بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۳

لحظات حساسی تو زندگی هر آدمی رخ میده و میگذره که نمی شه برگردوند....................باید تصمیم بگیری و بری جلو.....باید بری........راستی اینو بگم که نمی دونم چرا فکر می کنم آدما از دور دوست داشتنی ترند.

 

 

 

چنگی بزن به تاری از درد بی وفایی!

ای آنکه در نگاهت تیری ز آشنایی

آنرا که درد عشق است درمان کند جدایی؟

یادی بکن ز یاری شاید خودت دوایی!!

مجنون چو سایه افتد بر زیر پای لیلی!

آنجا چو پادشاهی خود هم کند گدایی!!

گرگان این زمان را در چشم خود نظر کن

پا بر زمین نهادی، دانی که در کجایی؟!

باید جدا سفر کرد، تا کنج غم خطر کرد

آنجا که مرغ دل را بادی کند هوایی!!

مطرب به تار مویی چنگی بزی و بگذر

آخر دگر ندارد تار تو هم صدایی!!

اینجا در این جدایی اسبی دهد سواری

اسبی که بار خود را آخر زند به جایی!

ای مرگ من گذاری پرسم ز بی قراری؟

پرسم ز دلربایی، دل را چرا ربایی؟

(فانی) شنو پیامی از باد شامگاهی؛

جامی بزن به شادی، بی ترس این جدایی

 

 

برا ی علاقه مندان با دید تخصصی به ادبیات بگم که وزن این شعر: مستفعلن فعولن//مستفعلن فعولن  یا  مضارع مثمن اخرب  است.

[ ۳:۱۱ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: شعر



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.