاهش یابد. شرکت عمرانى «املاک» که یکى از بزرگترین شرکتهاى ساختمانى در خاورمیانه به شمار مى رود در بازارهاى دبى 80 درصد از ارزش سهام خود را از دست داده است. همچنین ارزش شرکت «اتحادیه ملک و املاک» نیز در بازار بورس دبى به میزان 78 درصد کاهش یافت. در این میان نیروى کار، نخستین قربانیان این کاهش ارزش سهام در بخش ساختمانى بوده اند. شرکت ساختمانى «داما» پس از کاهش ارزش سهام خود، اقدام به اخراج حدود 200 نفر از نیروى کار خود نمود. شرکت ساختمانى «عمران» نیز اعلام کرد که همین تعداد از نیروى کار خود را اخراج کرده است. فرار سرمایه گذاران از بازارهاى مالى امارات: به گفته کارشناسان اقتصادی، واردات بى رویه یکى از بزرگترین عوامل ایجاد این بحران مى باشد. در این میان آنچه که به ورشکستگى گسترده تجار امارات انجامید، سقوط قیمت کالاهاى صنعتى به میزان 35 درصد طى دو ماه اخیر است. دکتر محمدحسین ادیب در این زمینه معتقد است: امارات در یک سال گذشته 140 میلیارد دلار کالا وارد کرده است که این کشور با جمعیت 3 میلیونى خود، نیازى به این حجم از واردات کالا ندارد و قسمت عمده این واردات، براى صدور مجدد به این کشور عربى وارد شده است.» ادیب افزود:«اگر موجودى انبار امارات 40 میلیارد دلار باشد، تجار اماراتى 35درصد از این میزان یا حدود 15 میلیارد دلار زیان دیده اند.» در این میان دستگیرى تنى چند از مقامهاى ارشد تجارى کشورهاى عربی، به کاهش اعتماد سرمایه گذاران داخلى و خارجى دامن زده و فرار سرمایه گذاران از این کشور را تشدید کرده است. در حال حاضر سرمایه گذاران به صورت گروهى در حال فرار از بازارهاى مالى امارات هستند تا خود را از مرداب بحران خارج سازند. تلاش ناموفق امارات براى بازگشت سرمایه گذاران پس از آنکه مسئولان و تصمیم گیران اقتصادى در امارات به این نتیجه رسیدند که تنها راه حل گریز از بحران در بازارهاى مالی، حمایت دولت و بازارهاى مالى از سرمایه گذاران است دست به شیوه هایى گاه نامتعارف زدند که نه تنها حاصلى نداشت، بلکه بر دامنه این بحران نیز افزود. دولت امارات در شرایطى که بازارهاى مالى این کشور در بحران به سر مى برد. اقدام به خرید و فروش سهام برخى شرکتها کرد تا امیدى به سرمایه گذاران بدهد و از فرار آنان جلوگیرى کند که این اقدام دولت امارات با واکنش منفى صندوق بین المللی پول مواجه شد. به گونه اى که صندوق از امارات خواست تا در بورس مداخله نکند. برخى واسطه هاى فروش واحدهاى ساختمانى نیز براى فروش آپارتمانهاى خود دست به شگرد تازه اى زدند و سعى کردند تا با این شیوه ها خریداران را ترغیب به خرید کنند. به عنوان مثال اعلام شد که اگر کسى آپارتمانى خریدارى کند، یک دستگاه اتومبیل رایگان دریافت خواهد کرد و حتى به نسبت بزرگى مساحت وارزش واحد ساختمانی، مثلاً یک خودرو به او مى رسد. حتى یک شرکت ساختمانى یک هواپیماى پیشرفته جت را به عنوان جایزه ویژه خود براى یکصد خریدار آپارتمانهاى یک برج مسکونى در نظر گرفت. با وجود این تبلیغات گسترده و استفاده از شگردهاى جذاب آنچنانی، باز دولت امارات نتوانست تعداد قابل توجهى از خریداران را جذب کند و فرار سرمایه از این کشور بحران زده هم چنان ادامه دارد. ایرانیان قربانیان بزرگ بحران مالى در امارات پس از تبلیغات پرزرق و برق و فریبنده برخى از مشاوران املاک دبى در شبکه هاى ماهواره اى عمدتاً فارسى زبان که در آن حتى مدعى شده بودند که قیمت خرید ملک در طى کمتر از 5 ماه تامین مى شود و سوى دیگر تبلیغات پردامنه و رنگارنگ برخى از نشریات داخلى سبب گردید تا ایرانیان به سرمایه گذارى در این بخش بپردازند و بدینوسیله با گسترش بحران در این کشور به شدت متضرر شوند. رئیس شوراى بازرگانان ایرانى مقیم در دبى وضعیت ایرانیان مقیم در دبى را این چنین تشریح مى کند: «اتفاقى که براى ایرانیان افتاده این است که وام هاى کمک خرید که تا 80 و 90 درصدبهاى ساختمان مى رسید و توسط بانکهاى اماراتى یا اروپایی- آمریکایى پرداخت مى شد.