بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۸٤

بر اساس کدامین منطق می‌توان گفت که یک با یک برابر است....نه یک با یک برابر نیست
جای پای اسب حفره‌ی کوچکی در زمین ایجاد کرده و مقداری آب در آن جمع شده بود. مورچه‌ای درون حفره افتاد و بعد از آن که دست و پا زدن‌های خود را برای نجات از غرق‌شدن بی‌حاصل یافت و رهگذران را نسبت به حال و روز خویش بی‌تفاوت دید، فریاد برآورد که، آهای مردم! چرا ساکت نشسته‌اید؟ دنیا را آب برد....!

پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در 27 خردادماه، که بی‌شک رقابتی‌ترین و غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ترین انتخابات در کشور بوده، با نگاهی اجمالی به این انتخابات نکاتی چند و در خور تامل دیده می‌شود که قصد دارم اندکی در این باره بنویسم.
انتخابات نهم، یک میدان آماده و بی‌غل و غش برای «وزن‌کشی» احزاب و جریان‌های سیاسی و حتی اپوزیسیون حاضر در کشور و فراتر از آن در خارج از کشور بود. در این میدان تقریبا از تمام گرایش‌های سیاسی و با سلایق و علایق گوناگون شرکت داشتند. مهم‌تر از تمام این مسائل، حضور جریان خزنده‌ای بود که طی سالیان گذشته با پوشش‌های مختلف و تغییر پی در پی چهره و تابلو در کانون‌های قدرت و ثروت نظام جا خوش کرده بودند و هر کدام در هر دوره بنا بر مصلحت لباسی نو به تن می‌کردند. روزگاری در سایه دولت هاشمی رفسنجانی لباس سازندگی!! و  در روزگاری دیگر بنا بر مصلحت لباس اصلاحات!! و امروز بار دیگر... پروژه‌ی جدیدی را که بی‌تردید از آن سوی مرزها طراحی شده است را کلید زدند. این جریان خزنده که صی شانزده سال اخیر با گریم سازندگی و سپس اصلاح‌طلبی به صحنه آمده بود، بعد از آن که از «خط تحریم» و سپس «خط ردصلاحیت» برای فرار از «وزن‌کشی» در میدان انتخابات 27خرداد، نا امید شد، با تمام توان به حمایت از کاندیدای موردنظر خود پرداخت ولی علی‌رغم تبلیغات گسترده محفلی و خیابانی و تبلیغات کثیف و ناجوانمردانه و مخصوصا استفاده از ساعت‌ها تبلیغ تلویزیونی،  معلوم شد که این جریان خزنده با همه‌ی اعوان و انصار پیرامونی و شمار فراوانی رای دهنده‌ی بی‌خبر از ماهیت واقعی جریان ذکر شده، چیزی در حدود 4 میلیون رای را به خود اختصاص داد و نامزد آن‌ها توانست در میان 7 نامزد مقم پنجم را کسب نماید. در پی این وزن‌کشی که حامیان بیرونی این جریان خزنده را به خشم آورده بود، ساز بعدی کوک شد و پروژه‌ی جدیدی که این روزها شاهد آن هستیم، کلید خورد و مرا بر آن داشت تا علی‌رغم آنکه نامزد مورد نظرم در دور اول انتخابات حذف شد و به دور دوم راه نیافت، قدری از این پروژه‌ی کثیف بنویسم.

موضوع ان پروژه‌ی جدید، «نمایش بحران» با بهره‌گیری از شگرد « شبیه‌سازی» و انطباق شرایط کنونی کشور با انتخابات مرحله‌ی دوم ریاست جمهوری فرانسه در سال ا381 است. جریان یاد شده از فردای اعلام قطعی نتایج مرحله‌ی اول انتخابات، به طور همزمان و هماهنگ و از چند قلم و زبان به ظاهر متفاوت ولی همسان، پروژه‌ی مورد اشاره را کلید زد. از جمله، روزنامه‌ی نفتی شرق در شماره‌ی روز یکشنبه‌ی خود نوشت: «باید انتخابات ریاست جمهوری سال 1381 فرانسه را به یاد آوریم، آن زمان از میان سه رقیب، لیونل ژوسپن سوسیالیست، ژاک شیراک میانه‌رو و ژان ماری لوپن رادیکال، در کمال ناباوری(!) نامزد جناح چپ از صحنه‌ی انتخابات حذف شد، همانگونه که مصطفی معین از رقابت‌های انتخاباتی کنار رفت(!)، جامعه‌ی فرانسه با همه‌ی چپ‌گرایی در برابر دو گزینه راستگرا قرار گرفت، میانه‌روی به شیوه‌ی ژاک شیراک و تندروی به شیوه‌ی ژان ماری.» نویسنده‌ی مقاله در ادامه با اشاره به اینکه مردم فرانسه برای جلوگیری از مرگ جمهوری، در دور دوم به ژاک شیراک رای دادند تا از پیروزی ژان ماری تندرو جلوگیری کنند و بدین ترتیب نویسنده‌ شرایط امروز جمهوری اسلامی را با انتخابات سال 1381 فرانسه مشابه دانسته! و پیشنهاد می‌کند که تمامی احزاب و گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مدعی اصلاحات و یا بی‌تفاوت و مخالف نظام بایستی برای پیشگیری از پیروزی نامزد اصولگرایان، آژ آقای هاشمی رفسنجانی! حمایت کنند و تاکید می‌ورزند که هاشمی، گزینه‌ی مطلوب آنان نیست ولی جز این هم چاره‌ای نیست!«ژان ماری لوپن» که فرانسویان از پیروزی نهایی او احساس نگرانی می‌کردند، یک سیاستمدار فاشیست بود و باید به فرانسویان حق داد که از بیم فاشیست‌ها به ژاک شیراک روی آورند. اما آیا نامزد اصولگرایان(شهردار تهران) که حمایت هیچ حزبی را در پشت خود نداشت و تنها با پشتیبانی مردم توانست به دور دوم راه یابد با ژان ماری فاشیست قابل قیاس است؟ فقط کافیست که به تبلیغات کثیف این جریان خزنده پس از دور نخست انتخابات توجه کنید:
- دیوار کشیدن در پیاده روها
- جداسازی آسانسورها
- دفن صدها شهید گمنام در میادین بزرگ تهران
- جداسازی و تکیک جنسیتی در دانشگاهها
- جداسازی بوستان‌ها و پارکهای کشور برای برادران و خواهران
- و....

