بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۳

سلام. تاخیر منو ببخشید. امسال سال خوبی بود تولدم خیلی خوش گذشت. گرچه بعضی ها ما رو متهم کردند که چرا تولدم امسال افتاد نیمه شعبان. خداییش هم خیلی حال داد. جای همتون خالی.

این روزا فکر می کنم که برخی از دوستانم از دست من رنجیدند. یعنی چجوری بگم یه جوریند. می دونی هیچوقت دلم و اخساسم به من دروغ نمی گند من از همین جا با این که دلیل این رنجشو نمی دونم از همه این عزیزانم معذرت می خوام و دوست دارم دلیل این رنجشو برام بنویسی. اینم تقدیم به دوستان با عرض معذرت. خوش باشید.

جانا مرنجانم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

با جان حیرانم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

با من چرا ای با وفا اینگونه گشتی بی وفا؟

بشمر گناهانم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

جانا بگو با من بگو از هر چه می خواهی بگو

گر این و گر آنم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

بیمارم از کردار تو از سردی گفتار تو

از بهر درمانم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

شاید قطار مرگ را فردا مسافر من شوم

امشب که مهمانم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

خونم بیفتد گردنت گر من بمیرم در غمت

دیگر مرنجانم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

طاقت ندارم نازنین بینم دو چشمت را چنین

ای جان جانانم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

قلبم شکست و دیده ام خون شد زتو ای بی وفا

با چشم گریانم بگو از من چرا رنجیده ای؟!

هر چند گفتی با دل فانی که صبری بایدت

من صبر نتوانم بگو از من چرا رنخیده ای؟؟؟؟؟

[ ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: شعر



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.