بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠

طی ماه های اخیر، یک بار دیگر موضوع حذف چند صفر از واحد پول ملی به طور جدی در فضای رسانه ای کشور مطرح شد که پس از اظهارات چند مقام رسمی پولی و بانکی در این خصوص، رصد اخبار پیرامونی حکایت از آن دارد که دولت تصمیم گرفته است در آینده ای نه چندان دور، این تصمیم خود را اجرایی کند.
    دلایلی چون «افزایش گاه هزار واحدی بسیاری از متغیرهای اسمی کشور طی سه دهه گذشته»، «افزایش سطح عمومی قیمت ها»، «نزول ارزش پول ملی»، «کاهش قدرت خرید» و «شرایط تورمی» در کنار مزیت هایی نظیر «کاهش هزینه های چاپ اسکناس»، «فرسودگی کمتر اسکناس های در جریان» و «سهولت ثبت و نگهداری معاملات مالی و آمارها و اطلاعات» از جمله مسائلی است که طی این مدت، برخی از کارشناسان و مقامات اقتصادی کشور با استناد به آن ها از این طرح حمایت می کنند.
    اما باید گفت که به پنج دلیل عمده، حذف 3 یا 4 صفر از پول ملی در شرایط کنونی، علاوه بر آنکه می تواند اقتصاد ایران را دستخوش پیامدهایی ناگوار سازد، به معنای پذیرش شکست کشور در زمینه اقتصادی است که به هیچ عنوان با پیشرفت ها و واقعیت های موجود اقتصادی کشور همخوانی ندارد.
    1- یکی از دلایلی که موافقان طرح مذکور بدان استناد می کنند، تجربه موفق برخی از کشورهاست.این در حالی است که شرایط فعلی اقتصادی کشورمان، به هیچ عنوان با شرایط کشورهایی که بدان اشاره خواهد شد، یکسان نیست. در طول یک قرن اخیر بیش از 75 کشور جهان به دلیل شرایط خاص اقتصادی موجود، نظیر دوران پس از جنگ جهانی، بحران بدهی ها و یا دوران گذار اقتصادی- که معمولاً با تورم های بسیار بالاهمراه است- واحد پولی خود را تغییر داده اند که برخی در این راه موفق و برخی با پیامدهای اقتصادی بسیار ناگواری مواجه شده اند. حذف 14 صفر از مارک آلمان پس از جنگ اول بین الملل و حذف 6 صفر از واحد پولی فرانسه از نمونه های موفق و حذف چندین باره شمارگان پول ملی در کشورهای آرژانتین، یوگسلاوی سابق، برزیل و کره شمالی از نمونه های ناموفق و البته عبرت انگیز در این زمینه است.
    واقعیت آن است که بسیاری از کشورهای جهان که دارای اقتصاد واقعی نیستند، در مقاطع تاریخی مختلف به منظور بالابردن صوری ارزش واحد پولی خود، اقدام به حذف چند صفر از پول ملی خود کرده اند و با دادن عنوان جدید، واحد پولی خود را پرقدرت نشان داده اند تا با ظاهری جذاب، قدرت اقتصادی خود را بالاتر از آنچه که هست نشان دهند، در حالی که واقعیت چیز دیگری است. این در حالی است که کشورهای با اقتصادی واقعی همانند ژاپن، اگر چه دارای واحد پولی کوچک در مقابل واحدهایی چون دلار محسوب می شود، اما هیچگاه اقدامی در خصوص بالابردن صوری ارزش واحد پولی خود انجام نمی دهد.
    بنابراین ،این منطق که برخی از نمایندگان مجلس با استناد به آنکه چون آلمان توانسته پس از جنگ جهانی 14صفر و فرانسه 6 صفر را از جلوی پول کشور خود بردارند، ما نیز می توانیم این کار را انجام دهیم، غیرعلمی و غیرعقلایی است.
    2- مانع مهم دیگر در مسیر حذف صفرهای پول ملی، منفعل بودن بخش قابل ملاحظه ای از پول ملی است. انفعال پولی به وضعیتی گفته می شود که به دلیل بی انضباطی برخی نهادهای مالی دولتی و ضعف سیستم های نظارتی و مالیاتی و همچنین وابستگی بودجه دولت به نفت، بدون آنکه مقام های پولی کشور به طور برنامه ریزی شده بتوانند در مورد افزایش یا کاهش حجم پول تصمیم بگیرند، حجم پول در جریان افزایش یا کاهش یابد.
