بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸

گزارش مستندی از بی اثر بودن طرح تحریم آمریکا در واردات بنزین به ایران
بابک اسماعیلی. عضو انجمن اقتصاددانان ایران

    سیاست تحریمی آمریکا و متحدان غربی این کشور علیه جمهوری اسلامی ایران سالهاست که ادامه دارد.
    در طول 30 سال اخیر، ایرانیان بارها با این پیام از جانب غرب رو به رو شده اند که اگر از اعتقادات و سیاست های اصولی خود چشم نپوشند، با تحریم های یکجانبه آنان مواجه می شوند.
    آخرین مورد این سیاست رنگ باخته ، تصویب طرح کنگره آمریکا در تحریم شرکت های تامین کننده بنزین و فرآورده های نفتی ایران است که بنا بر شواهد و قرائن موجود مانند سایر سیاست های تحریمی واشنگتن بر ضد ایران در همان مراحل ابتدایی با شکست مواجه شده است.
    در این میان در طول این سالها، ایران با اتخاذ سیاست های اصولی همواره بر تحریم ها غلبه کرده که به گفته مسئولان و کارشناسان این بار نیز چنین خواهد شد.
    در واقع این تحریم ها ایران را به سمت خودکفایی در تولید محصولات سوق می دهد.

ادامه مطلب

[ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸

انتشار یادداشت «پشت پرده سه هزار و 417 تیتر سیاه» توسط بابک اسماعیلی در مورخ 13 مرداد 1388 در «روزنامه کیهان» بازتاب گسترده ای را در پی داشت. در این نوشتار، به پدیده «کلاهبرداری های مطبوعاتی» و «شارلاتانیزم سیاسی» پرداخته شد و گزارشی از «نیمه پنهان» فعالیتهای روزنامه «فرهنگ آشتی» منتشر گشت. در آن یادداشت، هویت فردی چند چهره به نام «محمد مهدی امامی ناصری» بازکاوی و یکی از شیوه های وی برای کلاهبرداری مطبوعاتی افشا شد. «ناصری امامی» که اکنون خود را رییس شورای سیاستگذاری روزنامه «فرهنگ آشتی» معرفی می کند، با چندین شناسنامه متفاوت، همچنین استفاده از شگردهای پیچیده «فریب و کلاهبرداری جعل عنوان» در میان شخصیت ها و محافل سیاسی و فرهنگی نفوذ کرده و از رهگذر عملیات فریب، هر بار با حذف بخشی از نام و یا فامیل خود و به عبارتی «جعل هویت» برخی سازمان ها و شخصیت های حقوقی و حقیقی را فریب داده است. تا جاییکه فضا را چنان برای خود فراهم می دید که حتی قصد کاندیداتوری مجلس هشتم شورای اسلامی را داشت و با خرج هزینه های کلان کوشید تا به عنوان «نمایندگی مجلس» دست یابد، اما با رد صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان ناکام ماند.
    تولد و رشد موجوداتی مانند «ناصری امامی» که تمام روابط و فعالیتهای سیاه و شوم آنان گره خورده با «شارلاتانیزم سیاسی و مطبوعاتی» است، ضرورت آسیب شناسی فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور را باز می تاباند.
    «روزنامه کیهان» حسب خط مشی خویش و به حکم رسالت شرعی، قانونی و حرفه ای خود کوشش می کند که بدون هیچ ملاحظه ای ابعاد پنهان و البته تکان دهنده و تاسف بار جاعلان و کلاهبردارانی مانند «محمد مهدی امامی ناصری» را در آینده آشکار و منتشر سازد.
    آنچه در پی می آید، نامه ای است که پس از افشای نیمه پنهان روزنامه «فرهنگ آشتی» توسط «بابک اسماعیلی» از سوی مدیر مسئول این روزنامه به «کیهان» واصل شد. آقای «عبدالله عبدوس» که امتیاز شرکت و به تبع آن روزنامه خود را در یک فرآیند غیرقانونی در فروردین سال 1388 به مبلغ هشت میلیارد ریال به «محمد مهدی امامی ناصری» واگذار کرده است، اما اکنون خود به یکی از قربانیان پروژه سیاه «شارلاتانیزم سیاسی و مطبوعاتی» تبدیل شده است. عبدوس مدیرمسئول فرهنگ آشتی اگرچه خود به سبب انجام معامله ای (که براساس قوانین مطبوعاتی جمهوری اسلامی دارای وصف و عنوان مجرمانه است) باید پاسخگو باشد، اما پس از آگاهی از روش های کلاهبرداری ناصری امامی می کوشد زوایای دیگری از این ماجرا را توضیح دهد. «عبدالله عبدوس» در نامه زیر فاش می کند که چگونه «ناصری امامی» علیه مدیرمسئول روزنامه کودتا کرده است.
    براساس مستندات متقن و نیز نامه ذیل که در آن به صراحت آمده است «ناصری امامی»، چندین ماه است که مانع انجام وظایف نظارتی و قانونی روزنامه «فرهنگ آشتی» است، بنابراین «روزنامه کیهان» خواستار توجه و اقدام قانونی مراجع قضایی کشور (مقام مدعی العموم) و «هیئت نظارت بر مطبوعات» برای رسیدگی سریع به این پرونده سیاه است که تا امروز تنها ابعاد کوچکی از آن فاش شده است.
 متن نامه عبدالله عبدوس به یادداشت بابک اسماعیلی در روزنامه کیهان بدین شرح است:
    

    بسمه تعالی
    جناب آقای شریعتمداری
    مدیرمسئول محترم روزنامه کیهان
    با سلام

