بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

شنبه ٧ خرداد ۱۳۸٤

یک هزار و ده نفر (!!!) برای انتخابات ریاست جمهوری در ایران ثبت‌نام کردند!
ثبت‌نام بیش از هزار تن (!!!) برای انتخابات ریاست جمهوری در ایران!
هزار و چهارده (!!!) رئیس جمهور در ایران!!
از جوانی کارتن خواب تا پیرمردی 86 ساله، تلاش برای رفتن به کاخ سعدآباد.

چند روز بعد...
رد صلاحیت بیش از هزار (!!!) کاندیدای ریاست جمهوری در ایران!!
شورای نگهبان قانون اتساسی در ایران به بیش از یکهزار نفر (!!!) اجازه‌ی شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را نداد!!
جمهوری اسلامی هزار نفر (!!!) را از لیست انتخابات ریاست جمهوری 27 خردادماه کنار گذاشت!!
تنها هشت نفر در ایران برای ریاست جمهوری می‌جنگند!!!
دولت آمریکا ردصلاحیت بیش از هزار نفر (!!!) در انتخابات ریاست جمهوری در ایران را نشانه‌ی عدم تمایل تهران برای ورود به دنیای دموکراسی! در خاورمیانه!! دانست.

 از هم‌اکنون می‌توان پیش‌بینی کرد که کدامیک از این چند نفر در انتهای فهرست اعلامی شمارش آرا قرار می‌گیرد...اما کدام‌یک از این چند نفر (!!!!)  پای در سعدآباد خواهد گذاشت و ...‌
اینها بخشی از تیترهای روزنامه‌ی معروفی چون تایمز، هرالد تریبون، نیویورک تایمز، واشنگتن پست و غیره پیرامون شرکت 1014 نفر برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ایران در ظرف مدت 5 روز بود.
اگرچه نبود محدودیت خاصی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری، به لحاظ آنکه از لحاظ ایجاد ذهنیت نسبت به نبود مانع برای حضور مردم در عرصه‌ی قدرت و تصمیم‌گیری، مفید به نظر می‌رسد، اما شرکت بیش از یک‌هزار نفر و ورود همه‌ی اقشار از جمله افراد فاقد صلاحیت‌های اولیه و گاه با خصوصیات و دیدگاه‌هایی تاسف‌برانگیز در این عرصه، حاوی ایرادات قانونی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
این امر موضوع جدیدی نیست و حتی زمانی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1360 نیز یکصد و بیست و چهار نفر برای رئیس جمهور شدن ثبت‌نام کردند، امام خمینی این موضوع را یک خلاء و ضعف قانونی در این مورد دانستند و خواستار پیگیری این مهم از طریق نهادهای قانون‌گذاری گردیدند که عده‌ای این موضوع را به عنوان سیاستی در جهت دوری حکومت جمهوری اسلامی از مفهوم جمهوریت و دوری از اهداف نهضت و انقلاب بمهن 57 دانسته و آشکارا با آن مخالفت نمودند و امروز همان افراد بار دیگر به آن نتیجه رسیده‌اند و عملا از ضعف قانون و ضرورت اصلاح آن سخن به میان می‌آورند.
این مشکل در اکثر کشورهای جهان به شیوه‌ای قانونمند مرتفع گردیده است. استفاده از مکانیسم‌های معمول و رایج در جهان از قبیل جمع‌آوری امضای حمایت احزاب قانونی و فعال و سپردن ودیعه، از جمله مواردی است که می‌تواند در حد معمول برای موضوع داوطلبی انتخابات ریاست جمهوری، حد و مرز مشخص کند. ولی متاسفانه در کشور ما به دلیل ناقص بودن زنجیره‌ی توسعه سیاسی و نبود حزب به معنای ایده‌آل و واقعی آن و وجود بنگاه‌های تصمیم‌گیری با نام حزب، این امر نیز نمی‌تواند چندان منطقی و اصولی به نظر برسد. اما می‌توان با وضع قوانین ساختاری و استفاده از برخی تجربیات جهان امروز که با فرهنگ بومی و سیاسی و فرهنگی جامعه ما ناسازگار نیست و اصلاح و بازنگری در قانون ریاست جمهوری، راه را برای ایجاد تغییر در این قانون و از بین بردن دغدغه‌هایی چون افزایش سهم نظارت و افزایش نظارت استصوابی جهت‌دار به منظور بیرون آوردن نامزدی خاص از صندوق‌ها در ذهن اقشار جامعه و زدودن و مرتفع ساختن این دیدگاه‌ها با ماده‌ و تبصره‌ی قانونی و کار عملی، بار دیگر اقتدار و حرمت به این عرصه و پست کلیدی  در جمهوری اسلامی بازگردد.
البته به نظر من نوعی، نظارت استصوابی نمی‌تواند به معنای زورگویی باشد! نظارت در معنای خودش هم استصوابی است و هم استطلاعی. باید همانی باشد که در قانون نوشته شده یا نوشته خواهد شد. گاه قانون، نظارت را در حد دخالت تعریف کرده و گاه در حد ارائه‌ی گزارش، که ناظران باید تنها به آن(گزارش) بسنده کنند. وزارت کشور، وزارت اطلاعات و از همه مهم‌تر شورای نگهبان قانون اساسی نیز باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کرده و چنانچه کسی را ردصلاحیت می‌کنند، این ردصلاحیت و حتی تایید صلاحیت در چارچوب قانون بوده و این قانون باشد که مشخص کند چه کسی باید نامزد شود و نه دیدگاه‌های گاه حزبی و اعتقادی افراد در این وزاتخانه‌ها و نهادها. امری که می‌تواند در افزایش مشارکت ملی و سهم‌خواهی مردم و دنبال کردن مطالبات خود از حکومت تاثیر بسزایی داشته باشد و گامی در جهت توسعه‌ی سیاسی کشور موازی با توسعه‌ی اقتصادی و در پرتوی توسعه‌ی فرهنگی باشد.  باید از ظرفیت کامل قانون اساسی کشور استفاده کرد، امری که متاسفانه تاکنون عملی نگردیده است.
 