به خاطر بحران مالى قطع شده است. لذا بسیارى از ایرانیان که پیش پرداخت 10 تا 20 درصدى آپارتمان را پرداخت کرده اند نه مى توانند با دریافت وام صاحب آپارتمان خود شوند و نه مى توانند آن را پس بدهند، چرا که قیمت ها به نحو قابل توجهى کاهش یافته و خریدار نیز در بازار وجود ندارد. دکتر بهمن آرمان اقتصاددان در گفت وگو با کیهان در این خصوص مى گوید:«به علت سیاستهایى که در گذشته توسط بانک مرکزى تدوین شد عملاً دشوارى هاى بسیارى براى بازرگانان و تجار ایرانى و وارد کردن کالا به وجود آمد و برعکس دولت امارات تسهیلات فراوانى را براى بازرگانان ایرانى فراهم آورد که این تسهیلات بویژه در زمینه صادرات کالا به ایران سبب گردید تا ایران یکى از بزرگترین واردکنندگان کالا از امارات باشد. دکتر آرمان مى افزاید: «این تسهیلات سبب گردید تا سرمایه ها و نیروى انسانى ایرانى به دلیل شرایط آسان ارتباطی، شبکه بانکى پیشرفته و فضاى مدرن و مناسب زندگى به سمت این امیرنشین هدایت شود، به طورى که دبى به یکى از مکانهاى بزرگ جذب سرمایه ایرانیان تبدیل شود. این اقتصاددان با اشاره به برخى از تبلیغات کاذب شبکه هاى ماهواره اى در زمینه جذب سرمایه از ایران مى گوید: «برخى از دلالان املاک در شبکه هاى ماهواره اى از ارائه وام هایى تا 80درصد قیمت مسکن و بدون بهره سخن گفتند و بدین وسیله سرمایه هایى را که مى بایست در این کشور مورد استفاده قرار گیرد از کشور خارج نمودند و در این میان تنها ایرانیان نبودند که متضرر شدند و افرادى از سایر کشورها خصوصاً اروپائیانى که براى زمستان گذرانى در این کشور سرمایه گذارى نمودند نیز متضرر شدند اما باتوجه به بعد مسافرتى کوتاه میان ایران و امارات که فاصله اى کمتر از تهران به بندرعباس دارد، ایرانیان بیشتر به سرمایه گذارى پرداختند و شرکتهاى دلال فعال در این خصوص واحدهایى را به ایرانیان فروختند که تنها به صورت نقشه وجود داشت و متأسفانه این سرمایه هاى عظیم به جاى امنیت و گسترش سرمایه گذارى در داخل، این چنین از بین رفت.» گسترش بحران مالى در روزهاى آینده دکتر محمدحسین ادیب وضعیت اقتصادى امارات را بسیار بغرنج توصیف مى کند. این استاد دانشگاه در گفتگو با کیهان مى گوید: «سقوط 63% ارزش بورس دبى به علاوه زیان 15 میلیارد دلارى از دپوى کالا و عدم تمدید وام کوتاه مدت به دبی، شاکله و انضباط فکرى اقتصاد امارات را درهم ریخته است. اما این کشور ذخایر ارزى عظیمى داشت که مى توانست بحران اخیر را مدیریت نماید. ولى امارات برخلاف ژاپن و چین، ذخایر ارزى خود را به صورت سهام شرکتهاى سرمایه گذارى نگه دارى کرده و عمده سهام بانکهاى غربى را خریدارى نموده است. به طور مثال 5درصد سهام «سیتى گروپ» را خریدارى نموده که در حال حاضر تقریباً رایگان است.» دکتر بهمن آرمان، کارشناس برجسته اقتصادى نیز مى گوید: «در منطقه ما چندین کشور وجود دارند که داراى صندوق ذخیره ارزى هستند همانند کویت، عربستان، عمان و قطر. آنچه که در دبى صورت گرفته برخلاف دیگر کشورهاى منطقه چون عربستان سرمایه گذارى هایى است که در یک جا و به قول معروف در یک کاسه قرار گرفته و متنوع نمى باشد و به دلیل تمرکز بیش از حد این امیرنشین که در مجموع قابلیت تبدیل شدن به کشورى یکپارچه را ندارد، نتوانسته این بحران را مدیریت نماید. دکتر ادیب در پیش بینى آینده امارات و اثرات این بحران مى گوید: «در باب بحران در امارات ما به آغاز نزدیک تریم تا پایان. اقتصاد امارات طبیعت باران را یافته، یعنى عمر خود را در سقوط طى مى کند. هدف مدیریت کلان امارات حل مشکلات اقتصادى امارات نیست، بلکه حل مشکل بانکهایى است که به امارات وام داده اند. وضعیت امارات آنقدرها که مى گویند بد نیست، بدتر از آن است.» این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش خبرنگار کیهان که جامعه اماراتى به بازگشت سریع سرمایه عادت کرده و با این بحران چگونه روبه رو مى شود اظهار مى دارد: «این عادت همواره جزئى از راه حل است ولى اکنون جزئى از این مشکل شده است.»

