بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩

خبر انتصاب «احمد قلعه بانی» به عنوان مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران، بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور، یکی از جنجالی ترین اخبار چند ماه اخیر محسوب می شود. اگرچه این انتصاب با توجه به برخی عزل و نصب ها و جابجایی مدیران در سال های اخیر به امری طبیعی و علی السویه تبدیل شده است، اما سوالی که این روزها به عنوان سوژه ای رسانه ای در سطح مطبوعات کشور مطرح می شود این است که «قلعه بانی در نفت چه می خواهد؟» پاسخ به این سوال بسیاری از ابهامات و ابعاد نیمه پنهان مدیریتی چند سال اخیر را روشن می کند.

علیرغم وجود صفات تحسین برانگیزی نظیر صداقت، سلامت، شجاعت، پاکدستی و ... در دکتر «محمود احمدی نژاد»، ریاست محترم جمهوری، برخی عزل و نصب های چند سال اخیر ایشان، واقعیت تلخی را هویدا ساخته است که ادامه پیدا کردن آن در آینده می تواند جریان اصولگرایی در دولت خدمتگزار را، دچار نوعی انحراف از مسیر و آرمان های انقلابی کنونی کند. عزل و برکناری افراد مومن، توانمند و خدومی همانند آقایان «صفارهرندی»، «فتاح»، «محسنی اژه ای» و «الهام» و به کارگیری عناصر پرحاشیه و گاه مشکوکی مانند «اسفندیار رحیم مشایی»، «جمشید پژویان»، «رحیمی»، «مرتضوی» و «قلعه بانی» در گلوگاهها و پست های حساس و کلیدی کشور امری اتفاقی و بدون اهمیت نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.

جدا از برخی پست های حساس اجرایی، این روزها گلوگاه های اقتصادی کشور نیز به مکانی برای تصمیم سازی و تصمیم گیری مدیران چسب دار با مشی لیبرالی تبدیل شده که بسیار قابل تامل است. «عدالت» به عنوان جوهر و آرمان حکومت دینی باید جایگاهی مشخص در آموزه ها و سیاستگذاری‌های اقتصادی کشور داشته باشد. متاسفانه بومی نشدن نظریه‌های اقتصادی و توسعه‌ای، محل نفوذ مدیران، اقتصاددانان و اقتصادخوانانی شده است که روش‌ها، آموزه‌ها و پارادایم اقتصاد لیبرال سرمایه داری را از دامان مکتب غرب و یا اساتید غربگرا آموخته و با اندیشه و روش‌های آن خو گرفته‌ و رشد کرده‌اند. گرچه ظاهراً آنان با عدالت دشمنی ندارند، اما عدالت جایی روشن در سیاست‌گذاری‌هایشان نداشته و با تأسی به تندیس‌های خودساخته‌ی اقتصاد غرب که نزد آنان مقام ستایش‌گری یافته‌اند، چون طوطیان سخن‌گویی خوش آوا به تکرار آموخته‌های خویشتن مشغولند و هر انتقادی را برمی‌تابند.

این دسته همان افراد شناخته‌شده‌ای هستند که در سال‌های پایانی دهه‌ی 80 میلادی و همزمان با شکست نظام سوسیالیستی، با اعتماد به نفسی دو چندان و با پیروی بی چون و چرا از نظام کاپیتالیسم و بازخوانی نسخه‌های بانک جهانی و صندوق‌ بین‌المللی پول به بهانه‌ بازسازی و توسعه‌ی اقتصادی، سیاست تعدیل اقتصادی را اجرا کرده و با پیاده سازی و نهادینه کردن نسخه های بانک جهانی در محافل اقتصادی که کاملاً با مقوله عدالت در تضاد بود، کشور را با شعار زنده‌باد سرمایه داری تا مرز بحران اجتماعی پیش بردند. بعدها نمونه کامل اجرای چنین سیاست هایی به طور زنجیره‌ای در کشورهایی چون مکزیک، اندونزی، آرژانتین و ترکیه به وقوع پیوست و با ایجاد یک سندرم اقتصادی، مسیر این کشورها را در سمت و سوی مدنظر قدرت‌های استعماری تغییر داد و چهره بی نقاب برخی از کارگزاران وطنی جریان امپریالیست را نیز برملا ساخت.

انتصاب «احمد قلعه بانی» به عنوان معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی نفت، نیز در این راستا قابل ارزیابی است. انتخاب یک مدیر با سوابق اجرایی غیرقابل دفاع در گذشته و در حالی که برخی رفتارهای شبهه انگیز مالی نامبرده در مدیریت بنگاه های خودروسازی همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد، اساساً چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ آیا انتصاب فردی با برخی حواشی شبهه آمیز مالی بر بنگاه اقتصادی که اختیارات مالی مدیر عامل آن با هیچ شرکت دولتی و غیر دولتی در کشور قابل مقایسه نیست، توجیهی دارد؟ آیا جز این است که دایره بسته مدیریتی کشور دچار نوعی گرفتاری در دام مدیران چسب دار و آفتاب پرستی شده است که برای ریاست و قرار گرفتن درپست های مدیریتی کشور، رنگ عوض می کنند و متاسفانه مسئولان عالیرتبه اجرایی کشور نیز با آغوشی باز آنان را پذیرفته و مورد  حمایت قرار می دهند.

هرچند راز پنهان این انتصاب نیز همانند تغییر و تحولات پیشین، به نوعی این نکته را می رساند که پشت پرده این تغییرات گسترده مدیریتی، از آبشخوری بالاتر از سطح وزرا و از یک جریان فکری نفوذی در دولت نشات می گیرد، اما باید گفت در مجموع ادامه روند فعلی به هیچ عنوان به صلاح کشور و دولت اصولگرا نیست. امید است که ریاست محترم جمهور که نگارنده و بسیاری از همفکران جریان اصولگرایی تردیدی در سلامت و در مسیر انقلاب بودنش نداریم، هرچه زودتر با تجدیدنظر جدی در همکاری با این افراد، همچنان در مسیر خدمتگزاری بی حاشیه و سالم حرکت کنند و  دوستداران و علاقمندان خود را بیش از این در برابر سوالات بی پاسخ قرار ندهند. چراکه یکی از محکمات اصولگرایی این است که افراد ملاک قضاوت نیستند، بلکه رویکردها و عملکردها ملاک قضاوتند.

[ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.