    احتراما، پیرو چاپ مطلبی تحت عنوان «پشت پرده سه هزار و 417 تیتر سیاه» روز سه شنبه مورخ 13/5/88 که در آن به موضوع روزنامه «فرهنگ آشتی» پرداخته شده بود و به بخشی از سوابق محمدمهدی امامی ناصری هم اشاره شده بود مطالبی قابل و لازم به ذکر است که شرح مختصری از آن در زیر می آید:
    1- آقای محمدمهدی امامی ناصری در اوایل سال جاری با معرفی خود بعنوان نماینده آقای محسن رضایی اعلام کرد که قصد خرید امتیاز روزنامه «فرهنگ آشتی» را دارد و پیشنهاداتی ارایه کرد که پس از بررسی این پیشنهادات و با توجه به مشکلات و تنگناهای بیش از حد مالی تصمیم بر این شد که امتیاز روزنامه واگذار شود.
    در مرحله اول مذاکرات آقای امامی ناصری اعلام کرد که در صورت انتقال امتیاز روزنامه از «شرکت نشر اندیشه مهر» به «بنیاد مردم» شرایط بهتری فراهم خواهد شد که این امر با توجه به مشکلات قانونی عملاً امکان پذیر نشد و در نهایت قرار بر این شد که سهام شرکت «نشر اندیشه مهر» بعنوان صاحب امتیاز روزنامه «فرهنگ آشتی» در مقابل دریافت مبلغی به امامی ناصری واگذار شود. این اتفاق طی قراردادی که بین آقای امامی ناصری بعنوان رئیس بنیاد مردم و اینجانب بعنوان نماینده شرکت نشر اندیشه مهر منعقد شد و پس از صدور چند فقره چک که متعلق به خانمی به نام زارعی بود شرکت در دفترخانه رسمی تاریخ 17/1/88 به بنیاد مردم و شخص آقای «امامی ناصری» واگذار شد.
    پس از مراحل واگذاری شرکت نشر اندیشه مهر و پاس شدن یک یا دو فقره از چکهای خانم زارعی مابقی چکها بلامحل بوده و پاس نشدند و یکی پس از دیگری برگشت خوردند. آقای امامی ناصری عنوان می کردند که با مشکلات عدیده مالی مواجه شده اند و چندین بار مهلت خواستند که از سوی سهامداران سابق شرکت نشر اندیشه مهر این مهلت داده شد تا اینکه آقای امامی ناصری پس از مدتی دیگر تلفن های ثابت و همراه خود را پاسخگو نبودند و صاحبان قبلی شرکت نشر اندیشه مهر و طلبکاران روزنامه که اعتماد خود را بر باد رفته می دیدند با به اجرا گذاشتن چکها سعی در احقاق حق خود داشتند.
    در این مرحله که آقای امامی ناصری از سوی خانم زارعی تحت فشار قرار گرفت حاضر به مذاکره شد و در جلسه ای قرار بر این شد که به جای چکها و مبلغ بدهی خود چند ملک را با نظر کارشناسی معادل قیمت واگذار کند که متاسفانه علیرغم امضای مبایعه نامه ها مجددا ایشان خلف وعده نمودند و از واگذاری آن املاک نیز سر باز زدند.
    آقای محمد مهدی امامی ناصری در اقدامی غیرقانونی و بدون هماهنگی و اعلام قبلی نام بنده را به عنوان مدیرمسئول قانونی روزنامه فرهنگ آشتی از شناسنامه روزنامه حذف کرد و اکنون مدت هاست که روزنامه بدون درج نام مدیرمسئول منتشر می شود که این خود جای تامل دارد!
    با توجه به موارد فوق مشاهده می فرمایید که آقای محمدمهدی امامی ناصری به شیوه ای نامشروع و کلاهبردارانه اکنون روزنامه فرهنگ آشتی را منتشر می نماید و بیش از آنکه به احقاق حق صاحبان روزنامه اقدام کند تمامی آنرا بعنوان ملک خود در اختیار گرفته است.
    2- مواضع و شیوه اداره روزنامه فرهنگ آشتی امامی ناصری هرگز مورد تایید بنده بعنوان مدیرمسئول نبود و اهانت ها و تهمت های بی شماری که به اشخاص حقیقی و حقوقی در روزنامه صورت می گرفت بدون هماهنگی و تایید اینجانب اتفاق می افتاد و هم اینها نشان از غیرحرفه ای بودن امامی ناصری در مسائل ژورنالیستی بود تا جائیکه که یک صفحه از روزنامه را مدت ها برعکس منتشر می کرد که پس از مضحکه شدن صفحه را برگرداند.
    منافع شخصی امامی ناصری از همان ابتدا با در اختیار گرفتن روزنامه ای که قرار بود نام محسن رضایی و اهداف انتخاباتی او را یدک بکشد به همه چیز اولویت داشت. بعنوان مثال چند روز پس از واگذار شدن امتیاز روزنامه و اینکه مشخص شد آقای رضایی، امامی ناصری را بعنوان رئیس ستادش قبول ندارد و دکتر دانش جعفری را به سمت ریاست ستاد انتخاباتی اش منصوب کرد ناگهان مواضع امامی ناصری در چرخشی عجیب علیه ستاد آقای رضایی و شخص دانش جعفری تغییر کرد و به شکلی غیرمنطقی و غیرحرفه ای روزنامه را به سمت حمایت از یکی دیگر از کاندیداها ]موسوی[ کشاند که البته پس از انتخابات باز هم تغییر موضع داد.
    شواهد حاکی است عطش مطبوعاتی آقای امامی ناصری تنها با خرید شرکت نشر اندیشه مهر و روزنامه فرهنگ آشتی فرو ننشست و پس از آن دنبال فعالیت بیشتر در این عرصه با خرید چند روزنامه دیگر می باشند و تاکنون اقداماتی هم انجام داده است.


    با احترام...
    عبدالله عبدوس

متن جوابیه مدیر مسئول فرهنگ آشتی  در کیهان
متن جوابیه مدیر مسئول فرهنگ آشتی
در رجا نیوز
متن جوابیه مدیر مسئول فرهنگ آشتی
فرهنگ آشتی

گفتنی است پس از بازتاب بسیار گسترده از این مقاله و به دنبال آن انتشار نامه عبدالله عبدوس به کیهان، روزنامه «فرهنگ آشتی» و شخص «امامی ناصری» با آشفتگی تمام به جای پاسخگویی به مسائل مطرح شده در این مقاله، مطالب مستند کیهان را خارج از دایره تقوی و قانون دانسته است.

متن کامل رساله «کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری در خدمت پروژه سیاه نمایی» توسط بابک اسماعیلی  را در اینجا بخوانید

[ ٥:٤۱ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست و موضوع نوشتار: نقد و جوابیه



یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۸

بابک اسماعیلی. عضو انجمن اقتصاددانان ایران

پلورالیزم رسانه ای و روزنامه های اجاره ای

پارلمان هلند در ماههای پایانی سال 1383به پیشنهاد «فرح کریمی» نماینده ایرانی تبار پارلمان هلند و عضو حزب صهیونیستی سبزها، الحاقیه ای بر بودجه سال 2005 میلادی وزارت خارجه این کشور اضافه و تصویب کرد. براساس این مصوبه دولت هلند موظف می شد تا حمایت مالی از روزنامه نگاران و اصحاب رسانه ای مخالف نظام جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار دهد. (1) دراین پروژه، پارلمان هلند ابتدا مبلغی در حدود 15 میلیون یورو را تحت عنوان «تامین اهداف و برنامه های سیاسی و تبلیغاتی هلند در حوزه ایران» تصویب نمود. با ابلاغ این مصوبه در 9 تیر 1384 به وزارت خارجه هلند، این وزارتخانه مامور شد با شناسایی و جذب چند NGO غربی فعال در حوزه های رسانه ای و تبلیغاتی ضدایران و سازماندهی اپوزیسیون رسانه ای در داخل ایران در کنار «ان.جی.اوها» پروژه ای تحت عنوان «پلورالیزم» رسانه ای درایران را اجرایی کند.

 