 

تحلیل تغییر آرایش نیروهای سیاسی در کشور در انتخابات نهم :  

   به نظر می‌رسد که سال 1384 را برعکس سال 1382 و حتی پیش‌تر از آن، باید رقابت و صف‌آرایی چند جناح راست با هم دانست که با توجه به ضعف استراتژیک جریان چپ در اجماع بر روی یک کاندیدای مقبول و دارای خصوصیات حداقلی، این جناح از هم‌اکنون بازنده‌ی این انتخابات  شناخته شده و صف‌آرایی در بین شاخه‌های این جناح همه را مطمئن ساخته که دود سپید از خیمه اصولگرایان برنمی‌خیزد...تنها یک چهره  می‌توانست به این اختلافات پایان دهد...چهره‌ی مطرح اردوگاه اصولگرایان دیروز که امروز نه‌تنها جایی در  اردوگاه اصولگرایی ندارد، بلکه  به تازگی از حمایت همراه با تردید جناح چپ نیز برخوردار گشته و همین امر نوع رقابت و شعار کاندیداهای دو جناح را دچار تغییرات بنیادین نموده... انگیزه‌ی هاشمی از کاندیداتوری در انتخابات نهم چیست؟ این سوالی است که  جواب آن را می‌توان از مخالفت اصولگرایان با کاندیداتوری هاشمی و مهم‌تر از آن انصراف توکلی از آمدن و حمایت و سرمایه‌گذاری بر  روی چهره‌ای جوان و خارج از اصولگرایان  سنتی یعنی قالیباف دانست...آری انگیزه و در واقع ترس این سیاستمدار شکل‌گیری نیروی پوپولیستی در حمایت از طیف رادیکال اصولگرایان است که وی را بر آن داشته تا بدین وسیله از قدرت‌گیری بیش‌تر این جریان نوپا  جلوگیری کند و نگذارد...

   

        

[ ۳:٠٢ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: سیاست



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.