بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠

بابک اسماعیلی مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری سبحان(وابسته به بنیاد شهید) شد.

به گزارش خبرگزاری ها،مهندس محمد رضا اسکندری، مدیرعامل و رئیس هیأت مدیره سازمان اقتصادی کوثر طی حکمی "بابک اسماعیلی" را به عنوان مدیرعامل و نایب رئیس هیأت مدیره شرکت سرمایه گزاری سبحان (سهامی عام) وابسته به بنیاد شهید وامورایثارگران انقلاب اسلامی منصوب کرد.

بابک اسماعیلی پیشتر نیز عضو هیئت مدیره این شرکت بود.

گفتنی است اسماعیلی فارغ التحصیل رشته اقتصاد و سرمقاله نویس و عضو هیأت تحریریه روزنامه کیهان است. در کارنامه وی مشاغلی چون معاونت اقتصادی شرکت آپسکو و مشاور اقتصادی و رسانه ای تعدادی از مقامات سیاسی و اقتصادی کشور وجود دارد.

شایان ذکر است سازمان اقتصادی کوثر از سازمان های مهم اقتصادی است که توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران انقلاب اسلامی جهت تحقق فرمان حضرت امام و قانون اساسنامه بنیاد شهید، به منظور خدمت رسانی به خانواده معظم شهدا و با هدف تمرکز اداره و تنظیم امور مربوط به اموال، املاک و سهام شرکت های بنیاد شهید تشکیل شده و از طریق شرکتهای وابسته منجمله شرکت سرمایه گذاری سبحان (سهامی عام) که صد درصد سهام آن متعلق به بنیاد شهید می باشد، عهده دار تامین بخشی از منابع مالی خانواده معظم شهدا است.

گفتنی است در حال حاضر شرکت سرمایه گذاری سبحان (سهامی عام) در زمینه های بازار سرمایه، املاک و ساختمان، بازرگانی وغیره فعالیت گسترده ای دارد.

