بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٤

سبزیجات، امروز آرزومندند
که بچیندشان کسی
کو سراید نام حق
حافظ چگونه می دانست
خبری این چنین مهم و سری را
چون که ما روزی همه
سیب زمینی بودیم، گوجه فرنگی
یا پیاز یا کدوی قلقلی

تعجب نکنید. این بخشی از یک شعر طنز نیست و شاعرش هم برای خنده و شادی کسی آن را نسراییده است. آنچه خواندید بخشی از ترجمه‌ی اشعار حافظ است که آقای دانیل لدینسکی، مترجم معروف مغربی آن و ده‌ها قطعه‌ی مشابه آنچه خواندید را به لسان‌الغیب نسبت داده و اتفاقا یک ناشر ایرانی! هم با کسب اجازه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را روی پیش‌خوانش چیده است.
 The Divan of Hafiz، نام دیوان جعلی انگلیسی زبانی است که توسط این مترجم معروف مغربی انتشار یافت و سروصدای زیادی در محافل خبری و خبرگذاری‌ها نینداخت و تنها در دو شبکه سیمای جمهوری اسلامی و آن هم در بین اخبار، به عنوان خبری کوتاه پخش گردید و در ادامه در روزهای بعد، با یک خبر تکمیلی از سوی معاونت فرهنگی!! وزارت ارشاد، آرام و گم شد.

دانیل لدینسکی

چندی نگذشت که با عدم برخورد وزارت فرهنگ و ارشاد، دیوان حافظ لدینسکی به یک اثر پرفروش(البته به قول ناشر آن) تبدیل شد، به طوری‌که ناشر این اثر جدید و شگفت‌آور هنری گفت: اگر می‌دانستیم که این طور می‌شود، دیوان را در 5000 نسخه چاپ می‌کردیم نه با 3000 تیراژ!! و بدین ترتیب این نگاه تجاری ادب دوستی ایرانی!!البته به لطف چراغ سبز وزیر ارشاد زمینه‌ی یک تحریف ادبی بزرگ را شکل داد و تن لسان‌الغیب حافظ شیرازی را در گور لرزاند.
پس از پخش تدریجی این ترجمه در بین اهالی فرهنگ و ادب و دوست‌داران حافظ و میراث مکتوب ایرانی و پارسی، واکنش‌هایی  در این بین برانگیخته شد، به طوریکه افرادی نظیر دکتر بهاالدین خرمشاهی، حافظ پژوه معاصر اعلام داشت که حاضر است تمام کارهایش را کنار گذارد و دیوان جعلی حافظ لدینسکی را به تیغ نقد بگیرد.
در تاریخ آمده است که کالوشکین، نماینده اعزامی تزار برای ملاقات با نادرشاه افشار در گزارش دیدار با پادشاه ایران چنین می‌نویسد: ملاقات با نادر، بسیار دشوار بود. او چنان از باده پیروزی سرمست است که صریحا می‌گوید اگر اراده کند، با یک حرکت، کره‌ی زمین را مسخر خواهد کرد. او عاشق شمشیر درخشان، توپ دورزن، اسب اصیل و سرباز مطیع است. با این وجود، هر وقت در جلسات مهم و رسمی خسته می‌شود، از منشی‌اش می خواهد که غزلی از دیوان حافظ بخواند. مطمئنا نادرشاه، شعرهایی از این دست را هنگام پیروزی و مستی می‌پسندیده است:
من، دوست دار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بی‌غشم

و نه این شعر را که ترجمه ای از نمی‌دانم کدام غزل حافظ نامی است:
دوش ویروس شاد گرفتم
آن دمی که آواز می‌خواندم به زیر اختران
بسیار واگیرنده است
پس، من را ببوس!

