بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

چشمِ که امشب به دری، مانده به راه من و تو؟!
گشته دعای سحرش، پشت و پناه من و تو؟!

ای دلِ زارم که شدی همسفرم در سفری!!
گشته چرا غرق تبی چشم سیاه من و تو؟!

فرصت دیدار من و تو شده امشب، من و تو
دست من و تو به هم و خیره نگاه من و تو!

من به سکوت و تو به من خیره خموشی ز غمی
مانده نگاه دگری خیره به ماه من و تو!!

شب ز سکوت من و تو رفته به خواب ابدی
ماه شب امشب به سفر رفته ز آه من و تو

گشته ز بغضِ غم تو خیس دو چشمِ تَر من
در شب بارانی غم، اشک گواه من و تو

از دل آن یار  سفر رفته که دارد خبری؟!
یوسف گم‌گشته دگر رفته ز چاه من و تو؟!

یار سفر کرده‌ی ما در شبِ «فانی» به سفر
رفته و تنهایی ما، هست گناه من و تو!!

[ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: شعر



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.