بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩

 این مقاله جهت درج در روزنامه کیهان نگاشته شده است.

«طی سال های اخیر فاصله طبقاتی میان فقیر و غنی در جامعه آمریکا با سرعتی شگرف در حال افزایش بوده است تا آنجا که می توان گفت موجودیت طبقه متوسط این کشور رو به اضمحلال است. گزافه نیست اگر گفته شود که ایالات متحده در خلال کشاکش با بدهی های سنگین، بیکاری فزاینده و اقتصاد رو به زوال خود، در آستانه تبدیل به کشوری جهان سومی است.»
    این جملات بخشی از گزارش چندی پیش پایگاه اینترنتی «گلوبال ریسرچ» وابسته به مرکز مطالعات جهانی سازی در کاناداست که اعلام می دارد امپراتوری آمریکا به طور غیرمنتظره ای در حال فروپاشی است. در روزهای اخیر و خصوصاً پس از شکست معنادار حزب باراک اوباما در انتخابات میان دوره ای آمریکا، اظهاراتی از این دست در آمریکا و دیگر کشورهای جهان فراوان به چشم می خورد. تنها کافی است تا عبارت (The collapse of the American empire) را در موتور جستجوگر گوگل سرچ نمائیم تا با 935 هزار عنوان مطلب در این خصوص روبه رو شویم.