ادامه مطلب

[ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸

مجلس سنای آمریکا، روز پنجشنبه 30 جولای 2009 (8 مرداد 1388) با هدف تحت فشار قرار دادن کشورمان در چشم پوشی از حقوق قانونی و صلح آمیز هسته ای خود، به تحریم شرکتهای صادر کننده بنزین به ایران رای داد.
بر اساس این طرح که در قالب قانون 34 میلیارد دلاری هزینه های انرژی و آبرسانی آمریکا گنجانده شده بود و پیش از سنا، مجلس نمایندگان آمریکا در آخرین ساعات روز چهارشنبه 29 جولای 2009 به آن رای مثبت داد، از این پس شرکتهایی که اقدام به صادرات بنزین به ایران کنند با اقدامات تنبیهی آمریکا روبرو خواهند شد. «هوارد برمن»؛ رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا که این طرح را تحت عنوان «نقشه سوم» برای تحریم صدور فرآورده های نفتی به ایران تهیه کرده است، در جلسه ای که به منظور بررسی مسائل مربوط به ایران پیش از رای گیری تشکیل شد، هدف از تهیه، تصویب و اجرای این قانون را اینگونه عنوان نمود: «من این لایحه را مثل یک شمشیر داموکلس بالای سر جمهوری اسلامی می دانم که هشداری روشن به
ایرانی هاست که می گوید اگر به طور جدی وارد مذاکره با آمریکا نشوند و فوراً غنی سازی اورانیوم را مطابق قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد متوقف نکنند، چه پیش خواهد آمد. اگر مذاکره مستقیم مورد پذیرش ایران قرار نگیرد آن وقت من آماده پیشبرد لایحه تحریم فرآورده های نفتی علیه ایران در پاییز پیش رو هستم.»
در این خصوص اشاره به نکاتی در خور توجه است:
1- بر اساس این طرح، مجازات و تنبیه شرکت های صادر کننده بنزین به ایران، پس از نشست گروه بیست که در ماه سپتامبر 2009 برگزار می شود به اجرا در خواهد آمد. مقامات آمریکایی اعلام کرده اند که اگر تا آن تاریخ، ایران در توقف برنامه هسته ای خود و مذاکره با غرب، گام های مثبتی بردارد! طرح کنگره آمریکا برای تنبیه شرکت های صادر کننده بنزین به ایران لغو می شود و در غیر این صورت، طرح تحریم به قوت خود باقی خواهد بود. همانطور که پیشتر در یادداشتی مفصل تحت عنوان «اقتصاد ایران و نسخه بیلدربرگی براندازی نرم» در ماههای نخست ریاست جمهوری «باراک اوباما»، مستاجر جدید کاخ سفید مورد اشاره قرار داده ام، ایالات متحده در این دوره می کوشد با استفاده از نفوذ در منافذ اقتصادی ایران، نظام جمهوری اسلامی را به چالش کشیده و مقاصد شوم استعماری را در سطح منطقه ای و بین المللی دنبال نماید. در همین زمینه « دنیس راس» یکی از صهیونیست های نشان دار که اوباما وی را به عنوان «هماهنگ کننده ارشد سیاستهای امریکا در قبال ایران» تعیین کرده است، در یادداشتی در تاریخ 31 دسامبر 2008
(11 دی ماه 1387) در هفته نامه امریکایی News Week می نویسد: «تحریم های سازمان ملل در سه سال گذشته معطوف به صنایع هسته ای و موشکی ایران بوده و اقتصاد ایران را هدف قرار نداده است... هدف قراردادن اقتصاد به شیوه مستقیم تر، تهران را وادار خواهد ساخت که انتخاب دیگری داشته باشد. ایران نقاط آسیب عمیقی در اقتصاد خود دارد. این کشور 43درصد از بنزینش را وارد می کند و صنایع نفت و گاز طبیعی آن به شدت نیاز به مبالغ عظیم سرمایه گذاری و فن آوری دارد. اظهارات «مارک دوبوویتز»، مدیرعامل بنیاد صهیونیستی موسوم به «دفاع از دموکراسی ها» درباره این طرح سنا خود تاییدی بر این مدعاست وی اظهار داشته است: «کنگره از فکر هدف گرفتن پاشنه آشیل اقتصادی ایران که همان وابستگی این کشور به واردات سنگین بنزین است، برای توقف برنامه غیرقانونی تولید سلاح های هسته ای آن استفاده می کند.» در همین حال خبرگزاری رویترز، روز دوشنبه 3 اوت (12 مرداد سالجاری) اعلام کرد «یک کارمند دولت اسرائیل که نمی خواهد نامش فاش شود، به خبرگزاری رویترز گفت که ممنوعیت صادرات بنزین به ایران، موضوعی بوده که مدت هاست اسرائیل و هم پیمانانش بر روی آن بحث می کنند، ولی سیاستگزاران واشنگتن نگران آن هستند که واکنش ایران می تواند پیامدهایی بر بازار جهانی نفت داشته باشد.» این خبرگزاری آمریکایی افزود «نه کاخ سفید و نه وزارت خارجه آمریکا نمی خواستند در این باره نظر بدهند که ممنوعیت صادرات بنزین به ایران، موضوع رایزنی ها با اسرائیل و هم پیمانان اروپایی بوده است.»
2- وضع تحریم فروش بنزین به ایران و همچنین تحریم خرید نفت خام از شرکتهایی که بنزین به ایران می فروشند، موضوعی قدیمی و سیاستی از پیش شکست خورده است. ایالات متحده بیش از یک سال است که بحث تحریم فروش بنزین به ایران از سوی متحدان استراتژیک خود را مطرح می کند و دولتمردان ایرانی نیز متقابلا اعلام کرده اند که نگرانی از این اقدام ندارند و حتی به راهکارهای مقابله با این اقدام به خوبی اندیشیده اند. میزان واردات و تولید کنونی بنزین را به ترتیب حدود 22 میلیون لیتر در روز و 45 میلیون لیتر در روز است. با توجه به تنوع بسیار زیاد مبادی واردات بنزین در جهان، اجرای طرح تحریم بنزین علیه ایران، نمی تواند ساختار حمل و نقلی کشور را تحت تاثیر قرار دهد و فقط فروشندگان بین المللی بنزین را متضرر می کند. از سوی دیگر اجرای طرح سهمیه بندی بنزین از تیرماه سال 1386و استفاده از کارت هوشمند سوخت، نتایج خوبی برای کنترل مصرف سوخت به همراه داشته است. در حالی که به طور معمول می بایست با ورود تعداد بیشتر خودرو به چرخه حمل و نقل، 4 تا 5 درصد رشد مصرف بنزین در این مدت ثبت می شد، بنابر آمار رسمی، استفاده از کارت هوشمند سوخت صرفه جویی قابل توجه بیش از 20 میلیون لیتر در روز را سبب شده است.
3- به نظر می رسد مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران با ذهنیتی متعلق به دهه 1350و حتی پیشتر از آن، گمان برده اند تحریم بنزین ، ضربه ای کاری بر شاکله اقتصادی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران و ملت انقلابی ایران وارد می آورد. این در حالی است که تجربه 30 ساله اخیر جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تحریم های بین المللی آمریکا و متحدان غربی و شرقی این کشور ثابت می کند که در هر مقطعی ملت ایران مورد ظلم و تحریم قرار گرفته، در همان مقطع به رشد و بالندگی دست یافته است. در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تنها شش پالایشگاه نفت خام با ظرفیت عملیاتی 825هزار بشکه در روز در کشور فعال بود و حجم تولیدات اصلی این شش پالایشگاه تنها 105هزار مترمکعب در روز بود، اما در حال حاضر 9پالایشگاه نفت با ظرفیت عملیاتی یک میلیون و 740 هزار بشکه در روز، فرآورده های نفتی مورد نیاز کشور را تامین می کنند و حجم تولیدات اصلی پالایشگاه های کشور، حدود 240 هزار مترمکعب در روز افزایش یافته است و احداث هفت پالایشگاه جدید و نسل جدید نفت خام نیز در دست اجرا قرار گرفته است. با بهره برداری از این تاسیسات جدید، ظرفیت پالایش نفت خام کشور در سالهای 1391و 1392خورشیدی به سه میلیون و 100هزار بشکه در روز افزایش خواهد یافت و تولید بنزین کشور به رقم 180میلیون لیتر در روز (از میزان فعلی 44 میلیون لیتر در روز)، بالغ خواهد شد. با تحقق این برنامه ها، نه تنها نیاز داخل به بنزین تامین می شود ، بلکه جمهوری اسلامی ایران به یک صادرکننده عمده بنزین در منطقه تبدیل می شود. خبرگزاری فرانسه نیز با اذعان به این موضوع که ایران به زودی تولیدکننده بنزین خواهد شد اعلام کرد، کشورهای صادرکننده بنزین و سرمایه گذار در این حوزه، تغییر موضع ایران از یک کشور واردکننده بنزین به کشوری صادرکننده، را فرصت خوبی برای سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال می دانند، هرچند این خبر برای شرکت ها و کشورهای صادرکننده بنزین چندان خوشایند نیست.
4- شمشیر «داموکلس» از نظر تاریخی نشان دهنده وضعیتی است که حدود قرن چهار پیش از میلاد در کنارخوشبختی، خطر مرگ و نیستی بالای سر انسان ها قرار دارد و هر لحظه آن ها را تهدید به مرگ می کند و انسان ها در اتمسفری از خوشبختی و بدون اطلاع از مرگ زندگی می کنند. اما در این میان، شمشیر شکسته داموکلس آمریکا که سناتور«هوارد برمن» ادعا می کند بالای سر جمهوری اسلامی ایران قرار داده شده تا ایران دست از فعالیت های صلح آمیز هسته ای خود بردارد، شمشیر شکسته ای است که درآن از خوشبختی خبری نیست. تنها پیام سیاسی این اقدام یکجانبه و برخلاف تمامی کنوانسیون های جهانی را باید در این عبارت دانست: «تسلیم بی قید و شرط ملت های آزادیخواه به خواست استثمارگرانه و ستم گرانه ی قدرت های زورگو.» هر چند به نظر می رسد هدف کاخ سفید از اتخاذ چنین سیاست هایی در برابر کشورهای مستقل و نوظهور، تحمیل شرایط زندگی توام با ترس و هراس همیشگی از آمریکا در سراسر جهان است، اما سردمداران کاخ سفید گویا فراموش کرده اند که جهانیان دیگر در عصری به سر نمی برند که انسان ها به راحتی قرن های پیش طوق برد گی و اسارات را یا به خاطر اعتقادی و یا از طریق زور بر گردن نهند.امروزه بیش از هر زمان دیگری، مردم کشورهای تحت سلطه و یا پیرامونی برای مقابله با این شمشیر شکسته داموکلس قدرت های زورگو به پا خواسته اند و همگام با ملت آزاده ایران راه مبارزه با سیاست های یکجانبه زورگویان را برگزیده اند.