کسانی که  چنین تهمت‌های ناروا و کثیفی را به این نامزد مردمی که با عملکرد قابل قبول خود در اردبیل و تهران توانست اعتماد فابل توجه مردم را به خود جلب کند و علی‌رغم عدم حمایت هیچ حزب و بنگاهی، تنها به پشتوانه‌ی رای مردم به دور دوم انتخابات راه یابد، روا می‌دارند و تهمت جداسازی زنان و مردان را به وی نسبت می‌دهند، همان کسانی هستند که در گذشته در تهران موتورسوار راه می‌انداختند و با کاتر(تیغ) لباس جوانان را پاره می‌کردند و سر جوانان را می‌تراشیدند.
بی‌تردید از همان روز نخست مناظره بین تحریم و مشارکت در جبهه‌ی رادیکال که نمونه‌ی آن مناظات دنباله‌دار آقایان تاج‌زاده و دیهیمی بود و بعدا در چارچوب  یک پروژه‌ی عملیاتی به سایت‌ها و روزنامه‌ها تسری یافتهمان قصه‌ی معروف شیرهای مرده‌ی ناصرالدین شاه است. متولیان نگهداری این دو شیر مرده که بیم جان داشتند، صلاح آن دیدند که پوستین شیرها را بر تن مش قربان و اوس شعبان کنند تا شاه بویی از مرگ شیرها نبرد. مش قربان بالاجبار داخل قفس شیرها شد و شیری دیگر را دید که به او نزدیک می‌شود، لرزه بر اندامش افتاد. اما چون شیر دوم نزدیک آمد، از او شنید که نترس مش قربان! منم اوس شعبان!
امروز نیز حکایت این جنگ زرگری که از چند ماه پیش در جبهه‌ی اصلاحات به راه افتاده بود حکایت همین جنگیدن اوس شعبان و مش قربان است که می‌خواستند چنگی به ناظران بزنند و جلب توجه کنند، با این تفاوت که این‌بار اوس‌شعبان‌ها و مش‌قربان‌ها از قبل همدیگر را می‌شناختند و قرار و مدارشان را گذاشته بودند.
سند روشن این تاکتیک هم عملکرد روزنامه‌ی نفتی شرق است. این روزنامه چند ماه پیش سرمقاله‌ای از خشایار دیهیمی به چاپ رسانید که در آن با سیاه‌نمایی تمام علیه جمهوری اسلامی و با لحنی تند خواهان تحریم انتخابات شده بود که بلافاصله این مقاله از سوی تاج‌زاده پاسخ(!) داده شد بعد هم مناظراتی(!)  با حضور این دو در دانشگاه تهران، و امیرکبیر(یا صنعتی شریف) با میزبانی طیف ملی_مشارکتی تحکیم برگزار شد تا این جنگ زرگری شکلی جدی به خود گیرد و پروژه را جلو ببرد.همان طایفه‌ای که در بحبوحه‌ی انتخابات مجلس ششم در پاییز و زمستان سال 78 تمام ظرفیت خود را به کار گرفت تا هاشمی رفسنجانی را به عنوان عالیجناب سرخپوش قتل‌های زنجیره‌ای معرفی کند و هزاران اتهام دیگر را به وی نسبت دهد، حال از وی حمایت کرده و به کیش شخصیت وی می‌پردازد.در میان این نان به نرخ روز خورها می توان  مشخصا از حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، روزنامه‌ی نفتی شرق و افرادی نظیر بهزاد نبوی، عماد باقی، آرمین، تاج‌زاده، جلایی‌پور، دیهیمی، گنجی و گروه‌های غیر قانونی چون نهضت مرده‌ی آزادی و برخی ملی مذهبیون را نام برد..
حال دیگر آشکار است که دعوا بر سر مادام‌العمر کردن نفوذ در دولت است. در خرداد76، جریان آن زمان چپ کمک کرد تا حزب حاکم بر دولت سازندگی، در دولت بعدی ماندگار شود و امروز پس از 8 سال که دولت و شوکت حزب مشارکت رو به زوال است، حزب کارگزاران دستان خود را قلاب کرده و شانه‌های خویش را ارزانی داشته تا معلوم شود آنها دو لبه‌ی قیچی قدرتند که اگر چه از حقوق مردم ببرند و تباه کنند، اما هرگز به هم صدمه نمی‌زنند و سکوت معنا دار هاشمی خود گواه بر این ادعاست.اما در پایان من نوعی که کاندیدای مورد نظرم در دور اول انتخابات حذف گردید، سخنی دارم از سر صداقت با افراد شناسنامه‌داری که خود بهتر میدانند. افرادی که به کثیف‌ترین تبلیغات دست زده‌اند که بمانند:جمع کثیری از بورس‌بازان و بنگاه‌داران ثروتمند، بانک‌های خصوصی و ... پشت سر احمدی‌نژاد قرار نگرفتند. سبیل دهها روزنامه و نشریه کشور از پول یک سازمان نفتی به نفع احمدی‌نژاد چرب نشد. صدها بزم شبانه با هنرنمایی دخترکان بزم‌کرده و بچه‌مایه‌دارها در ستادهای تبلیغاتی این نامزد شکل نگرفت. میلیون‌ها پوستر و بیلبورد از این نامزد کشور را به تصرف خود در نیاورد. صدها دستگاه اتومبیل با پوشیدن لباسی از جنس پوستر تبلیغاتی این نامزد در خیابان‌ها رژه نرفتند. این نامزد برای  جلب آرای محرومان یا پول‌دارها فیلم بازی نکرد و در تلویزیون اشک نریخت. تنها تخریب بود و تحقیر و تهمت‌ها که از هر سو به سویش جاری بود.  این جریان خزنده بود که به راه افتاد  و تلاش کرد تا در ذهن مردم از این نامزد مردمی یک «لولو» ترسیم کند که در صورت رییس جمهور شدن، اجازه‌ی نفس کشیدن، حرف زدن، راه رفتن، نگاه کردن و خندیدن را نمی‌دهد و چه خوب مردم پاسخ تمام این سخن‌ها را دادند و اگر کارشکنی و حمایت وزارت کشور در شمردن آرا نبود شاید اکنون وی به جای هاشمی در صدر نتایج شمارش آرا بود.
... باز هم جمعه‌ای می‌آید و آنان که این روزها به آب و آتش می‌زنند تا حق‌کشی کنند، مقهور اراده‌ای فراتر از تحرکات سنجیده و حساب‌شده خواهند شد.
 