[ ٩:۳٥ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: بابک اسماعیلی



سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳٩٠

نشست چهارروزه گروه بیلدربرگ، امسال نیز در شرایطی ویژه از روز پنجشنبه 19 تا یکشنبه 22 خرداد (9 تا 12 ژوئن) در هتل «سورتا هاوس» در سنت موریتس سوئیس برگزار شد.
این گردهمایی در حالی برای چهارمین بار در سوئیس برگزار شده است که وجود چند ویژگی خاص در نحوه برگزاری و دستور کار نشست، اجلاس اخیر بیلدربرگ را از دوره های پیشین متمایز می کند:
1- تاکنون بیلدربرگ سعی داشت نشست سالیانه خود را در سکوت کامل رسانه ای و با بالاترین ضریب امنیتی و رعایت اصل ماسونی «پنهان کاری و نهان روشی» دنبال کند. سالها بود که حتی مکان و زمان برگزاری نشست بیلدربرگ فاش نمی شد. اما امسال دست اندرکاران برگزاری این نشست، در اقدامی قابل تامل سعی کردند با انتشار قطره چکانی برخی از اخبار پیرامونی و موضوعات دستور کار بیلدربرگ در اجلاس سنت موریتس، رویه جدیدی در پیش گیرند.
واقعیت آن است که گروه بیلدربرگ تنها یکی از سه ضلع سازمان نئوماسونی مخفی است که باگردهم آوردن مجموعه ای از صاحبان قدرت و ثروت، در تلاش برای در اختیار گرفتن اهرم های سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی جهان است. این سازمان هر سال سه نشست برگزار می کند؛ مسائل اقتصادی در اجلاس داووس، مسائل اطلاعاتی و امنیتی در گردهمایی مونیخ و مسائل سیاسی در نشست بیلدربرگ مورد بررسی قرار می گیرد که تا سال گذشته به دلیل برخی مسائل خاص، نشست چهارروزه بیلدربرگ به نسبت دو اجلاس دیگر، مخفیانه تر و بدون پوشش خبری برگزار می شد.
در پاسخ به این پرسش کلیدی که چرا بیلدربرگ امسال با کنار گذاشتن برخی مسائل امنیتی، اجازه انتشار گوشه ای از اخبار پیرامونی را داده است باید گفت که این اقدام به نوعی انحراف افکار عمومی از برگزاری اجلاس دیگری در خاک ایالات متحده بوده است. به بیان دیگر امسال گروه بیلدربرگ دو اجلاس هم زمان در دو نقطه از جهان برگزار کرده است که از یکی به عنوان طعمه کنجکاوی رسانه ها و از دیگری که به شکل کاملاً مخفیانه و با حضور تعداد کمتری از اعضا در آمریکا برگزار شد، به عنوان بازوی سیاسی سازمان مذکور استفاده کرده است.
2- ترکیب افراد شرکت کننده در دو نشست متفاوت بیلدربرگ نیز در این دوره بسیار قابل تامل است. این گروه نئوماسونی با فراخواندن طراحان پروژه «قرن جدید آمریکایی» موسوم به PNAC - که در سال 1997 میلادی توسط استراتژیست های نومحافظه کار موسسه «آمریکن اینترپرایز» تدوین شده بود- در اجلاس سال جاری به شکلی کوشید تا راهبرد جدیدی برای سیطره سیاسی و اقتصادی خود بر جهان پیدا کند. دعوت از افرادی نظیر «دیک چنی»، «دونالد رامسفلد» و «الیوت آبرامز» به عنوان طراحان پروژه شکست خورده «قرن جدید آمریکایی» در کنار نام های پرآوازه و البته قابل تاملی همانند «آندرس فو راسموسن» دبیرکل ناتو، «هنری کسینجر» تئوریسین و مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، «کریس هیوز» یکی از بنیانگذاران سایت «فیس بوک»، «ریچارد پرل» طراح حمله نظامی آمریکا به عراق و افغانستان، «دیوید راکفلر» سرمایه دار صهیون و رئیس سابق بانک منهتن، خود تائیدی بر این واقعیت است که بیلدربرگ پس از شکست پروژه PNAC، یکبار دیگر می کوشد تا با استفاده از دو ابزار سیاست و اقتصاد، امپراطوری خود را جهانی کند.
به همین دلیل بیلدربرگ کوشید تا با دو دستور کار متفاوت در این دو نشست حضور یابد. موضوعاتی نظیر «سانسور اینترنتی»، «تغییر رئیس صندوق بین المللی پول»، «رایزنی پیرامون بحران اقتصاد جهانی» و «تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا» در اجلاس سورتاهاوس در سنت موریتس با انتشار قطره چکانی اخبار به رسانه ها مورد بررسی قرار گرفت و تیم اصلی این گروه نئوماسونی، کیلومترها دورتر، در اجلاس موسوم به «کمیسیون سه ضلعی» موضوعات جدی تری که اخبار آن به بیرون درز پیدا نکرده است را مورد بررسی قرار داد.
3- در کنار برخی مسائل سیاسی، نشست اخیر بیلدربرگ، اقتصادی ترین گردهمایی این گروه به لحاظ تصمیم گیری به حساب می آید، زیرا علاوه بر طرح مسائل اقتصادی روز در این نشست همانند، تعیین رئیس جدید IMF، به درازا کشاندن بحران اقتصادی در جهان و بهره برداری از آن، تعیین قیمت سبدهای انرژی، از افراد ذی نفوذ اقتصادی جهان نیز برای شرکت در نشست دعوت شده بود.
چهره هایی نظیر «دیویدراکفلر» سرمایه دار، «رابرت رابین» یکی از مثلث های صهیونی نهادهای مالی در آمریکا، «جرج آزبورن» رئیس خزانه داری انگلیس، «جان الکان» قاتل شهید «ادواردو آنیلی» و رئیس کمپانی فیات، «جولیو ترومونتی» وزیر اقتصاد ایتالیا و «داگلاس فلینت» رئیس هولدینگ HSBC انگلیس تنها بخشی از این افراد ذی نفوذ در حوزه اقتصاد هستند که به اجلاس بیلدربرگ 2011 دعوت شده بودند.