بابک اسماعیلی دهنه سری. عضو انجمن اقتصاددانان ایران
روزنامه کیهان. چهارشنبه 13 آذر 1387 - سال شصت و هفتم - شماره ۱۹۲۴۷

لینک این مطلب در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)

[ ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: خبر و گزارش



دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧

مرحوم احمد اللهیاری، نویسنده کتاب «بهائیان در عصر پهلوی» به عنوان  یکى از اعضاى سابق کانون منحله نویسندگان ایران چنانکه در وصیتنامه خود نوشت: «... جریان روشنفکرى با نخستین ضربات تیشه اش، ریشأ اعتقادات مرا قطع کرد... و در این مسیر بود که تا به خود آمدم، کتابهاى احمد کسروى را به دستم داده بودند... و در مرحله بعد سر از محفل بهائیان درآوردم، اما خداى را شکر که هوشیارى من تا آن حد بود که فریب جاذبه هاى رنگین باب و بهاء را که در هیئت گفتگو با دختران زیبارو تجسم مى یافتند، نخورم... و به دنبال این تزلزل ها بود که سر از مزبله مارکسیسم درآوردم و باقى مانده اعتقاداتم را در این وادى از دست دادم... من به صراحت اعلام مى کنم که در کلیه حرکت هاى روشنفکرانه این خاک حداقل از ابتداى دهه ١٣۴٠حضورى فعال و درجه اول داشتم... اما خداوند سرانجام دریچه هاى عنایت را بر من گشود و زمانى که با شما آشنا شدم (کیهان تحت مدیریت آقاى شریعتمداری) همصدایى با شما را در شمار مهمترین وظایفم تلقى کردم و بسم الله گویان همراه شما شدم و همراه با شما افشاگرى پیرامون جریان روشنفکرى ایران را در قالب «نیمه پنهان» آغاز کردم... بگذارید صادقانه اعتراف کنم که زندگى من تا قبل از اینکه خداوند مرا مشمول عنایت خود کند، دست و پا زدنى عبث بود.... امیدوارم که روزى این تلاش صادقانه من مقبول درگاه حضرت احدیت قرار گیرد و توشه اى براى راه آخرتم باشد، راه آخرتى که به دست این دشمنان دوست نما ویران شده بود.» پس از بیدارى از خواب غفلت اومانیسم و مارکسیسم، در سالهاى آخر عمرش تمام تلاش خود را وقف روشنگرى و افشاى چهره پلید عمله هاى استکبار نمود، چنانکه امروز علاوه بر آثار منتشر شده اش، چندین کتاب گرانسنگ منتشر نشده در کارنامه خویش ثبت نموده تا انشاءا... در فرصت هاى دیگر به اهل تحقیق و پژوهش ارائه شود. آثارى که هر یک به مصداق آب در خوابگه مورچگان، با افشاگرى هاى خود، خواب دوستان سابق وى را خواهد آشفت، چنان که به مانند زمان فوتش، زبان به  عقده گشایى خواهند گشود. روان شاد احمد اللهیارى در این کتاب باتوجه به حضورش در کانون نویسندگان، مرکز پژوهشهاى تلویزیون ملی، مجله تماشا، واحد مرکزى خبر، روزنامه کیهان و همچنین حضور در محافل بهائیان به افشاى نقش مخرب بهائیان در عرصه سیاست و اقتصاد ایران اسلامى در زمان حکومت رضاخان و پسرش محمدرضا پرداخته است و از آنجا که سالها در عرصه نویسندگى و پژوهشگرى حضور داشته است دست نوشته هاى وى بیانگر زوایاى ناگفته و پنهان مانده از نفوذ و حاکمیت اقلیت فرقه بهائیت در ارکان رژیم پهلوى است. عناوین و سرفصل هاى کتاب بهاییان به قرار زیر است:

- دوره رضاخان (حضور بهائیان پس از کودتا)
- فعالان بهایى در حوزه  فرهنگ
- رابطه هویدا با روشنفکران
- کارگزار فرقه بهائیت در مطبوعات عصر پهلوی
- بهائیان در مسند قدرت
- بهائیان و مستشاران آمریکایى و لایحه کاپیتولاسیون
- معرفى برخى از نظامیان بهایی(ایادی- ازهاری- جم- خسروانى و...)
- کارنامه برخى از غارتگران بهایی(هژبر یزدانی- ثابت،...)
- بهائیان درگذر زمان (ماجراى تخریب حظیره  القدس)
و همچنین بخش اسناد و تصاویر، فهرست اعلام و متن وصیت نامه مرحوم اللهیارى خطاب به مدیر دفتر پژوهشهاى مؤسسه کیهان در شمار دیگر فصول کتاب است.
کتاب «بهائیان در عصر پهلوى ها» توسط انتشارات کیهان در 430 صفحه و به قیمت ٣٠٠٠تومان به بازار نشر عرضه شده است.
علاقه مندان براى تهیه این کتاب مى توانند به فروشگاههاى معتبر مراجعه نموده و یا با شماره تلفن: 13311020 و 93311070  تماس حاصل نمایند.

[ ٧:٤٦ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: معرفی کتاب و موضوع نوشتار: بهائیت



پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧

«رابرت بروس زولیک» رئیس بانک جهانی طی مقاله ای در روزنامه «بوستون گلاب» با اشاره به بحران مالی اخیر نوشت: «در صورت ادامه بحران مالی کنونی، این امکان که ساختار اقتصادی آمریکا و حتی اروپا مانند بحران 1929 مجبور به تغییرات اساسی شود چندان دور از ذهن نیست.»
پس از بحران آسیایی دهه 90 «جرج سوروس» در کتابی تحت عنوان «بحران در سرمایه داری جهانی» که آن را در فاصله کوتاهی پس از بحران مالی آسیا در سالهای 98-1997 نگاشت. آغاز سقوط نظام سرمایه داری را پیش بینی نمود. اما پس از چند سال، تجارت جهانی، آهنگی افزایشی به خود گرفت و دوران پررونقی را آغاز کرد. این تجربه سبب گردید تا با شروع بحران شدید مالی در آمریکا و انتقال زودهنگام این بحران به بسیاری از کشورها، عده ای از اندیشمندان اقتصادی و سیاسی، این بحران مالی شدید و پردامنه را گذرا دانسته و اظهار دارند که اقتصاد جهانی پس از گذر سریع از این بحران، رشد قابل ملاحظه ای را در سایه سرمایه داری ادامه خواهد داد. در این میان عده ای از اقتصاددانان وطنی نیز با تکرار جملاتی از این دست، مهر تأییدی بر نظام سرمایه داری زده و منتقدان نظام اقتصاد سرمایه داری را به ضعف در حافظه تاریخی متهم می نمایند.
نگاهی ساختاری به «سیتی» و «وال استریت» دو کانون سرمایه داری این نکته را آشکار می سازد که پیکره رنجور اقتصاد سرمایه داری بیمارتر از هر زمان دیگر است و خود به دنبال نسخه شفابخش دیگری می گردد و حتی به بازشناسی اقتصاد از مکتب اسلام پرداخته است.«سیتی» و «وال استریت» مراکز مالی لندن و نیویورک، دو مظهر سرمایه داری غرب در اقتصاد امروز، بیش از یک قرن و نیم بر اقتصاد و تجارت جهانی فرمانروایی می کردند و در تمام این سالها فرماندهان اصلی سیاستهای نئولیبرالیسم در اقصی نقاط جهان بوده اند.
در چندماه گذشته تصمیم گیران و کارگزاران سیاسی و اقتصادی آمریکا، مجبور به اتخاذ سیاستهایی شدند که پیش از این، آن را اقدامی سوسیالیستی می نامیدند!! اقداماتی چون فروش شرکت «مریل لینچ» به بانک آمریکا، انتقال قسمتی از شرکت بیمه «ای.آی.جی» یکی از بزرگترین بیمه های تجاری دنیا به دولت فدرال خرید «بیرالترینز» توسط جی پی مورگان، ورشکستگی کمپانی بزرگ «لمان برادرز» و بحران در بانکهای سیاسی شده ای چون بانک «گلدمن ساکس» مستقر در وزارت خزانه داری آمریکا و ملی کردن موسسات مالی و بانکهای ورشکسته دیگر، همگی حکایت از وجود نقصان بزرگ ساختاری در نظام سرمایه داری دارد که حتی اگر بتواند این بحران را نیز پشت سربگذارد، همچنان خود را گرفتار تردیدهای فراوانی می بیند که ماهیت و چرایی این نظام را بی پروا زیر سوال برده است.
«وال استریت» و «سیتی» از زمان ریاست جمهوری ریگان در دهه 1980 و شروع الگوی ریگانیسم همراه با شعارهایی چون دولت کوچک، مقررات زدایی مالی، کاهش مالیاتها و با استفاده از سیاست عدم کنترل و حذف مقررات مالی سالهای 80، به راهبران اصلی سیاستهای نئولیبرالیسم غرب تبدیل شدند و با زیرکی استعماری خود به نقش آفرینی در حوزه های سیاسی آمریکا و انگلستان پرداخته و گاه در قالب تامین کننده مهم سرمایه برای دولت ها و شرکت های مختلف، وارد اقتصاد کشورهای در حال توسعه ای چون آرژانتین، مکزیک، ترکیه و مالزی شدند و با نابودی شرکتهای کوچک، متوسط و ملی این کشورها و ایجاد یک حباب اقتصادی و نهایتاً انفجار این حباب، کشورهای هدف را دچار آسیب های فراوان اقتصادی و سیاسی نمودند. حال این کانونهای استعماری، خودگرفتار چنان ضعف و بیماری شده اند که در آنها یارای ایستادن نیز نمانده و برای بقاء دست به دامان مکتبهای دیگر شده اند.
در فوریه 2007 و سالروز «بلک استون»، استفان شوارتزمن رئیس این موسسه بزرگ، مجلس با شکوه پایکوبی با هزینه سه میلیون دلار برگزار کرد که در آن از گردانندگان اصلی وال استریت دعوت نمود و همه در اوج غرور و سرمستی، در این مجلس حضور یافتند و رسانه های آمریکایی از آن به عنوان مجلس بزرگان یاد کردند. اما اکنون با ادامه بحران، این مراکز، در اضمحلال قرار گرفته اند که این وضعیت بغرنج حتی از دید روزنامه های آمریکایی نیز دورنمانده است، تا جایی که روزنامه وال استریت در شماره روز 23 سپتامبر خود عنوان «پایان وال استریت» را تیتر می نماید.
آنچه که این روزها به گوش می رسد صدای شکسته شدن یکبار دیگر استخوانهای کاپیتالیسم و نئوکاپیتالیسم غرب در زیر آوار بحرانی است که بر اثر سیاستهای مورد دفاع و حمایتی این نظام، از سیاستهایی چون آزادسازی گردش سرمایه، تعمیم مبادلات آزاد و کناره گیری دولت ها از حقوق اجتماعی به وجود آمده است و گرچه نمی توان آن را پایان و فروپاشی نظام سرمایه داری غرب نامید، اما نشانه هایی حاد از بیماری غیرقابل درمان این نظام در حال اضمحلال است. کافیست یکبار دیگر نگاهی به سخنان «فرانسیس فوکویاما» نظریه پرداز معروف «پایان تاریخ» و از مهم ترین طرفداران لیبرال دموکراسی غرب در مصاحبه با نشریه نیوزویک (اکتبر 2008) بیندازیم:

«بین سالهای 2002 تا 2007، وقتی دنیا دوران رشد بی سابقه ای را تجربه می کرد، نادیده گرفتن سوسیالیست های اروپایی و پوپولیست های آمریکای لاتین که الگوی اقتصادی آمریکا را محکوم می کردند و آن را سرمایه داری کابویی می خواندند کار آسانی بود، اما اکنون واگن رشد اقتصاد آمریکا از ریل خارج شده و همه دنیا را به دنبال خود به خطر انداخته است. از آن بدتر اینکه اکنون متهم اصلی، الگوی آمریکایی است.»