 

  تکذیب حمایت مرکز مطالعات و تحقیقات فرامرزی گفتمان اسلام از نامزدی خاص در انتخابات ریاست جمهوری :  

   همزمان با شروع انتخابات نهمین دوره‌ی ریاست جمهوری، اینجانب  بر حسب وظیفه مطالب و نظرات شخصی خود پیرامون تعدادی از نامزدهای ریاست جمهوری را در وبلاگ شخصی خود انعکاس دادم(همانند مطلب فوق) که عده‌ای از دوستان این موضع‌گیری شخصی اینجانب را، به عنوان سخنان رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات فرامرزی گفتمان اسلام در حمایت از یک نامزد و موضع‌گیری سیاسی مرکز در حمایت از  کاندیداتوری وی برداشت کرده و بدین دلیل نگرانی و ناراحتی خویش از تبدیل شدن این مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی به یک بنگاه سیاسی را ابراز داشتند که بدینوسیله به این عده از دوستان و همراهان عزیز اعلام می‌دارم که  مطالب بازنشر گردیده در این وبلاگ شخصی تنها نظرات و دغدغه‌های شخصی بابک اسماعیلی(ب.الف.فانی) در مورد انتخابات نهم بوده و موضع مرکز هم‌چنان پرهیز از ورود مستقیم در فضای سیاسی فعلی بوده و این مرکز هرگونه تبلیغ له یا علیه کاندیداها به طور مستقیم و غیر مستقیم را رد کرده و تنها مطالبی که در سایت رسمی مرکز که به زودی افتتاح می‌شود بیانگر موضع رسمی مرکز خواهد بود نه مطالب منتشر شده در وبلاگ شخصی رئیس مرکز.

                                                                        شاد باشید و پیروز...

        

[ ٢:٤٩ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: سیاست



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.