بابک اسماعیلی. عضو انجمن اقتصاددانان ایران

لینک مقاله در روزنامه کیهان: پنجشنبه 15 مرداد 1388- شماره 19429

[ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸

بخش پایانی
رساله کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری در خدمت پروژه سیاه نمایی

اصلاح طلبان افراطی و جریانات اپوزیسیون برآن بودند تا با توجه به برخی مشکلات اقتصادی موجود در کشور، با متمرکز کردن توجه رسانه ای خود به حوزه اقتصاد، ناکارآمدی دولت نهم در حوزه اقتصاد را با استفاده از دروغ پردازی ها، آمارسازی ها، ایجاد تردید در موفقیت ها و حتی جعل اخبار و آمارهای رسمی کشور در سطح گسترده ای به مخاطبین القا کنند.
در میان روزنامه هایی که به طور مستقیم و غیرمستقیم درخدمت پروژه «پلورالیزم رسانه ای در ایران» قرار گرفتند، روزنامه «سرمایه» تحت مدیریت «حسین عبده تبریزی» دبیرکل سابق بورس اوراق بهادار تهران در دولت اصلاحات، که در زمان مدیریت وی در بازار سرمایه ایران، عده ای خاص از طریق کارگزاری در بورس به ثروت های کلان رسیدند، هدایت معنی دار نشریات وابسته به جریان اصلاحات در پروژه سیاه نمایی اپوزیسیون داخلی را بر عهده داشت.
«عبده تبریزی» پس از آنکه به دلیل فعالیت غیرشفاف و ایجاد اخلال در بورس و به سقوط کشاندن شاخص ها با هدف ضربه زدن به دولت عزل شد، با انتشار روزنامه سرمایه با مشی «اقتصاد آزاد» می کوشد راهبردها و تصمیم های سیاسی و اقتصادی عملکرد دولت نهم را سیاه جلوه دهد. وی که در جمع آوری امضا برای نامه های انتقادی اقتصاددانان و کارشناسان مخالف دولت به رئیس جمهور نقش مهمی داشته است، در زمستان 86 بانقض آشکار قانون مطبوعات، می کوشد اداره امور روزنامه «سرمایه» را به «علی خدابخش» سرمایه گذار و مدیر رسانه ای روزنامه ها و نشریاتی چون «خرداد»، «شرق»، «اعتماد» و «چلچراغ» و افراد تیم رسانه ای وی نظیر سعید لیلاز، محمد صادق جنان صفت، فرشاد مؤمنی بسپارد. خبرنگاران فعال در تحریریه «سرمایه» می گویند: «نخستین بار «علی خدابخش» را زمانی در کنار حسین عبده تبریزی دیده اند که او از سفر حج بازگشته بود و از همان شب زمزمه های ایجاد تغییرات بنیادی در روزنامه سرمایه به گوش رسید، اما کسی گمان نمی کرد عبده روزنامه سرمایه را به کسی انتقال دهد.»1 هرچند با روشنگری های صورت گرفته و برخی اقدامات پیشگیرانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عبده تبریزی در انتقال آشکار و به زعم خود قانونی! تیم رسانه ای خاص به «سرمایه» ناکام می ماند، ولی ادبیات موهن و نامأنوس و آمارسازی ها و سیاه نمایی های هدف دار این روزنامه طرفدار لیبرال سرمایه داری افسارگسیخته، تحت مدیریت کارشناسان اقتصادی نظیر «سعید لیلاز» و «فرشاد مؤمنی» و شخص عبده تبریزی، در فاصله چند ماه به آغاز انتخابات ریاست جمهوری، که در ادامه تنها به تعدادی از نمونه های آن می پردازیم، نشان می دهد بی جهت نیست یک سال پیش از انتخابات دهم بحث واگذاری «سرمایه» به حلقه مدیریتی خدابخش مطرح می شود.
روزنامه «سرمایه» روز دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 در اقدام غیرحرفه ای که در تاریخ مطبوعات کشور بی سابقه است، با چاپ سرمقاله ای جعلی، به سیاه نمایی و تخریب عملکرد و دستاوردهای دولت نهم می پردازد. «سرمایه» در این سرمقاله که به نام «بیژن نامدار زنگنه» وزیر نفت دولت اصلاحات و نماینده «میرحسین موسوی» در انتخابات دهم، تحت عنوان «خودکفایی بنزین به چه قیمتی» در صفحه نخست به چاپ می رسد، اقدام دولت در تولید 48ساعته بنزین درصورت وقوع تحریم را غیراقتصادی و غیرکارشناسی! می خواند2.
این اقدام قابل تأمل تیم گردانندگان روزنامه «سرمایه» در غیرکارشناسی خواندن موفقیت دولت نهم که دوست و دشمن آن را ستایش می کنند، صدای زنگنه را نیز درآورد. وی روز سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 با ارسال تکذیبیه ای به این روزنامه می نویسد: «آنچه به نام اینجانب در آن روزنامه درج شده است، به هیچ وجه نوشته اینجانب نبوده و نظرات مرا منعکس نمی کند.»
زنگنه در ادامه تکذیبیه خود نوشته است: «خبرنگار محترم آن روزنامه که با اینجانب تماس تلفنی گرفته و دراین خصوص اطلاعاتی از من خواستند، همین متن را با کمی تغییرات برای من خواندند. چندبار به ایشان تأکید کردم که این مطالب نظر خود شماست و به هیچ وجه چنین مطالبی را که مخلوطی از مطالب درست و نیز غیردقیق است تحت عنوان نظرات من منعکس نکنید که متأسفانه جای گلایه دارد که به رغم همه تاکیدات اینجانب باز چنین مطالبی غیردقیق به نام اینجانب در آن روزنامه آورده شده است.»3
این اقدام روزنامه «سرمایه» در روزهای بعد مجددا تکرار می شود. روز چهارشنبه، 23 اردیبهشت 1388 نیز «سرمایه» با انتشار به اصطلاح بیانیه ای از 75 جامعه شناس با حمله به رئیس جمهور مدعی می شود سیاست های فرهنگی و اجتماعی دولت نهم باعث افزایش گسست همبستگی اجتماعی و تضعیف شالوده های مدنی جامعه شده است. «سرمایه» در ادامه در اقدامی به دور از اخلاق حرفه ای از قول پروفسور «منوچهر آشتیانی» جامعه شناس می نویسد: «به این ترتیب من به این امضاکنندگان که سکوت صد ساله را شکستند و نسبت به معضلات و مسائل اجتماعی و سیاسی روز، اظهارنظر کردند، دست مریزاد می گویم. اگر این بیانیه به دست من می رسید، من هم امضا می کردم.»4
روز بعد پروفسور آشتیانی نقل قول منتشر شده در روزنامه «سرمایه» را تکذیب می کند. منوچهر آشتیانی در این خصوص در گفتگو با خبرگزاری ها می گوید: «خبرنگار این روزنامه با من تماس گرفت و گفت آیا شما بیانیه حمایت جامعه شناسان از مهندس موسوی را امضا می کنید، که من گفتم این بیانیه را نخوانده ام و در حمایت از آقای موسوی هم بیانیه ای امضا نمی کنم.»
دو تکذیبیه مذکور نشان می دهد که این روزنامه حامی کاندیدای اصلاح طلبان و مدعی قانون گرایی برای رسیدن به اهداف سیاسی خود به هیچ وجه قانون، تقوا و حتی اخلاق حرفه ای را رعایت نمی کند.
جعل سرمقاله و نقل قول های دروغین از چهره های شناخته شده برای سیاه نمایی عملکرد وضع موجود، تنها بخشی از ماموریت روزنامه «سرمایه» در ماه های پیش از برگزاری انتخابات بود، روزنامه مذکور علاوه بر این اقدامات غیرقانونی و غیرحرفه ای که در جای خود قابل پیگیری است، تمام تلاش چند ماه اخیر خود را چه پیش از برگزاری انتخابات و چه پس از شکست تیم گرداننده آن در انتخابات معطوف به آمارسازی و دستکاری تعمدی در آمارهای رسمی کشور کرده است.
