بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٧

 «کسی باید زیان ها را برعهده گیرد. ما دو راه پیش رو داریم؛ یا باید آنانی را که تصمیمات غلط گرفته اند مسئول عواقب کارشان بدانیم و یا مشکلات را به جای دیگر تسری دهیم و این همان کاری است که خزانه داری ایالات متحده انجام می دهد و مشکلات وال استریت را بر دوش پرداخت کنندگان مالیات می نهد... این طرح نجات گسترده راه حل نیست و یک سوسیالیسم مالی و غیرآمریکایی است.»
این سخنان تند و انتقادآمیز Tim Bunning، سناتور جمهوریخواه کنگره آمریکا در تاریخ 23 سپتامبر جاری است که برنامه های گسترده نجات «هنری پاولسون» وزیر خزانه داری آمریکا برای خروج از بحران را ناکارآمد، سوسیالیستی و غیر آمریکایی خواند.
طرح نجات 700 میلیارد دلاری دولت بوش به نهادهای مالی آمریکا که 5.8 درصد تولید ناخالص داخلی (GDP)  این کشور را تشکیل می دهد، گرچه در 29 سپتامبر با مخالفت نمایندگان کنگره مواجه و رد شد، اما عاقبت با تغییراتی که در آن صورت پذیرفت به تصویب نمایندگان رسید و عملاً چگونگی هزینه کرد 700 میلیارد دلار را به پاولسون تفویض کرد.
با توجه به گذشت چند ماه از تصویب این طرح که در ایالات متحده به «چتر نجات طلایی» موسوم بود و وضعیت بحران مالی شدید در آمریکا که هر روز شدت بیشتری به خود می گیرد، واکاوی و ماهیت شناسی این طرح قابل تأمل است.

1- آنچه که سبب انتقاد شدید جمهوریخواهان محافظه کار و چپ گرایان کنگره نمایندگان آمریکا از طرح 700 میلیارد دلاری هنری پاولسون در 29 سپتامبر 2008 گردید، پرداخت هزینه  ورشکستگی وال استریت از جیب مالیات دهندگان آمریکایی بود. در واقع دولت آمریکا، یکبار دیگر پس از رسوایی «انرون» در ژانویه 2002، به کمک سرمایه داران و مدیرانی شتافته بود که بیشترین نقش را در به وجود آوردن این وضعیت داشته اند. بار دیگر شاهدیم که صدها کارمند که کار و پس اندازشان را از دست داده اند، در برابر خطرات ناشی از این بحران به حال خود رها شده اند و در عوض مدیران ارشد و کلان سرمایه دارانی که از خطرات آگاهی داشته اند و  فرصت در اختیارشان بوده است تا در این وضعیت مداخله نمایند، با نقد کردن سهام خود پیش از ورشکستگی ریسک خود را به حداقل برسانند و مورد حمایت نیز قرارگیرند. در این خصوص سخنان چندی پیش یکی از سناتورهای جمهوریخواه ایالت اوکلاهما در مصاحبه با نشریه آمریکایی «فری پرس» قابل تأمل است. وی تصریح می کند که: «دولت بوش باید باقیمانده منابع مالی طرح 700 میلیارد دلاری را به خزانه کشور باز گرداند. این مسأله واقعاً ظالمانه است که مردم آمریکا نمی دانند کنگره نسبت به میزان پولهای داده شده از سوی وزیر دارایی آمریکا به مؤسسات و اشخاص مختلف بی اطلاع باشند!!»

2- گرچه مکاتبی چون کاپیتالیسم و لیبرالیسم که هر یک به گونه ای اصالت را به سرمایه می دهند و  یا مکاتب کمونیسم و سوسیالیسم که در آنها اصالت به کار تعلق می گیرد همگی شکست را تجربه کرده اند و به فرمایش مقام معظم رهبری پای در گل، دچار ضعف و فروپاشی هزیمت اند، اما اگر سخنان برخی از منتقدان طرح نجات کاخ سفید را مبنی بر غیر آمریکایی و سوسیالیستی بودن این طرح بپذیریم، باید بگوئیم که این معیار نیز خود جای بسی شگفتی دارد. آمریکا در حالی مجبور به اتخاذ سیاستهایی چون فروش شرکت «مریل لینچ» به بانک آمریکا، خرید «بیرالترنیز» توسط جی پی مورگان، انتقال بخشی از شرکت بیمه «ای.آی.جی» یکی از گسترده ترین بیمه های تجاری دنیا به دولت فدرال و غیره شده است که پیش از این اقداماتی از این دست را اقداماتی سوسیالیستی می نامید. اما معیار سوسیالیستی آمریکایی که این روزها شاهدش می باشیم، هدفش یاری رساندن به فقرا نمی باشد. بلکه دستگیری از ثروتمندان و سرمایه داران است. کاخ سفید با طرح موسوم به «چتر نجات طلایی» خود عملاً به حمایت از وام دهندگان برخاست و وام گیرندگان آسیب دیده در جریان بحران را نادیده گرفت. به نظر می رسد که در مکتب غرب «سوسیالیسم» خوب است وقتی در خدمت «سرمایه داری» باشد.