    از جمله مجاری این انفعال پولی در ایران، رشد روزافزون بدهی معوقه 50 هزار میلیارد تومانی است که عمدتاً توسط کمتر از 200 فرد حقیقی و حقوقی از نظام بانکی کشور خارج و سالهاست که این افراد از برگرداندن وام های دریافتی خود به بیت المال مسلمین خودداری می کنند. به نظر می رسد بهتر است دولت قبل از اقدام به عملیاتی کردن طرح هایی نظیر حذف چند صفر از پول ملی، نسبت به وصول این بدهی های معوق اقدام کند. متاسفانه شاهد بودیم که اسفند ماه سال گذشته یکی از این بدهکاران که در ردیف سه بدهکار بزرگ به نظام بانکی کشور است و علیرغم این موضوع، سهامدار عمده دو بانک خصوصی نیز شده است، با شرکت در مزایده خرید اتومبیل شخصی رئیس جمهور به مبلغ 2میلیارد و 500 میلیون تومان آن هم به بهانه انجام کار خیر!!! و تامین مسکن معلولان، با چراغ سبز برخی از عوامل اجرایی شناخته شده (که هویت تمامی آنها برای کیهان محرز است) همچنان از بازپس دادن 1200 میلیارد تومان از بدهی های معوق خود به نظام بانکی خودداری می ورزد.
    حذف صفر از پول ملی در این شرایط انفعال پولی و در حالی که بیش از 50هزار میلیارد تومان از پول ملی در حالتی منفعل به سر می برد، مانع جدی در مسیر اثربخشی سیاست حذف صفر از پول ملی است. همچنین بالابودن قدرت قیمت گذاری عوامل اقتصادی در ایران نیز خود به این موضوع دامن می زند. در اقتصاد ایران به دلیل ضعف در بازارهای رقابتی و کارآمد و گاه وجود ساختاری انحصاری در برخی از بخش ها، قیمت گذاری عوامل اقتصادی به صورت صلاحدیدی و شخصی و در بسیاری از موارد به صورت دلخواه تعیین می شود. از سوی دیگر، سرعت درآمدی گردش پول نیز در اقتصاد ایران همچنان بی ثبات است که این عوامل در مجموع به عنوان یک عامل تداوم دهنده وضعیت تورمی، ما را از اهداف حذف صفر از پول ملی دور می سازد.
    3- گرد کردن اعداد اسمی و قیمت کالاو خدمات نیز در جای خود مشکل ساز خواهد شد. هنگامی که تعدادی صفر از واحد پول ملی حذف می شود، دیگر بسیاری از قیمت ها، مضربی از این تعداد صفر نیستند. به بیانی دیگر با این اقدام، دیگر عمده قیمت ها مضربی از هزار نیستند و مثلاکالاهای 1500 و 2650 ریالی به صورت 5/1 و 65/2 ریال قیمت گذاری می شوند که عملابا مشکل گرد کردن اعداد مواجه می شوند. از آنجایی که همانطور که پیشتر بدان اشاره شد عوامل اقتصادی در ایران نیز در کنار دیگر مراجع قانونی قدرت قیمت گذاری دارند، بدون شک این اعداد به سمت بالاگرد می شود.
    از سوی دیگر، این موضوع تنها در مساله گرد کردن اعداد اسمی ظاهر نمی شود، بلکه قبح روانی افزایش برخی از قیمت ها نیز شکسته می شود. در واقع زمانی که اعداد قیمتی کوچکتر می شوند، افراد قیمت های خود را بسیار کمتر از حد تناسب تغییر واحد پول ملی کاهش می دهند که این امر خود به معنای افزایش سطح عمومی قیمت هاست. به عنوان مثال، اگر قیمت هر مترمربع زمین 2 میلیون تومان باشد، پس از حذف سه صفر، هر مترمربع زمین طبق اصل تناسب، 2 هزار تومان قیمت گذاری می شود. چه بسا اینگونه توجیه شود که قیمت دو میلیون تومانی هر مترمربع زمین، اکنون دو هزار تومان شده و با توجه به بالابودن قدرت قیمت گذاری عوامل اقتصادی، قبح روانی افزایش قیمت ها بیشتر شده و در نتیجه عوامل اقتصادی قیمت ها را افزایش دهند.