روز 16 اردیبهشت 1388 روزنامه «سرمایه» در تیتر اول خود به نقل از نماگرهای بانک مرکزی مدعی می شود، بدهی خارجی کشور در دولت نهم رشدی 35 درصدی داشته است و با تیتر بزرگ در سمت راست این روزنامه عبارت «افزایش 35 درصدی بدهی خارجی ایران» را درج می کند. این در حالیست که مستندات بانک مرکزی بیانگر دستکاری در ارقام مذکور توسط تیم گرداننده این روزنامه اجاره ای برای تخریب عملکرد دولت می باشد. در گزارش این روزنامه آمده است که براساس نماگرهای بانک مرکزی، بدهی خارجی قطعی ایران از 8/16 میلیارد دلار در پایان سال 83 به 7/22 میلیارد دلار در آذرماه 87 رسیده که 35 درصد رشد داشته است. این روزنامه با ارائه یک جدول ساختگی میزان بدهی خارجی قطعی کشور طی سال های 83 تا 86 را به ترتیب 8/16 میلیارد دلار، 2/24 میلیارد دلار، 5/23 میلیارد دلار و 6/28 میلیارد دلار اعلام می کند. این در حالی است که تنها ارقام مربوط به سال های 84 تا 87 با جدول نماگرهای بانک مرکزی مطابقت دارد و رقم سال 83 مربوط به دوران ریاست جمهوری «سیدمحمدخاتمی» در گزارش روزنامه مذکور دستکاری شده است. رقم واقعی سال 83 براساس جدول نماگرهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی، 23 میلیارد و 74 میلیون دلار بوده است. این دروغ آشکار و دستکاری جدول نماگرهای بانک مرکزی و کاهش بیش از هفت میلیارد دلاری بدهی خارجی ایران در دولت اصلاحات در حالی است که روزنامه «سرمایه» در کنار این مطلب در صفحه نخست روزنامه، با گذاشتن عکس «فرشاد مومنی» تیتر «سه سال است آمار نمی دهند» را برگزیده که در نوع خود با هدف دستکاری در ارائه آمارهای این روزنامه قابل تأمل است.
این دروغ گویی آشکار و گسترده در حالی در این روزنامه و جریانات موازی با آن صورت می گیرد که مسئولان «سرمایه» در مصاحبه ها و اظهارنظرهای خود دولت را به دروغ گویی و اتکا بر آمار جعلی متهم می کنند.
«حسین عبده تبریزی» روز چهارشنبه 23/2/88 در گفتگو با سایت «قلم نیوز» با متهم کردن دولت به حرکت های پوپولیستی و عوام گرایانه می گوید: «حرکت در بخش اقتصادی پوپولیستی است و مشکل این حرکت این است که با مردم صادق نیست و باید به طور مداوم با اتکا بر آمار جعلی به مردم دروغ بگوید.»
روز پنج شنبه 24 اردیبهشت 1388 جلسه ای تحت عنوان «حامیان میرحسین موسوی» متشکل از «حسین عبده تبریزی»، «بیژن نامدار زنگنه»، «عباس آخوندی» و «طهماسب مظاهری» و برخی دیگر از روزنامه نگاران اصلاح طلب در محل خانه کشاورز برگزار می شود5. در این نشست «طهماسب مظاهری» به رسانه ها توصیه می کند که برای ارائه اخبار رشد تورم از سه شاخص تورم نقطه به نقطه، تورم متوسط سالیانه و تورم هر ماه نسبت به ماه قبل استفاده کنند، هم چنین عبده تبریزی نیز با متهم کردن دولت نهم به ناکارآمدی و کارهای صرفا تبلیغاتی، «تورم» و «مشکل مسکن» را از موضوعاتی می خواند که می توان برای سیاه نمایی و انتقاد از دولت نهم روی آن ها کار کرد.
با همین رویکرد است که روزنامه تحت حمایت این مدیر سابق از بورس با پیشی گرفتن از سایر روزنامه های وابسته به برخی گروه های اصلاح طلب، به سیاه نمایی عملکرد اقتصادی دولت می نشیند و با مدیریت پنهان و آشکار افرادی چون «سعید لیلاز» و «فرشاد مومنی»، روزانه با درج اخبار نادرست و تیترهای بزرگ منفی و به اصطلاح سیاه در صفحه نخست خود، به حمایت از کاندیدای اصلاح طلبان و اپوزیسیون خارج از کشور و برخی از گروهک های مطرود نظیر «نهضت آزادی» می پردازد. به عنوان نمونه تنها کافی است به برخی از تیترهای صفحه نخست این روزنامه در فاصله اردیبهشت 88 تا پایان تیر 88 توجه شود.
تیترهای: «خودکفایی بنزین به چه قیمتی»، «چالش بنزین درون دولت»، «تهدید اشتغال صنعتی با سیاست های ناکارآمد»، «افزایش 35درصدی بدهی خارجی ایران»، «فرشاد مومنی: سه سال است آمار نمی دهند»، «فرشاد مومنی: تزریق اداره کشور با فریاد و غوغا ممکن نیست»، «مهرورزی در آستانه انتخابات»، «11/4 میلیون روستایی بیمه ندارند»، «رشد 168درصدی بودجه جاری»، «تورم 40درصدی اجرای طرح تحول اقتصادی»، «عبده تبریزی: نابسامانی بازار مسکن معلول سیاست پولی دولت نهم»، «تورم نتیجه بی اعتنایی دولت به هشدارهای اقتصاددانان»، «تاسف میرحسین از افزایش مشکلات روحی مردم»، «سهم 46درصدی دولت نهم در افزایش شاخص تورم»، «کاهش شاخص سلامت در دولت نهم»، «خرمن کشاورزی بر باد رفت»، «فرهنگ در اغما»، «خاتمی ساخت، احمدی نژاد افتتاح کرد!»، «دوبرابر شدن بهای کالاهای خوراکی، بهداشتی، اجاره و تحصیل»، «اشتغال زایی میرحسین 17، احمدی نژاد 5نفر!»، «افزایش نقدینگی احمدی نژاد 51درصد، میرحسین زیر یک درصد!»، «000/000/000 1دلار را به خزانه واریز کنید»، «پروژه دولت خاتمی در کارنامه دولت نهم ثبت شد»، «تجربه دولت نهم کافی نیست!»، «پیشواز بورس از میرحسین»، «عبدالله طالبی»، مدیرعامل سابق بانک پارسیان: منابع اقتصادی حیف و میل می شود»، «شب های پایتخت در تسخیر موج سبز»، «افزایش حداقل هزینه خانوار از 429 به 850هزار تومان»، «رای امید به آینده بهتر» تنها بخشی از تیترهای صفحه نخست «سرمایه در ماه اردیبهشت و خرداد تا پیش از برگزاری انتخابات است.
پس از برگزاری انتخابات و اعلام پیروزی قاطع دکتر محمود احمدی نژاد، «سرمایه در صفحه نخست با انتخاب تیتر برجسته»، «انتخاب دهم به روایت آمار وزارت کشور»6 تلاش می کند با تحت الشعاع قرار دادن عملکرد وزارت کشور و دیگر مجریان برگزاری انتخابات، با ایجاد تردید و سوال در ذهن مخاطب، دیدگاه های حزبی و سیاسی خود را به خوانندگان القا کند. در این خبر با بیان اینکه یافته های بررسی آمار اعلامی وزارت کشور پیرامون انتخابات حاوی نکات قابل توجهی است و وزارت کشور برخلاف سال های پیشین تنها به اعلام کلیات آماری بسنده کرده، ادعا شده است: «آماری رسمی و کامل از جزییات این انتخابات منتشر نکرده است.» سرمایه با زیر سوال بردن نتایج انتخابات به نقل از «عماد افروغ» آورده است: «نتایج اعلامی انتخابات به شدت غیرقابل باور بود.»
آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت تنها بخشی از عملکرد کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری بود که در آینده ای نزدیک ان شاءالله ابعاد دیگر آن با جزئیات بیشتر مورد اشاره قرار می گیرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سایت آفتاب، دوشنبه 24 دی .1386
2-روزنامه سرمایه، دوشنبه، 14 اردیبهشت 1388، شماره 1002، صفحه 1.
3- روزنامه سرمایه. سه شنبه، 15 اردیبهشت .1388 شماره .1003 صفحه 1.
4- روزنامه سرمایه. چهارشنبه 23 اردیبهشت .1388 شماره .1010 صفحات 1 و .14
5- خبرگزاری ایسنا. 25/2/.1388
6-روزنامه سرمایه. چهارشنبه ، 27 خرداد 1388، شماره .1038