انشار دیوان جعلی با نام حافظ شاعر بلندآوازه‌ی پارسی‌گوی، یک تقلب تاریخی در ادبیات پرافتخار ایرانی به حساب می‌آید و کم‌ترین مجازات ناشر ، باید ابطال پروانه‌ی نشر آن باشد. اما بهتر است برای روشن شدن موضع وزارت ارشاد و وزیر روشنفکر و فرهیخته‌ی این وزارت‌خانه‌ی دولتی نگاهی به متن جوابیه‌ی ارشاد بیندازیم. جوابیه‌‌ی ارشاد به پرسش‌های رسانه‌ای نشان داد که The Divan of Hafiz به عنوان ترجمه‌ای از دیوان حافظ پذیرفته شده است؛ چون این جوابیه می‌گوید: مجوزی تحت عنوان دیوان حافظ برای اشعار دیگری صادر نشده است. حتی یکی از اعضای هیات نظارت بر چاپ و انتشار کتاب، آب پاکی را می‌ریزد روی دست همه و با لحنی جدی چنین می‌گوید: هر کتابی که از سوی ناشر به عنوان دیوان حافظ درخواست مجوز کند، بدون بررسی به آن پروانه‌ی انتشار داده می‌شود. دلیلش هم روشن است! ما به ناشران اعتماد داریم و اگر دیوان حافظ را به ممیزی بدهیم، برایمان حرف درمی‌آورند که دیوان حافظ هم به ممیزی کتاب رفته است!
اما آن جوابیه رسمی، ادامه هم دارد و بسیار جال توجه است: ترجمه ها، مختلف و سبک ها، کلاسیک، مدرن و گاه آزادند. بنابراین، مسوولیت قوت و ضعف ترجمه و این گونه اشعار به عهده ناشر و مترجم است.

تن حافظ هم از این اجحاف در گور لرزید

اما ناشر این دیوان، هم روبه‌روی دانشگاه تهران، فروشگاهی دارد و روی میز کتاب های تازه‌‌‌ی این ناشر، که یک سری کارهایی از این دست است و چند کتاب دیگر، روزگار خوشی دارند، اما با مراجعه به کتاب‌های موجود اثری از دیوان حافظ لدینسکی پیدا نمی‌کنی. به سراغ راهنمای فروشگاه که می‌روی او می‌گوید که کتاب پرمناقشه‌ی انتشاراتی‌اش تمام شده، اما اساسا چاپ آن براثر یک اشتباه عجیب صورت گرفته است. او می‌گوید: متنی که به عنوان دیوان حافظ درآمده، با متن اصلی جابه جا شده و ما در حال جمع آوری نسخه های کتاب هستیم.
و اما علی صحرانورد، مدیر این انتشارات با تکذیب گفته‌های فوق عنوان می‌کند: همه چیز سرجای خودش است و هیچ اشتباهی صورت نگرفته!! هیچ سهل‌انگاری‌ای هم در کار نبوده و The Divan of Hafiz واقعا همان دیوان حافظ است! و تنها آقای لدینسکی، ترجمه‌ی کلاسیک و تحت الفظی از شعرهای حافظ ارایه نداده و این ترجمه او، یک کار مدرن است. و ادامه می‌دهد لدینسکی خودش عاشق حافظ است و 15 سال، روی دیوان او کار کرده! خب، او هم حق دارد برداشت خودش را از شعرها و سروده های حافظ انتشار دهد!! وی حتی خبرنگاران و معترضان انتشار دیوان تحریف شده‌ی حافظ را مخالفت با نوگرایی متهم می کند و می‌گوید: ملاصدرا هم مدت‌ها در غار زندگی می‌کرد، چون افکار عمومی مردم، حرف‌ها و ایده‌های نو او را قبول نمی‌کرد. شعرهای حافظ هم نیاز به برداشت نو داشت. سبک اشعار او، درک و فهم مضامین آن را مشکل می‌کند. شعرهای حافظ حتی برای ما ایرانی‌ها که هم‌زبان و هم‌وطن او هستیم خیلی سخت است. حالا ببینید آدمهایی که با او هم زبان نیستند، برای فهم شعرهایش چقدر سختی می کشند؟ او ادامه می‌دهد: حالا یک نفر این وسط پیدا شده که می‌خواهد با شیوه‌ای نو، ترجمه‌ی اشعار کلاسیک را پیش بگیرد. این را هم نمی‌توانید تحمل کنید. آخر آدم چقدر باید تنگ‌نظر باشد؟
این کتاب، پیش از این از سوی انتشارات پنگوئن، ناشر معروف کتاب موهن آیات شیطانی با عنوان  Poem of Hafiz به بازار جهانی کتاب راه یافته بود. پنگوئن در شرح مختصری روی جلد کتاب، حافظ را the great sufi master معرفی می‌کند که این استاد بزرگ عرفان و تصوف، کسی جز حافظ ما ایرانی ها نباید باشد.
این دیوان دانیل لدینسکی با 253 شعر از حافظ در سال 1996 منتشر می‌شود و معروف‌ترین پایگاه فروش اینترنتی کتاب، یعنی آمازون، تبلیغ گسترده‌ای روی آن می‌کند و در وصف دیوان حافظ می نویسد: دیوان حافظ در ایران به اندازه قرآن، کتاب مقدس مسلمانان مورد توجه است و مردم آن را دوست دارند. حافظ برای ایرانی‌ها، گوینده غیب است و او را از آن جهت حافظ می دانند که در سینه اش 14 روایت از قرآن حفظ بوده و هرچه داشته از دولت قرآن بوده است. بنابراین، دیوان حافظ نزد ایرانیان یک کتاب مقدس و یک اندوخته معنوی است.
با این اوصاف، اما باید پرسید حافظ چگونه می‌تواند در دیوان خود بیتی با این مضمون داشته باشد: ما در صدد پیروی از رسوم عقب مانده و احکام قلابی دین نیستیم.
اما خانم مریم زاهدی، یکی از مترجمان ناشر دیوان حافظ اول بنا را به گلایه از افکار عمومی می‌گذارد: شما خیلی بی انصاف هستید. خبرهایی که انتشار پیدا کرده، ساخته و پرداخته ذهن خودتان است و به اعتبار جهانی این کتاب لطمه زده اید. شما این اثر را به مسخره گرفته اید. بعد، یک صفحه از کتاب را باز می کند و شعری را از آن میان می‌خواند: چه کسی به گربه من غذا داد. ببینید! منظور او از گربه، همان جانور پلید درون است(!) یا مثلا در جای دیگری گفته است: وقتی من بروم، این جانور می ماند و سه پنجه دارد که منظورش از سه پنجه، سه عنصر آتش، هوا و آب ابعاد حیوانی ما است. شعرهای لدینسکی از نظر او بسیار زیباست.
از مهم ترین دلایل ضعف در ترجمه‌‌ی متون کلاسیک ما به زبان های دیگر، این بوده که این متون به وسیله‌ی انگلیسی‌زبان‌ها به انگلیسی ترجمه شده. در مورد دیگر زبان‌ها هم همین مساله وجود دارد. کسی که قصد دارد متون ادبی کلاسیک فارسی را ترجمه کند باید اولا به زبان فارسی، به جغرافیای معرفتی شاعر و مبانی فکری او و به زبانی که قرار است متن به آن برگردانده شود، مسلط باشد.
با این همه ادوارد براون ترجمه گرترود بل(Gertroude Bell) از 43 غزل حافظ را که در سال 1897 با عنوان  Poems from The Divan of Hafiz درآمده، ستایش می کند و عقیده دارد که پس از ترجمه‌ی آزاد فیتز جرالد از رباعیات خیام، ترجمه بل، زیباترین و بهترین ترجمه‌ی شاعرانه به زبان انگلیسی است.