واقعیت آن است که بیلدربرگ درپی تحولات اخیر جهانی و منطقه با حالتی از ناامیدی می کوشد تا به طولانی کردن بحران اقتصادی در جهان، از یکسو میزان ورشکستگی های بانکی و مردمی را افزایش دهد و از سوی دیگر با افزایش قیمت سبد انرژی در جهان تصمیم خود برای نابود کردن درآمد و دارایی ملی کشورها و سرانجام تشکیل یک دولت جهانی با مختصات تشکیلات نئوماسونی را عملی کند.
از سوی دیگر، تعیین رئیس جدید صندوق بین المللی پول (IMF) نیز از مسائل پرحاشیه در نشست بیلدربرگ بود. پس از آنکه «دومینیک استراس کان» به دلیل اتهام مبنی بر تجاوز به یک پیشخدمت هتل ناچار به استعفا شد، برخی افراد از سوی گروه های مختلف برای جایگزینی وی در IMF معرفی شدند. «کریستین لگارد» وزیر دارایی فرانسه و «آگوستین کارستنسن» رئیس بانک مرکزی مکزیک تاکنون جدی ترین گزینه ها برای ریاست صندوق بین المللی پول به حساب می آمدند. اما در اجلاس بیلدربرگ فرد دیگری به عنوان رئیس IMF پیشنهاد و معرفی شد. فردی که سالهاست کارت شرکت در اجلاس بیلدربرگ را در جیب خود دارد و جالب تر آنکه، خود یکی از اعضای شورای مناسبات خارجی کمیسیون سه ضلعی است. «استانلی فیشر» رئیس بانک مرکزی رژیم صهیونیستی، فردی است که بیلدربرگ وی را برای ریاست صندوق بین المللی پول برگزیده است.
حال باید به انتظار نشست و دید که از میان فیشر، لگارد و کارستنسن چه کسی به عنوان رئیس این نهاد پولی به اصطلاح بین المللی که مأموریت ویژه ای برای بیلدربرگ در بالا بردن بدهی کشورهای گرفتار در بحران دارد انتخاب می شود.
4- اگرچه بیلدربرگ و تشکیلات نئوماسونی مشابه آن کوشیده اند از دهه 50 میلادی تاکنون با گردهم آوردن بانکداران بزرگ، سران رسانه های تأثیرگذار و پرمخاطب، وزیران کلیدی، سرمایه گذاران بین المللی، متخصصان جنگی و رهبران سیاسی و اقتصادی جهان، مدیریت جهان را از طریق تشکیل دولتی نامرئی به دست گیرند، اما در عمل تصویری واژگونه در جهان درحال شکل گیری است.
از یک سو، ایالات متحده آمریکا با بیش از 14 تریلیون دلار بدهی، در ردیف بدهکارترین کشورهای دنیا به شمار می رود و از سوی دیگر اتحادیه اروپایی که رویای تبدیل شدن به بزرگترین اتحادیه سیاسی و اقتصادی جهان را درسر می پروراند، با گسترش بحران بدهی ها در منطقه یورو و فراگیر شدن تب جنبش های اعتراضی در این قاره در یک قدمی فروپاشی قرار گرفته است. در این شرایط و درحالیکه خیزش های اسلامی و مردمی در خاورمیانه و شمال آفریقا، هر روز ابعاد و قلمرو وسیع تری پیدا می کند، گروه نئوماسونی بیلدربرگ، از سال ها پیش تقلای نافرجامی را برای احیای سلطه اشراف گونه سرمایه داران بزرگ آغاز کرده است.
حضور شاهزادگان سعودی، هلندی، اسپانیایی، انگلیسی، بلژیکی و نروژی در کنار خانواده های بدنام روچیلد و راکفلر در نشست های بیلدربرگ نشان می دهد که این تشکیلات درصدد است با بهره گیری از اشرافیت سابق، نظام نئولیبرالی خود را پی ریزی و گسترش دهد.
پس از ضربه جبران ناپذیری که پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت روح الله(ره) در کشوری که شاه آن یکی از مهم ترین دوستان و شرکای راکفلرها و روچیلدها بود به بیلدربرگ وارد آمد، خیزش های اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و زنگ خطر تکرار انقلاب اسلامی ایران در دیگر کشورهای اسلامی را در مسیر تهاجمی غرب علیه جهان اسلام به صدا درآورده است. به همین دلیل یکی از مهم ترین محورهای مورد بررسی در نشست اخیر بیلدربرگ، مسأله انقلاب های مردمی خاورمیانه و شمال آفریقا و ترس سران غرب از هژمونی انقلاب اسلامی ایران بود.
قرن بیست ویکم نه تنها با تلاش های نافرجامی چون «گردهم آوردن سران قدرت و ثروت جهان برای اثرگذاری بر تحولات در مسیر دلخواه قدرت ها» آنگونه که بیلدربرگی ها خواهان آن بوده اند، به قرن مورد دلخواه آنان تبدیل نشده است، بلکه با چرخشی 180درجه ای به «عصر خمینی(ره)» تبدیل شده است. تحولات اخیر در خاورمیانه بزرگ اسلامی، شمال آفریقا، ایالت های آمریکا و پایتخت های اروپایی همه وهمه تحقق وعده های صادق حضرت روح الله(ره) و رهبر بصیر انقلاب اسلامی است که از سالها پیش و درحالیکه «فرانسیس فوکویامای» آمریکایی، نظریه «پایان تاریخ» و استیلای همه جانبه لیبرال سرمایه داری و لیبرال دموکراسی غربی بر سراسر جهان را می داد، «آغاز تاریخ» جدید بشریت را وعده می دادند.
سخنان «میخائیل گورباچف» آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی در خرداد1378 با واحد مرکزی خبر در مسکو، خود بهترین اعتراف غرب به شکست در مقابل هژمونی انقلاب اسلامی ایران است. وی با کشیدن آهی از سر حسرت گفت: «... مخاطب پیام آیت الله خمینی ازنظر من، همه اعصار در طول تاریخ بود.»