بابک اسماعیلی دهنه سری. عضو انجمن اقتصاددانان ایران
روزنامه کیهان - دوشنبه 4 آذر 1387 - 24 نوامبر 2008 - سال شصت و هفتم - شماره 19239
 

[ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد



چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧

امشب ز من چه سوزی؟ امشب که پَر ندارم
گر خون من بریزی، بیم از خطر ندارم !

امشب ز من چه پُرسی، جانا حدیثِ مستی؟!
بنگر که من ز مستی از خود خبر ندارم

ای بی‌خبر چه دانی احوال ما چه دانی؟!
کز بیم محتسب من، اینجا گذر ندارم!!

گر پیش من تو باشی، خون از دلم تو ریزی
اشکی ز غم نریزم، چون غم دگر ندارم !

گر باده‌ای ز فردوس، در کام من بریزی !
جانا به حال مستی چشم از تو بَر ندارم !

احوالِ کویِ عاشق، جانا چه کس بداند ؟
چون من که جز نگارم سویی نظر ندارم

جامی تُهی کنارم، جانم پُر از غم یار !
ساقی چه شد نیازم امشب که زر ندارم ؟

امشب بگو به «فانی»، ای دل بگو نهانی !
داری تو میل پرواز امشب که پَر ندارم !!

[ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: شعر



دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧

خانم رئوفی سیر تحولات شما از چه زمانی آغاز شد؟

مهناز رئوفی

در نوجوانی به بهائیت شک کردم. سوال هایی برایم پیش آمد که جوابی برایشان نبود. در مدرسه قرآن می خواندیم و معلمان پرورشی و دینی از اسلام می گفتند. اما به محض برگشت به خانه و حضور در کلاس های درس اخلاق که داشتیم روی ما کار و هرچه را یاد گرفته بودیم، خنثی می کردند.

به شما اجازه یافتن پاسخ سوالاتتان را می دادند؟ 

بهائیت 12 تعلیم دارد. اولین تعلیم، جستجوی حقیقت است. اول باید جستجوی حقیقت کنی بعد بهایی شوی. اما این تعلیم در حد یک شعار است. اصلاً کوچکترین اجازه ای برای جستجوی حقیقت و خواندن کتاب های غیر بهایی نمی دهند. بخصوص کتاب هایی که تالیف بهائیان مسلمان شده باشد.
شما در مدرسه کتاب های دینی و اخلاق داشتید...
کتاب های دینی و اخلاق مهم نبود. چون هر سوالی که برایمان پیش می آمد با تفسیر های خودشان برایش جوابی داشتند.

اگر کسی کتاب هایی را که مورد علاقه آنها نیست بخواند، از طرف تشکیلات بهایی مجازات می شود؟

مرتب می گویند نباید این کتاب ها را بخوانید. بهائیان هم فکر می کنند هر چه تشکیلات بگوید از طرف خداست. به همین علت گوش می دهند. اما خب بعضی ها هم گوش نمی دهند و به صورت پنهانی کتاب ها را می خوانند.

ادامه مطلب

[ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: بهائیت



دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧

کتاب "فریب" اثر جدیدی است که با شیوه ای روایی، هنرمندانه داستان واقعی زندگی زن جوانی رابه تصویر می کشاند که بر اثر غفلت و عدم شناخت، ناآگاهانه با افراد تشکیلاتی و مافیایی فرقه به حشر و نشر پرداخته، و در مدت کوتاهی خود و خانواده اش، همگی در دام فرقه سراسر فریب بهائیت غلطیده و مسیر و ماهیت زندگیشان دستخوش اتفاقتی ناگوار می گردد.

رئوفی پیش از این با نوشتن کتاب "سایه شوم" و بیان خاطرات خود در این اثر، مورد اقبال خوانندگان قرار گرفته بود. رئوفی پیش تر نیز رمان "مسلخ عشق" را در سال 1380 با موضوع حقایقی افشا کننده از ماهیت درون فرقه ای تشکیلات بهائیان نوشته بود.

نویسنده در این کتاب، هنرمندانه به تبیین ماهیت واقعی فرقه ضاله بهائیت و تشکیلات مافیایی آن پرداخته و با بازگو نمودن داستانی واقعی، به چگونگی فریب خوردن افراد در مقابل این فرقه می پردازد و ذهن خواننده را با این سوال درگیر می سازد که "اتفاق" چگونه اتفاق افتاد؟

ادامه مطلب

[ ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: معرفی کتاب و موضوع نوشتار: بهائیت



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.