    4-چهارمین عامل که مانع جدی بر سر راه اثربخشی حذف شمارگان پول ملی به شمار می رود، شرایط تورمی اقتصاد ایران و رشد حجم پول و نقدینگی است. اگرچه با تلاش تیم اقتصادی دولت نهم و دهم، تورم تا اندازه ای مهار شده است و هم اکنون با پدیده اصطلاحاً «ابرتورم» مواجه نیستیم، اما طی سالیان اخیر، تورم بین 15 تا 30 درصد در نوسان بوده که بانک مرکزی برای مقابله با این موضوع و تسهیل در مبادلات پولی مردم، به چاپ گسترده اسکناس های درشت و چک پول ها اقدام کرده است.
    آنچه در این میان مورد غفلت واقع شده، ماهیت اقتصادی چک پول هاست که می بایست به عنوان یک سپرده دیداری محسوب شده و بانک ها طبق قانون موظفند مابه ازای پولی آن، چک پول ها را دست نخورده نگه دارند. اما متاسفانه بانک ها تعمداً برخلاف دستور قانون، در عین حال که حساب دارندگان این چک پول ها را صفر می کردند، تا بازگشت چک پول ها به بانک نیز از وجود مابه ازای آن استفاده کرده و عملاچک پول ها نقش اسکناس را یافتند که این موضوع علاوه بر برخی اثرات مخرب بر پایه پولی، افزایش نقدینگی در اقتصاد را به دنبال داشته است.
    اصلاح رقوم پول ملی در این شرایط و پیش از حل مشکل رشد حجم پول، نه تنها تاثیری در اقتصاد و کاهش نرخ تورم ندارد، بلکه با توجه به این مهم که هنوز چند ماهی از اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها نگذشته و نتایج تورمی اجرای این قانون هنوز به درستی مورد واکاوی قرار نگرفته است، چندان عقلایی به حساب نمی آید. چرا که به اذعان بسیاری از صاحبنظران اقتصادی، حذف صفرها باید در مقطعی از زمان و هنگامی اعمال شود که نرخ تورم تک رقمی و پایدار شود و ریشه های تورم نیز از بین رفته باشد. به بیان دیگر، کنترل نقدینگی و تورم زدایی، مقدم بر حذف صفر از پول ملی است.
    5- در حالی که به اذعان بسیاری از کارشناسان وزارت امور اقتصادی و دارایی، در حال حاضر طرح حذف صفر از پول ملی، جزو ضرورت ها و موضوعات روز کشور نیست و موضوعاتی بسیار مهم تر از آن وجود دارد، مسئولین پولی و بانکی کشور باید به این پرسش پاسخ دهند که براساس کدامین شرایط خاص اقتصادی، بحث حذف چندشمارگان از پول ملی را مطرح ساخته اند و در واقع با حذف 3 یا 4 صفر چه هدفی را دنبال می کنند؟
    حذف 3 یا 4 صفر از شمارگان پول ملی در شرایط کنونی همانند آن است که فردی با یک وسیله نقلیه در ساعت 50000متر را بپیماید. پرواضح است که مسافت 100000متر توسط این وسیله نقلیه در دو ساعت طی می شود. حال اگر صفحه کیلومترشمار این وسیله نقلیه تعویض شود و نوشته کیلومترشمار را بر حسب واحد دیگری (مثلاکیلومتر) مقیاس بندی کنیم، آیا با نشان دادن 50 کیلومتر به جای 50000 متر بر روی صفحه کیلومترشمار، مدت زمان طی مسافت 100000متری به کمتر از 2 ساعت می رسد؟
    پاسخ روشن است. از مسئولان و برنامه ریزان اقتصادی انتظار این است که در بررسی مسائل اقتصادی از این دست، میان عوامل واقعی و صوری در اقتصاد تمییز قائل شوند و مسائل شکلی و عوامل واقعی را از هم تفکیک کنند. تعداد صفرهای پول ملی، در حال حاضر تمام مساله واقعی اقتصاد ما نیست و حذف چند صفر از آن تنها کار حسابداران را ساده تر می کند.
    کوتاه سخن اینکه حذف 3 یا 4 صفر از واحد پولی کشور به دلایلی که بدان اشاره شد، علاوه بر آنکه پاسخگوی نیازهای اقتصادی جامعه نیست، به نوعی ظلم به پول ملی کشور است، چرا که ارزش پول ملی ما هنوز آنقدر کم نشده است که بخواهیم با تعدادی از صفرهای آن وداع کنیم.


بابک اسماعیلی/عضو پیوسته انجمن اقتصاددانان ایران
منتشر شده در روزنامه کیهان، شماره 19910 به تاریخ 5/2/90، صفحه 2 (سرمقاله)

[ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: سرمقاله های کیهان و موضوع نوشتار: اقتصاد و موضوع نوشتار: سیاست



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.