دیوان حافظ لدینسکی


در مورد این کتاب، دو فرضیه متصور است؛ یکی اینکه لدینسکی با صداقت به سراغ اشعار حافظ رفته، ولی در نتیجه‌ی ‌عدم فهم و درک صحیح نسبت به جغرافیای معرفتی حافظ، اشتباهاتی از او سرزده است. در این فرض، نهایتا ما به اختلافات میان اشعار حافظ و ترجمه‌ی لدینسکی بر خواهیم خورد که تنها راه هم نقد ادبی آن خواهد بود.
اما آنچه در کتابی که تحت عنوان دیوان حافظ ارایه شده، مشاهده می‌شود، فراتر از اختلاف است و ما در آن به تناقضات بسیاری بر می‌خوریم. در این حالت، نقد ادبی دیگر به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه تدارک دیدن یک واکنش حقوقی نسبت به این اقدام، بهترین چاره است. در فضای آکادمیک و دانشگاهی غرب، اگر یک نویسنده در اثرش جمله‌ای را از نویسنده‌ای دیگر ذکر کند، ولی آن را در گیومه قرار ندهد و مرجع آن را نیز ذکر نکند، کل اعتبار علمی نویسنده زیر سوال خواهد رفت. حال چگونه است که لدینسکی تراوشات فکری خود را به اسم حافظ مطرح می‌کند و این اثر توسط انتشارات پنگوئن که ادعا می‌شود یکی از معتبرترین ناشران دنیاست به چاپ می رسد؟ و فجیع‌تر سکوت و در حالتی محافظه‌کارانه‌تر حمایت عملی وزارت ارشاد، در اعطای مجوز نشر در 3000 نسخه از این دیوان، عملی است که از طرفی نشان از ضعف در سواد و بینش و از طرفی نداشتن غیرت در این وزارتخانه‌ی پرادعا و وزیر همیشه خندان آن است. یادم می‌آید که شاهد این قیافه خندان جناب آقای وزیر در رابطه با تغییر نام خلیج فارس هم بودیم. ننگتان باد این سکوت و اجحاف در حق تاریخ و فرهنگ ایرانی و پارسی.

[ ۳:۳۳ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: فرهنگ و اندیشه



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.