البته این تمام ماجرا نیست. تنها طی سال اخیر دهها عنوان کتاب با موضوعاتی مشابه در ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی منتشر شده است که این روند همچنان ادامه دارد. کتاب هایی همانند «مرز قدرت... پایان استثنائی آمریکا» نوشته «اندرو باسیفچ» استاد تاریخ و روابط بین الملل دانشگاه بوستن، کتاب «جنگ سه تریلیون دلاری» نوشته «ژوزف استیگلیتز» برنده جایزه نوبل اقتصاد جهان در سال 2000 میلادی و «لیندا بیلمز» استاد سیاست عمومی دانشگاه هاروارد و «امپراتوری صعود و نابودی سیستم جهانی بریتانیا و درس هایی برای قدرتهای جهانی» نوشته «نیل فرگوسن»، کارشناس برجسته اقتصادی آمریکا و استاد دانشگاه هاروارد. فصل مشترک تمامی این کتاب ها، مقاله ها و رساله های منتشر شده اندیشمندان اقتصادی غرب، تنها یک چیز است و آن «مرگ تدریجی و سقوط قریب الوقوع امپراتوری آمریکا.»
«الکساندر فریزر تایتلر» مورخ مشهور اسکاتلندی می گوید عمر متوسط امپراتوری های بزرگ دویست سال بیشتر نیست و این روند به این صورت است که ابتدا از بندگی به ایمان، سپس به شجاعت فراوان، آزادی، خودخواهی، خشنودی از خود، بی عاطفگی و وابستگی می رسند و در نهایت نیز مجدداً به بندگی و اسارت بازمی گردند.
حال پرسشی مطرح است و آن اینکه ایالات متحده در کدامین مرحله از این چرخه قرار دارد؟ در این کشور که عنوان بزرگترین اقتصاد جهان را با تولید ناخالص داخلی 25/14تریلیون دلار یدک می کشد، چه اتفاقی افتاده است که طی سالهای اخیر، اغلب کارشناسان اقتصادی و سیاسی جهان، از فروپاشی امپراتوری آمریکا سخن می گویند؟
اقتصاد همواره در طول تاریخ، اصلی ترین عامل در سقوط قدرت ها به شمار می رود. مروری بر تاریخ نشان می دهد که امپراتوری های بریتانیا، فرانسه و عثمانی در اثر ناتوانی اقتصادی و کثرت بدهی ها سقوط کردند. حتی اتحاد جماهیر شوروی نیز به علت عامل اصلی سایش نابودکننده اقتصاد و تراکم بدهی ها دچار ورشکستگی شد و عاقبت همانگونه که حضرت امام خمینی(ره) پیش بینی کردند با سقوطی تاریخی مواجه شد.
کسانی که اوضاع اقتصادی آمریکا را در سالهای اخیر دنبال کرده اند، به خوبی می دانند که بازیابی سلامت آمریکا بیشتر به یک سراب و خواب پریشان می ماند و عملاً این کشور با بدهی نزدیک به 93 درصدی تولید ناخالص داخلی این کشور، بسیار به ورشکستگی نزدیک شده است.
براساس اعلام دفتر بودجه کنگره آمریکا، میزان کسری بودجه این کشور در سال 2010 میلادی به 342/1تریلیون دلار رسیده است که پیش بینی می شود این کسری در سال 2011 از این میزان نیز فراتر رود. همچنین گزارش وزارت بازرگانی ایالات متحده حاکی است که کسری شاخص بازرگانی آمریکا، به دلیل افزایش واردات از خارج و بازگشت صادرات آمریکایی در سال 2009 به 375 میلیارد دلار رسیده است. بنابر این آمار، کسری شاخص تجاری آمریکا در آگوست 2010، از 88درصد رشد برخوردار بوده که بسیار قابل ملاحظه است.
اما مهمترین گزاره اقتصادی که جالب است مورد بررسی قرار گیرد، میزان بدهکاری های عمومی ایالات متحده است. بدهی ملی آمریکا طی 10 سال گذشته با افزایش 58 درصدی، از 647/5 تریلیون دلار در سال 2000 میلادی به 13 تریلیون دلار در سال 2010 رسیده است. این موضوع یعنی بدهی حدود 93 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور. براساس پیش بینی مراکز آکادمیک اقتصادی، میزان بدهی های آمریکا در سال 2015، به 7/19 تریلیون دلار می رسد که این امر نسبت بدهی ها به تولید ناخالص داخلی این کشور را به
6/102 درصد می رساند و عملا بزرگترین اقتصاد جهان را در ردیف بدهکارترین دولت های جهان و در کنار کشورهایی چون زیمبابوه و جامائیکا قرار می دهد. از سوی دیگر چین به تنهایی با در دست داشتن حدود یک تریلیون دلار از اسناد خزانه و اوراق بدهی های آمریکا، هر زمان که بخواهد از این اسناد خلاص شود، می تواند اقتصاد آمریکا را به شکلی جدی تهدید کند.
آنچه عمق فاجعه را بیشتر نمایان می کند، توجه به این موضوع است که آماری که در بالا مورد اشاره قرار گرفت شامل بندهای مخفی که حجم این بدهی ها را به ارقام نجومی می رساند، نمی باشد. به عنوان مثال ضرر و زیان های شرکت های ورشکسته که دولت آمریکا آنها را اداره می کند و نیز خسارتهای کاهش مالیات به هیچ عنوان اعلام نمی شود. هم اکنون براساس آمار موجود، میزان بدهی های آمریکا روزانه 4/1 میلیارد دلار و هر دقیقه حدود یک میلیون دلار افزایش می یابد. این موضوع می تواند همانند یک بمب ساعتی عمل کند که احتمال می رود هر لحظه منفجر شود.
علیرغم این وضعیت اسف بار اقتصادی، سیاست جنگ طلبانه کاخ سفید و روسای جمهوری این کشور، به عنوان آخرین ترکش، نقش تاثیرگذاری بر سرعت یافتن ثانیه شمار فروپاشی امپراتوری آمریکا دارد. حقایق ثبت شده در کنگره، بیانگر آن است که جنگ برای ایالات متحده ماهیانه 80 میلیارد دلار هزینه در بردارد و تنها هزینه اعزام سربازان به منطقه خاورمیانه به 5/2 میلیارد دلار رسیده است. هزینه پرتاب بمب ها و موشک ها حدود 10 تا 15 هزار دلار در ساعت است و هزینه راه اندازی هر ناو هواپیمابر آمریکایی، روزانه 3 میلیون دلار است. براساس گزارش کمیته مشترک اقتصادی وابسته به کنگره آمریکا هزینه های دو جنگ طی سالهای 2002 و 2008، برخلاف برآورد 50 تا 60 میلیارد دلاری دولت بوش به بیش از 6/1 تریلیون دلار رسیده که با ادامه یافتن این وضعیت، این هزینه در سال 2017، به 5/3 تریلیون دلار خواهد رسید. این بدان معناست که هرخانوار معمولی آمریکایی، متحمل هزینه ای حدود 46 هزار و 400 دلار خواهد شد. بنابراین روشن است که افزایش بودجه دفاعی آمریکا طی 10 سال اخیر فشار زیادی را بر بودجه عمومی این کشور تحمیل کرده است. بودجه تخصیص یافته از سوی پنتاگون در سال 2001، حدود 432 میلیارد دلار بود که این میزان در سال 2008، به 3/696 میلیارد دلار و در سال 2010 به حدود 700 میلیارد دلار رسیده است.
اما این نیز خود به تنهایی، تمام مصائب بزرگترین اقتصاد جهان نیست. نوسان شدید بازارسهام، تعطیلی ده ها هزار کارخانه و شرکت آمریکایی و اخراج کارگران آن ها، تعطیلی بیش از 150 بانک آمریکایی و قرار داشتن 500 بانک دیگر در آستانه ورشکستگی، کاهش جهانی ارزش دلار، رشد روزافزون بیکاری، استفاده 10 میلیون آمریکایی از بیمه بیکاری و فقر 43 میلیون نفر در این کشور، استفاده 41 میلیون نفر از شهروندان آمریکا از کوپن دریافت غذا، کاهش میزان تحصیل در آمریکا، محرومیت 50 میلیون نفر از جمعیت این کشور از خدمات بهداشت عمومی همه و همه گزاره هایی است که آمریکا را هر روز بیشتر به سمت تبدیل شدن به یک کشور جهان سومی سوق می دهد.
«پل فارل» نویسنده آمریکایی در پایگاه اینترنتی «مارکت واچ» در تحلیل جالب توجه می نویسد: «سرمایه داری آمریکایی یک روح سرگردان است، ما اخلاقیاتمان را از دست داده ایم و این فروپاشی پیش رو، پایان یک چرخه تاریخی حتمی خواهد بود، که بسیار آهسته تمامی امپراتوری ها را به سوی نابودی سوق می دهد.»
آری، آمریکا به سرعت در مسیری بی بازگشت به سمت سقوط گام گذاشته و همانطور که «فرانسیس فوکویاما»، نظریه پرداز معروف «پایان تاریخ» و از طرفداران لیبرال دموکراسی غرب، در اکتبر 2008 در مصاحبه با نشریه نیوزویک بدان اعتراف کرد، اکنون واگن رشد اقتصاد آمریکا از ریل خارج شده و همه دنیا را به دنبال خود به خطر انداخته است و از آن بدتر اینکه اکنون متهم اصلی، الگوی آمریکایی است.
اما نکته ای وجود دارد که مرگ تدریجی امپراتوری آمریکا را از سایر امپراتوری ها متمایز می کند. «این بار، به خاطر جنایت های ضد بشری این امپراتوری، کسی بر آن نخواهد گریست.»

منبع: روزنامه کیهان، شماره 19785 به تاریخ 16/8/89، صفحه 14.

[ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.