3- آنچه در جریان کمک به نهادهای مالی آمریکا برای خروج از بحران اتفاق افتاد، عملی نمودن استدلال نوکلاسیک trickle down بود که براساس آن ثروت طبقات بالا به تدریج میان طبقات پائینی رخنه می کند. کاخ سفید براساس این استدلال معتقد است گرچه ما تمایل داریم وضع فقرا بهبود یابد، اما چون آنان عنصر پویا و مولد نیستند، کمک مستقیم سیاستی ضد تولیدی است و تنها مداخله مورد نیاز کمک به ثروتمندان است تا ثروتمندتر شوند و آنگاه سودها به طور خودکار در میان فقرا گسترش می یابد. در واقع با تزریق پول به وال استریت، سرانجام به مردم عادی نیز منفعتی خواهد رسید. این استدلال نوکلاسیک که در جریان این بحران به کار گرفته شد بر این مبنا پایه ریزی شده است که اگر می خواهید مردم عادی پولی برای کسب و کار داشته باشند. مستقیما به آنها پول ندهید و از طریق دادن وام به آنان کمک کنید. این تنها راهی است که رفاهی ذاتی!! خلق می کند، در غیر اینصورت دولت صرفا پول را در میان نیازمندان و به زیان کسانی که خلق ثروت می کنند توزیع می نماید! از این رو دموکراتهایی که از طرح نجات در کنگره دفاع کردند و به آن رای دادند، طرح نجات هنری پاولسون را با گرایش های چپ گرایانه شان در تضاد و تناقض ندانستند.

4- در ساختار ایالات متحده، تصمیمات سیاسی مسئول بافت تصمیم گیریهای اقتصادی و اجتماعی است.چند سال پیش گزارش شبکه CNN در خصوص کشور مالی واقعیت «بازار آزاد» بین المللی را روشن ساخت. پایه اقتصاد این کشور آفریقایی را کشت پنبه در جنوب و پرورش احشام در شمال تشکیل می دهد که در هر دو مورد به خاطر آنکه قدرت های بزرگ و استعمارگر همان قوانینی را نقض می کردند که این قدر بی رحمانه بر کشورهای جهان سوم تحمیل می نمودند دچار بحران شدید گردید. کشور مالی با آنکه تولید کننده با کیفیت ترین پنبه جهان است، اما به دلیل آنکه هزینه ای که دولت آمریکا صرف حمایت از تولیدکنندگان پنبه می کند از کل بودجه  کشور مالی بیشتر است، این کشور رقابت را به ایالات متحده می بازد در شمال نیز اتحادیه اروپا برای آنکه رقیب را کنار بزند. یارانه ای را برای هر گاو در نظر می گیرد که سالانه بالغ بر پانصد یورو است. در پایان این گزارش وزیر اقتصاد کشور مالی زبان به اعتراض می گشاید و می گوید: «ما نیازی به کمک یا مشاوره شما درباره تاثیرات سودآور حذف مقررات اضافی دولت نداریم.
لطفا فقط به قوانین خودتان در مورد بازار آزاد پایبند باشید. مشکلات ما خود حل می شود.»
باید پرسید مدافعان جمهوریخواه بازار آزاد اینجا چه حرفی دارند؟ پاسخ روشن است. هیچ!!
زیرا فروپاشی کشورهایی  چون مالی پیامد چیزی است که معنای آن برای آمریکا «اولویت بخشیدن به کشورمان ومنافعمان» است و این دقیقا همان چیزی است که در جریان بحران مالی اخیر و کمک به وال استریت قابل واکاوی است.

بابک اسماعیلی دهنه سری. عضو انجمن اقتصاددانان ایران
روزنامه کیهان. پنجشنبه 21 آذر 1387 - سال شصت و هفتم - شما
ره ۱۹۲۵۳

[ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.