بابک اسماعیلی. عضو انجمن اقتصاددانان ایران.
روزنامه کیهان. چهارشنبه 14 مرداد 1388- شماره 19428. صفحه ١۴.
 

[ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸

بخش دوم
رساله کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری در خدمت پروژه سیاه نمایی

پشت پرده سه هزار و417 تیتر سیاه

بررسی تیترهای منفی و به اصطلاح سیاه روزنامه های زنجیره ای در دوره زمانی فعالیت های تبلیغاتی انتخابات نشان می دهد که روزنامه های اصلاح طلب «سرمایه»، «اعتماد»، «اعتماد ملی» و «مردم سالاری» در مجموع دو هزارو135تیتر منفی علیه دولت زده اند که این عدد با محاسبه تیترهای منفی سایر روزنامه ها در این بازه زمانی در مجموع به سه هزار و417 تیتر سیاه می رسد. در این میان، براساس ارزیابی های اخیر یکی از مراکز دانشجویی، روزنامه «سرمایه» خود به تنهایی با انتشار 730 تیتر و گزارش منفی و گاه جعلی که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم، در صدر روزنامه های اصلاح طلب قرار دارد و پس از آن روزنامه «اعتماد» با 624 تیتر منفی و «اعتماد ملی» با 546 تیتر منفی و روزنامه «مردم سالاری» نیز با 235 تیتر منفی در رده های بعدی روزنامه های متعلق به اردوگاه اصلاح طلب قرار گرفته اند.
این آمار تاسف بار و این بداخلاقی های سیاسی در حالی منتشر شد که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در سالهای اخیر با توجه به شدت یافتن هجمه تخریب ها از سوی برخی افراد و جریانات، با اشاره به ترویج اخلاق بی انصافی در جامعه، این سیاه نمایی ها را غیرواقعی و غیرمنصفانه خوانده اند.
با وجود تاکیدات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در غیرمنصفانه خواندن سیاه نمایی های احزاب و رسانه های وابسته به برخی جریانات، در فاصله کمتر از دو ماه به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، پایگاههای اینترنتی حامیان سه نامزد ریاست جمهوری، در اقدامی تقریبا هماهنگ به رفتار تبلیغاتی تحریک کننده و بعضا تخریبی روی می آورند. در عین حال بررسی های دوره ای نگارنده بر روی برخی از سایت های اینترنتی رسمی و غیررسمی حامی این سه نامزد نشان می دهد، هیات تحریریه این پایگاههای تازه تاسیس، با انتشار اخبار، گزارش ها و مقالات تحلیلی و تصویری در مورد نقد برنامه های دولت نهم، به هجمه های دیجیتالی گسترده ای روی آورده اند.
این در حالی است که طراحی و راه اندازی سایت های اطلاع رسانی خبری و تحلیلی در حمایت از نامزدهای ریاست جمهوری ایران، از یک سال پیش با موجی گسترده آغاز و تا به امروز ادامه دارد و دهها سایت خبری انتخاباتی به صورت رسمی و غیررسمی با منابع درآمدی نامشخص و مشکوک در فضای سایبر ایران فعال و مشغول به کار شده اند. بعضی از طرفداران وابسته به اپوزیسیون خارج از کشور این نامزدها نیز، در اقدامی دستوری که دلیل آن را می توان در دستورالعمل های وزارت خارجه رژیم صهیونیستی پیدا کرد، با راه اندازی سایت های شبکه ای با موضوعات اجتماعی و به اصطلاح Friendship، و تشویق کاربران جامعه اطلاعاتی داخل کشور برای عضویت در این گروهها و شبکه های مجازی اینترنتی و بهره گیری از پتانسیل سایت های جهانی مانند 360 yahoo و گروههای Facebook و Twiitter، برای تاثیرگذاری بر فعالیت های سیاه نمایی خود اقدام کرده اند.
سخنان «یوگانی ماراسوف» کارمند بنیاد آمریکایی- صهیونیستی «جورج سوروس» خود گواهی آشکار بر این مدعاست که این بنیاد قصد دارد از طریق برنامه های اینترنتی مخرب و هدف دار به ایجاد تغییرات ساختاری در کشورهای مخالف سیاست های آمریکا و انگلیس اقدام کند. ماراسوف در مقاله ای که چندی پیش در مجله «سیاست خارجی وزارت امور خارجه آمریکا» منتشر شد، به طور مفصل به نتایج تحقیقات مرکز پژوهشی دانشگاه هاروارد پرداخته که در آن به پیامدهای انقلاب نارنجی پنج سال پیش اوکراین نیز اشاره شده است.
وی در بخشی از اظهارات خود در این مقاله آورده است: «این بنیاد از طریق شبکه های مختلف اینترنتی مانند Twiitter در آینده برای براندازی دولت هایی که مخالف با سیاست های آمریکا و انگلیس هستند، اقدام خواهد کرد.» رفتار شبه سازمانی سایت هایی مانندTwiitter، Facebook و «بالاترین» و حضور گسترده خبرنگاران خارجی در ایران که علاوه بر کار جنگ روانی، شایعه سازی و القای دروغ، خبرپراکنی و سیاه نمایی را دنبال می کردند می توان در این راستا قلمداد کرد. ضمنا برقراری ارتباط موثر رسانه ای از طریق جاسوسان و کارمندان بنیاد سوروس مانند «رامین جهانبگلو»، «کیان تاجبخش» و «هاله اسفندیاری» خود گواهی آشکار بر دستهای پنهان و آشکار خارجی در حوادث اخیر است که ابعاد آن به مرور آشکارتر نیز خواهد شد.
پس از انتشار همزمان دو روزنامه «کلمه سبز» و ضمیمه «اندیشه نو» از سوی ستاد انتخاباتی «میرحسین موسوی» و خدمات درخور توجه روزنامه «فرهیختگان» (روزنامه دانشگاه آزاد اسلامی) به این ستاد، برخی روزنامه ها نیز به یکباره با چهره ای جدیدو تبلیغاتی منتشر شدند.
در این میان، روزنامه هایی پا به میدان مبارزات انتخاباتی گذاشتند که نمی توان با نگاه به کارنامه هایشان به «هویت» و «شخصیت» رسانه ای روشنی رسید. روزنامه هایی که اساسا تاسیس آنان با هدف فعالیت های تجاری و بازرگانی بوده است و از هر فرصتی برای کسب سود مادی و منفعت اقتصادی بهره می گیرند.
این روزنامه ها طعمه هایی حاضر و آماده برای پروژه رسانه ای غرب علیه انقلاب اسلامی ایران هستند و چون به مقتضای فعالیت خود، منافع اقتصادی را بر هر مکتب و هویت اصیلی مقدم می دانند، بنابراین گاهی عامدانه و گاهی ناخواسته همسو با پروژه سرویس های اطلاعاتی غرب می شوند.
روزنامه «فرهنگ آشتی» از این جنس رسانه هاست که به یکباره از اوایل سال جاری با تغییر مشی آشکار، وارد حوزه سیاست می شود و جالب تر اینکه پس از این تغییر و تحولات، در اقدامی سؤال برانگیز و قابل تامل و برخلاف قانون مطبوعات، نام مدیرمسئول در قسمت شناسنامه «فرهنگ آشتی» حذف و تا به امروز نیز این روزنامه بدون درج نام مدیرمسئول منتشر می شود! «محمدمهدی امامی ناصری» که عنوان «رئیس شورای سیاست گذاری» روزنامه «فرهنگ آشتی» را یدک می کشد، فردی چند چهره است که پیرامون هویت واقعی او و وابستگی های سیاسی اش، سؤالات بسیاری مطرح است. وی که برای به دست آوردن مناصب سیاسی و اجرایی دست به چندین تخلف و ساختن سوابق کذب زده است، دارای پرونده جعل «گواهی تحصیلی حوزه علمیه قم» می باشد و در مواردی خود را «روحانی» معرفی می کند، در حالی که نه سابقه تحصیلات رسمی در مراکز حوزوی دارد و نه دارای صلاحیت استفاده از عنوان روحانیت است.
براساس گزارش منابع خبری، ناصری امامی که گاهی خود را متولد 1343 و گاهی 1353 و به اسامی گوناگون و متشابه معرفی می کند، امتیاز روزنامه «فرهنگ آشتی» رابا پرداخت رقمی حدود 800میلیون تومان خریده است، در حالی که در این معامله نیز از حدود قانونی تجاوز کرده و مرتکب تخلفاتی شده که در جای خود، بازخوانی خواهد شد.
حضور چنین افراد مرموزی در عرصه رسانه ها، اساسا موجب افزایش جرایم، باندبازی و کلاهبرداری های مطبوعاتی است. عملکرد روزنامه «فرهنگ آشتی» پیشتر نیز در جریان جنگ 22روزه رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم غزه در حالیکه تمامی روزنامه ها صرفنظر از گرایش های سیاسی خود به بازنشر اخبار و جنایت های وحشیانه اسرائیل در سرزمین های اشغالی می پرداختند، با بایکوت تقریبا کامل خبری کشتارهای زنان و کودکان فلسطینی در غزه رویکرد متفاوتی از خود نشان داده بود تا جایی که این روزنامه روز 22آذرماه 87 نیز به جای آنکه کوچکترین اشاره ای به تظاهرات گسترده مردم علیه جنایت های اسرائیل کند، با چاپ بزرگ عکس «داریوش آشوری» صهیونیست معروف و از مسئولان فرهنگی بنیاد اشرف پهلوی که تمامی صفحه اول این روزنامه را اشغال کرده بود، بخشی از ماهیت وابسته خود را آشکار کرده بود. در معرفی «داریوش آشوری» کافی است تنها به مقاله ای از مرحوم دکتر علی شریعتی در خصوص او اشاره شود. دکتر شریعتی در معرفی آشوری نوشته بود: «انگار این آقای داریوش آشوری وابسته مطبوعاتی سفارت اسرائیل در تهران است که هرکس بر علیه اسرائیل حرفی بزند یا مطلبی بنویسد، آقای داریوش آشوری خود را موظف به پاسخگویی و دفاع از اسرائیل می داند.» 1
گویی باید یک بار دیگر سخنان هوشمندانه رهبر معظم انقلاب را به گردانندگان تیم رسانه ای غرب در ایران یادآوری نمود که: «اگر کسانی خیال می کنند که با پشتیبانی دستگاههای تبلیغاتی استکباری و شبکه امپراتوری، تبلیغاتی و صهیونیستی در دنیا می توانند کارشان را در این مملکت پیش ببرند، اشتباه می کنند. همه آنهایی که به مزدوران خودشان در اینجا دلخوش کرده اند و هم آن کسانی که به حمایت اربابان بیگانه دل خوش کرده اند، بدانند که چنین چیزی امکان ندارد.»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مجله فردوسی. سال .1346 «استعمار نو و دلالانش» نوشته مرحوم دکترعلی شریعتی.