بابک اسماعیلی/سرمقاله روزنامه کیهان در روز سه شنبه 7 تیر 1390

[ ٤:٢٥ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: سرمقاله های کیهان و موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست و موضوع نوشتار: صهیونیست



پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠

یکی از موفق‌ترین وزارتخانه‌های اقتصادی کشورمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وزارت جهاد سازندگی محسوب می‌شد. نمونه‌ای عینی از الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، وزارتخانه‌ای که ساختار اولیه و اساس نامه‌اش چهار ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی با فرمان حضرت امام(ره)در 27 اردیبهشت 1358 تصویب و بنیان نهاده شد.

 انحلال جهاد سازندگی به نفع چه کسانی صورت گرفت؟!
واقعیت آن است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت تشکیل و پیریزی نهادی مستقل برای زدودن آثار ستم شاهی از چهره‌ی روستاها و مناطق محروم کشور به صورت یک خواست عمومی مطرح شد. این ضرورت از آن‌جا ناشی میشد که تشکیلات اداری و دوایر دولتی که در رژیم پهلوی بناشده بود، بر اساس توسعه‌ی نظام شهری پایهریزی گردیده بود و اصولاً در الگوی توسعه‌ی اقتصادی رژیم شاه، تشکیلات و سازمانی برای رفع نیازهای روستاییان که تأمین کننده‌ی امنیت غذایی کشور و به ویژه تولید کنندگان فرآوردههای زراعی و دامی بودند، پیشبینی نشده بود.
 
با پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت بازسازی روستاها و احیای کشاورزی به عنوان نخستین گام در دست‌یابی به آرمان و اهداف انقلاب مطرح و منجر به تأسیس نهادی مستقل و مردمیتحت عنوان «جهاد سازندگی» شد. امام(ره) در این فرمان، بر نکاتی قابل تأمل تأکید کردند: «... این دیوار شیطانی بزرگ که شکست، پشت این دیوار خرابیهای زیادی هست و ناچاریم که برای سازندگی، به ملت متوجه بشویم. برای این‌که خرابیهایی را که در طول مدت حکومت جائر پهلوی در مملکت ما حاصل شده است ترمیم کنیم و بحمدالله ملت ما راجع به سازندگی مهیا بودن خود را اعلام کردند. دانش‌جوهای عزیز، متخصصین، مهندسین و بازاریان،کشاورزان همه‌ی قشرهای ملت داوطلباند که ایرانی که به طور مخروبه به دست ما آمده، بسازند. از این جهت باید ما این جهاد را به سازندگی موسوم کنیم.»
 