بابک اسماعیلی. عضو انجمن اقتصاددانان ایران.
روزنامه کیهان. سه شنبه 1٣ مرداد 1388- شماره 1942٧. صفحه ١۴

 

 

[ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸

بخش نخست
رساله کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری در خدمت پروژه سیاه نمایی

پلورالیزم رسانه ای و روزنامه های اجاره ای

 درماههای پایانی سال 1383 پارلمان هلند به پیشنهاد «فرح کریمی» نماینده ایرانی تبار پارلمان هلند و عضو حزب صهیونیستی سبزها، الحاقیه ای بر بودجه سال 2005 میلادی وزارت خارجه این کشور اضافه و تصویب کرد. براساس این مصوبه دولت هلند موظف می شد تا حمایت مالی از روزنامه نگاران و اصحاب رسانه ای مخالف نظام جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار دهد. (1) دراین پروژه، پارلمان هلند ابتدا مبلغی در حدود 15 میلیون یورو را تحت عنوان «تامین اهداف و برنامه های سیاسی و تبلیغاتی هلند در حوزه ایران» تصویب نمود. با ابلاغ این مصوبه در 9 تیر 1384 به وزارت خارجه هلند، این وزارتخانه مأمور شد با شناسایی و جذب چند NGO غربی فعال در حوزه های رسانه ای و تبلیغاتی ضدایران و سازماندهی اپوزیسیون رسانه ای در داخل ایران در کنار «ان.جی.اوها» پروژه ای تحت عنوان «پلورالیزم» رسانه ای درایران را اجرایی کند.
دولت آمریکا نیز که درسالهای گذشته سوابقی از تصویب بودجه های 50 و 75 میلیون دلاری درجهت تقابل و عملیات براندازانه فرهنگی در ایران داشته است، ضمن حمایت از این طرح هلند، با ارائه طرح تصویب یک بودجه 107 میلیون دلاری به سنای این کشور، عملا با جریان تقویت پلورالیزم رسانه ای درایران همراه شد.
در 29 ژوئن 2008 میلادی، «سیمور هرش» درنشریه «نیویورکر» با اشاره ای قابل تامل به کمک مالی ایالات متحده برای ایجاد یک عملیات پنهانی گسترده علیه ایران و درخواست تخصیص 400 میلیون دلار از سوی رئیس جمهوری آمریکا به همین منظور - که می توان آن را اقدامی موازی یا پروژه هلندی «پلورالیزم رسانه ای در ایران» ارزیابی کرد - می نویسد: «جمع آوری اطلاعات در رابطه با پرونده هسته ای ایران، تحلیل بردن توانایی هسته ای و تلاش برای تضعیف دولت ایران از طریق کار بر روی گروههای مخالف و ارائه پول به آنها به منظور تغییر رژیم درایران از جمله اقدامات تصویب شده در دولت بوش بود.»(2)
بدین ترتیب وزارت خارجه کشورهای آمریکا، هلند و رژیم صهیونیستی، شورای روابط خارجی ایالات متحده، کنگره آمریکا، بنیاد سوروس و مؤسسه خانه آزادی، مسئول مدیریت تخصیص این بودجه به مؤسسات هدف شناسایی شدند. تعدادی از این مؤسسات هدف که با جذب این بودجه، وظیفه شناسایی، دیدار و پشتیبانی مالی از دانشجویان، روزنامه نگاران، رسانه های مکتوب و دیجیتالی و وبلاگ نویسان مخالف نظام جمهوری اسلامی و فعالان بالقوه سیاسی در ایران را عهده دار شدند، عبارت بودند از:
مؤسسه هلندی «هیفوس» (Hivos) برای کمک به مؤسسه ضدانقلابی «ایران گویا» و سایت «روزآنلاین» به مدیریت «حسن باستانی» مؤسسه هلندی «پرس نو (Press now) تحت عنوان کمک به سایت و رادیو اینترنتی «زمانه» به مدیریت «مهدی جامی»، مؤسسه آمریکایی خانه آزادی (Fredom house) تحت عنوان کمک به سایت و پروژه «گذار» به مدیریت «ساسان قهرمان» که پیشتر توسط «محسن سازگارا» و «مریم معمار صادقی» هدایت می شد، مؤسسه انگلیسی «بی بی سی ورد سرویس تراست»(servis BBC World Trust) تحت عنوان کمک به سایت «زیگزاگ» به مدیریت پیشین «سینا مطلبی»، بنیاد «دخترک» در قالب کمک به سایت «شهرزاد نیوز» به مدیریت «مینا سعدادی» پناهنده سیاسی درهلند و عضو هیئت اجرایی سازمان فدائیان خلق مؤسسات و سایت های «راهی» به مدیریت «شادی صدر» فمینیست و عضو کمپین دخترکان و پسرکان؛ «کنشگران داوطلب» به مدیریت «سهراب رزاقی» مدیر سابق دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور دولت سید محمد خاتمی و «کارورزی سازمان های جامعه مدنی» به مدیریت «محبوبه عباسقلی زاده» فمینیست و فعال مسائل زنان»؛ «وردپرس فوتو» (photo world Press) (جدید مدیا) (New Media) و ارتباطات برای توسعه(CFD).
درهمین حال مقرر شد تا بخش عمده ای از این بودجه به منظور «جنگ رسانه ای در درون نظام» به صورت محرمانه در اختیار گروههای اصلاح طلب ایرانی داخل کشور قرارگیرد تا در رقابتهای انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری (22خرداد 1388) و از طریق مدیریت و تقسیم این بودجه بین برخی رسانه ها و روزنامه های مخالف با دولت نهم قرار گیرد.
سخنان «لرد بالتیمور» تحلیل گر ارشد غربی در پایگاه خبری «خانه شفاف سازی اطلاعات» پیرامون نحوه تأمین مالی، ایجاد اغتشاش و انقلاب رنگی در ایران در همین راستا ارزیابی می شود. بالتیمور در این تحلیل اظهار می دارد: «کنت تیمرمن» مدیر اجرایی مؤسسه ای موسوم به «بنیاد دموکراسی ایران» اذعان کرده است که میلیون ها دلار طی دهه اخیر برای ایجاد انقلاب رنگی شبیه به اوکراین، با آموزش فعالان سیاسی در ایران هزینه شده و برخی از پول ها ظاهراً به دست گروه های حامی موسوی رسیده است که روابطی نیز با سازمان های غیردولتی خارج از ایران داشته اند.» (3)
این جریان بر آن بود با سازماندهی جریان مخالف داخل کشور به موازات جریان اپوزیسیون خارج از کشور، طرح «پلورالیزم رسانه ای در ایران» را اجرایی کند. علت این امر را نیز باید در این نکته کلیدی دانست که رسانه ها علاوه بر دارا بودن نقش انتشار اخبار و اطلاعات و تنویر افکار عمومی، در ده سال اخیر به مهم ترین ابزار در دست دولت ها برای برخورد و مقابله با نظام های سیاسی مخالف تحت عنوان «جنگ رسانه ای» تبدیل شده است. پیشتر در طول دوران حاکمیت اصلاح طلبان نیز شاهد بودیم که برخی از رسانه ها با حمایت های پنهان و آشکار خارجی عملاً به پایگاه اپوزیسیون تبدیل و با نقش آفرینی در حوادثی چون «کوی دانشگاه» و «قتل های زنجیره ای» به گونه ای هدفمند به سازماندهی برنامه های اعلام شده از خارج از کشور پرداختند.
بدین ترتیب علاوه بر ایجاد برخی نشریات، وبلاگ ها و سایت های خبری در فاصله چندماه پیش از آغاز انتخابات ریاست جمهوری، شناسایی، اجاره و بعضاً انتقال تیم رسانه ای در تعدادی از روزنامه های سراسری برای جنگ رسانه ای در اولویت مسئولین پروژه قرار می گیرد و مقرر می شود تا به مرور زمان برخی روزنامه های دیگر نیز به طور غیرمستقیم و ازطرق مختلف درگیر این برنامه شوند.
درخارج از کشور نیز جریانی موازی مأموریت یافت با هدایت مستقیم وزارت امور خارجه اسراییل، تلاش های گسترده ای را برای راه اندازی یک جنگ تمام عیار رسانه ای علیه ایران با محوریت موضوعی «سیاه نمایی از ایران و مخابره تصویری سیاه ازایران به سراسر جهان» آغاز کند. در همین رابطه روزنامه صهیونیستی «هاآرتص»، چندی پیش از برگزاری شکوهمند انتخابات در ایران می نویسد: «حدود یک ماه پیش از انتخابات در ایران، رئیس کار گروه ویژه «منزوی کردن ایران» در وزارت خارجه اسراییل یک تلگرام طبقه بندی شده با عنوان «فعالیت های لازم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران» را به تمامی سفارتخانه ها و کنسول گری های این رژیم ارسال کرده است.»
در این تلگرام با اشاره به شرح دقیق جزئیات وظایف نمایندگان اسراییل در پیش، طول و پس از انتخابات ایران آمده است: «صدها ژورنالیست از سراسر جهان قرار است برای پوشش رسانه ای رویداد انتخابات به ایران سفر کنند. از این رو از نمایندگان اسراییل خواسته شد پیش از سفر خبرنگاران، اطلاعات پیش زمینه علیه ایران را دراختیار آن ها قرار دهند.»
«ها آرتص» در این گزارش به نقل از وزارت امور خارجه اسراییل می نویسد: «در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، دیپلمات ها و نمایندگی های اسراییل در سراسر جهان مأموریت یافته اند تصویری کدر و سیاه از ایران انتشار دهند... به طور خلاصه هدف بدنام کردن وجهه ایران در سطح بین المللی در آستانه انتخابات این کشور است.»
سیاه نمایی، القاء ناکارآمدی دولت نهم، بزرگنمایی مشکلات اقتصادی و قریب الوقوع جلوه دادن بروز بحران شدید در ایران، ایجاد تردید در موفقیت های علمی و فن آوری نوین با اولویت حوزه های هسته ای و فضایی، زیرسؤال بردن سیاست خارجی دولت نهم به ویژه در موضوع اتمی و القاء چند پارگی میان مسئولان ارشد نظام و استحاله فکری، عقیدتی و فرهنگی مخاطبان ایرانی، ازجمله اهداف هوشمندانه و نوشته شده ای بود که این رسانه ها در کنار رسانه های به خدمت گرفته شده داخلی موظف بودند تا به طور موازی با جریان اپوزیسیون خارج از کشور دنبال کنند.
از آنجائی که مقرر شده بود تا با توجه به برخی مشکلات اقتصادی موجود در کشور، بیشترین توجه به حوزه اقتصاد شود و ناکارآمدی دولت نهم در حوزه اقتصاد با استفاده از آمارسازی ها، ایجاد تردید در موفقیت ها و حتی جعل اخبار و آمارهای رسمی کشور در سطح گسترده ای به مخاطبین القا شود، مقرر شد تا ضمن حمایت از روزنامه های حزبی پیشرو در انتقاد از دولت نهم، تعدادی از روزنامه های اقتصادی متمایل به نظام لیبرال سرمایه داری غرب نیز به اجاره این اردوگاه درآید و تیم رسانه ای آموزش دیده ای در آن ها استقرار یابد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-«فرح کریمی» در مصاحبه با رادیو فردا. 2/10/.1383
2-نشریه The New Yourker29.ژوئن .2008
3- پایگاه اینترنتی «خانه شفاف سازی اطلاعات» جولای 2009.

بابک اسماعیلی. عضو انجمن اقتصاددانان ایران.
روزنامه کیهان. دوشنبه 12 مرداد 1388- شماره 19426. صفحه ١۴

 

 

[ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.