امام(ره) حتی ثواب این جهاد را بالاتر از زیارت مکه و مدینه دانستند و گفتند: «من از اشخاصی که برای زیارت‌هایی مثل زیارت مکه‌ی معظمه و مدینه‌ی منوره میخواهند به طور استحباب بروند، از آن‌ها میخواهم و تقاضا میکنم که شما که برای ثواب میخواهید به مکه مشرف بشوید و یا می‌خواهید به مدینه‌ی منوره و یا به عتبات عالیات مشرف بشوید،امروز ثوابی بالاتر از این نیست که به برادران خودتان کمک کنید و این سازندگی را همه با هم شروع کنیم که ایران خودتان درست ساخته بشود و برادران شما نجاتیابند.»
 
با تشکیل نهضت جهاد سازندگی و آثار شگفت انگیز این تفکر جهادی برآمده از مردم در آبادانی کشور، در 7 آذر 1362 هجری شمسی و در اوج جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق برضد ملت ایران، با تصویب طرحی در سه فصل شامل اهداف، وظایف و مقررات عمومی در 11 ماده و 5 تبصره،  قانون تشکیل وزارتخانه‌ی جهاد سازندگی از سوی مجلس شورای اسلامی تصویب و در عمل این تفکر جهادی فعالیت جدید خود را در قالب تشکیلاتی مدون آغاز کرد.
 
در خصوص برکات و نقش این وزارتخانه در طول سالیان سخت 8 سال دفاع مقدس ذکر همین نکته کافی است که شاهدیم تصمیم گیرندگان اصلی انحلال این وزارتخانه در سال 1379، هم اکنون اقدام نادرست خود را اشتباهی بس بزرگ و آن را به منزله‌ی «جوان مرگ شدن جهاد سازندگی» می‌دانند زیرا وزارت جهاد سازندگی افزون بر نقش بی‌بدیل و مثال زدنی خود در طول 8 سال دفاع مقدس، مؤثرترین بازوی اجرایی و عملیاتی انقلاب اسلامی در توجه به توسعه‌ی مناطق محروم و آسیب دیده و تحقق اهداف عالیه‌ی جهادی حضرت امام(ره) هم‌چون فقرزدایی و عدالت گستری در این مناطق داشته است. هم‌چنین جهاد سازندگی در دوران جنگ نیز نقش تأثیرگذاری از خود نشان داد که متأسفانه با گذشت سال‌ها هنوز این نقش به درستی تبیین نشده است. تلاش برای عبور رزمندگان ایران از رودخانه‌ی مرزی اروند و غافلگیری نیروهای ارتش متجاوز صدام در عملیات والفجر 8 در سال 1364 ، تنها یکی از شاخصترین فعالیت‌های مهندسی، رزمی جهادسازندگی محسوب میشود.
 
لقب «سنگرسازان بیسنگر» از سوی حضرت روح الله به نیروهای جهادی، بیان‌گر عمق فداکاری آنان است که بر اساس اسناد موجود، زیر باران گلوله و دید مستقیم دشمن، به احداث خاکریز، پل، سنگر و استحکامات میپرداختند. اما به راستی چه تفکراتی سبب شد تا چنین وزارتخانه‌ی پر برکتی به رغم برخورداری از شاخصه‌های انقلابی و جهادی خود و حمایت‌های بی‌دریغ رهبر معظم انقلاب، به یک‌باره به بهانه‌ی برنامه‌ی سوم توسعه منحل و با وزارتخانه‌ی کشاورزی ادغام گردد؟! آیا یادگار ارزنده‌ی حضرت روح الله (ره) منافع باندی و گروهی جریان خاصی را با خطر مواجه ساخته بود؟! و بالاخره چه کسانی در طول این 11 سال از انحلال جهاد سازندگی منفعت برده و می‌برند؟!
 
برای پاسخ به این پرسش‌های کلیدی می‌بایست به 11 سال پیش بازگردیم و روند انحلال جهاد سازندگی را به مرور بنشینیم:
 
واقعیت آن است که پس از پذیرش قطع‌نامه و پایان جنگ تحمیلی عراق برضد ایران، به یک‌باره جریانهای اقتصادی فعال شدند و جریانهای فرهنگی در انزوایی مظلومانه قرار گرفتند و پس از مدت کوتاهی، فرهنگ تابع اقتصاد لیبرالی شد. در این شرایط، اقتصاد لیبرال ‏زده‌ای که دولت وقت به عملیاتی شدن آن به شدت اهتمام می‌ورزید، مشوق فرهنگ لیبرالی گردید و کارگزاران آن، تغییر چهره و ساخت اداری کشور با ظرفیتی منفعل را دنبال کردند. به دلیل شرایط حاکم بر وزارت جهاد سازندگی، طیفی خاص از جریان سیاسی مورد اشاره در این وزارتخانه نیز حاکم شد. این طیف با تفکراتی خاص موضوع انحلال وزارت جهاد سازندگی را با همان تفکری که «بنی صدر» برای مقابله با این نهاد انقلابی در سر می‌پروراند، دنبال کرد البته باید به این نکته نیز اشاره نمود که برخی منافع و رانت‌های اقتصادی نیز در کنار این تفکر وجود داشت که طی سال‌های پس از جنگ توسط تیم اقتصادی کارگزاران در این وزارتخانه دنبال می‌شد. در فاصله‌ی کوتاهی پس از پایان جنگ تحمیلی، «اکبر هاشمی رفسنجانی» سکان هدایت کشور را بر عهده گرفت و اجرای نخستین برنامه‌ی 5 ساله‌ی توسعه‌ی اقتصادی پس از انقلاب آغاز شد. در این دوره، همزمان با افزایش درآمدهای نفتی و دریافت وامهای خارجی، با نفوذ طیف لیبرال‌ها در تیم اقتصادی دولت و چراغ سبز رییس جمهور وقت، سیاست درهای باز اقتصادی عملیاتی شد.
 
پس از این دوران و روی کار آمدن دولت اصلاحات، نیروهای نهادینه شده در وزارت جهاد سازندگی، تحرکات خود برای انحلال این وزارتخانه را سرعتی بیش‌تر بخشیدند و عاقبت با فشار به وزیر وقت (محمد سعیدی‌کیا)، وی را وادار به امضای طرح ادغام وزارت جهاد سازندگی با وزارتخانه‌ی کشاورزی کردند. پس از انحلال جهاد سازندگی، وزارتخانه‌ی جدید تحت عنوان وزارت «جهاد کشاورزی» تشکیل شد که این موضوع با مخالفت‌های بسیاری روبه‌رو گردید. رهبر معظم انقلاب نیز با نارضایتی از این ادغام در سخنانی فرمودند: «باید ویژگی‌های مثبت جهاد سازندگی و روحیه‌ی جهادی در وزارتخانه‌ی جدید حفظ شود و گسترش یابد تا مشکلات کشاورزی، روستاها و مسأله‌ی مهاجرت حل گردد.»
 
اما برخلاف این توصیه‌ی رهبری، وزارتخانه‌ی جدید با تفکراتی انحرافی تشکیل شد. «محمود حجتی» که از سوی «سیدمحمد خاتمی» به عنوان وزیر وزارتخانه‌ی جهاد کشاورزی به مجلس معرفی شده بود، در جریان اخذ رأی اعتماد آشکارا اعلام کرد که من مقلد «آیتالله منتظری» هستم. وی پس از اخذ رأی اعتماد، با حذف نیروهای انقلابی از این وزارتخانه، تیم مورد نظر خود را که عمدتاً از باند «عبدالله نوری»، وزیر کشور دولت‌های کارگزاران و اصلاحات بود را در این وزارتخانه، حاکم کرد. این تیم که سال‌ها انتظار چنین فرصتی را می‌کشید، در مدت کوتاهی توانست با حاکم شدن بر بخش‌های استراتژیک این وزارتخانه، صادرات و واردات بسیاری از بخش‌ها نظیر واردات پروتئین، لبنیات، میوه و علوفه‌ی کشور را در دست بگیرد و ثروت عظیم و باد آورده‌ای را به جیب باندها و جریان‌هایی خاص بریزد.
 
با آغاز به کار دولت نهم و معرفی «محمدرضا اسکندری» به عنوان وزیر جهاد کشاورزی از سوی احمدی نژاد، بار دیگر تفکر مدیریت جهادی سال‌های جنگ بر این وزارتخانه حاکم شد و این بارقه‌ی امید را به وجود آورد که «ساختار انطباقپذیر همراه با بعد ارزشی قوی» در این وزارتخانه تشکیل شود. به حق نیز باید اذعان کرد که با ورود اسکندری به این وزارتخانه و برخورد شدید وی با تیم «عبدالله نوری» و قلع و قمع تیم خانه‌ی کشاورز که در عمل به مشکل درجه یک و گلایه‌ی کشاورزان تبدیل شده بود و به کارگیری نیروهای مؤمن، انقلابی و متخصص، این وزارتخانه بهترین دوران خود را پشت سر گذاشت که آثار خود را در دو سال پایانی مأموریت اسکندری با زدودن فقر و محرومیت از روستاها، حرکت به سمت استقلال و خودکفایی کشور با تلاش در جهت بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی روستاها و مناطق عشایری و از راه توسعه‌ی کشاورزی، دامداری، صنایع روستایی و مهم‌تر از همه بسیج اقشار مختلف مردم جهت سازندگی روستاها و فراهم کردن امکان تلاش برای رشد و تکامل آن‌ها نشان داد.
 
با آغاز به کار دولت نهم و معرفی «محمدرضا اسکندری» به عنوان وزیر جهاد کشاورزی از سوی احمدی نژاد، بار دیگر تفکر مدیریت جهادی سال‌های جنگ بر این وزارتخانه حاکم شد و این بارقه‌ی امید را به وجود آورد که «ساختار انطباقپذیر همراه با بعد ارزشی قوی» در این وزارتخانه تشکیل شود.
 
احمدی نژاد رأی بالای خود در دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری در روستاها و شهرهای کوچک را به گونه‌ای مدیون پاسخ دادن این روحیه‌ی جهادی در روستاها بود. پس از دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری، وزارت جهاد کشاورزی بار دیگر دست‌خوش تغییرات شد و «صادق خلیلیان» به عنوان وزیر جدید معرفی گردید. خلیلیان با ایجاد تغییرات عمده در این وزارتخانه و رایزنی گسترده با خانه‌ی کشاورز، در عمل نیروهای با تفکر جهادی را کنار گذاشت و با چراغ سبز جریان انحرافی مستقر در دولت، طیف متنوعی از نیروهای مشارکتی، دوم خردادی و خانه‌ی کشاورزی را بر این وزارتخانه دوباره حاکم کرد که این روال تا به امروز هم‌چنان ادامه دارد. به هر حال 11 سال از تصمیم نادرست انحلال وزارت جهاد سازندگی می‌گذرد. طی این سال‌ها، در کشور انواع مدلهای اقتصادی را تجربه و به روایتی آزمون و خطا کرده‌ایم. هم اکنون در دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی که دهه‌ی پیشرفت و عدالت نام گرفته است، برای رسیدن به اهداف عالیه و اسناد بالادستی نظام، به فرموده‌ی رهبر بصیر انقلاب نیازمند الگوی اسلامی - ایرانی هستیم. آزمودن الگوهای غربی و شرقی در کشور و نتیجه بخش نبودن آن در طول سال‌های گذشته این باور را تقویت کرده است که دیگر الگوهای مبتنی بر آموزه‏های غربی و شرقی جواب نمی‌دهد. جهاد سازندگی بهترین تجربه‌ی عینی ما در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است که بازخوانی عملکرد مدیریتی آن در مدت کوتاه سال‌های سخت پس از انقلاب، بسیاری از واقعیات را به رخ می‌کشد.(*)
 
* بابک اسماعیلی/عضو پیوسته انجمن اقتصاددانان ایران

[ ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.