بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

شنبه ٧ آبان ۱۳۸٤

این روزها سرشار از حسی شده‌ام که بیشتر دوست دارم بشنوم تا بگویم. سکوت و سکوت و سکوت.... این روزها در سکوت خود، با فریاد، لالایی مرگ از بهر زندگی، برگوشهای کر دل خسته‌ام می‌خوانم تا چشمان خیس و رازآلودم، شباهنگام، نگاهشان را با نگاه پرامید و خالی از جواب پیرمرد ساده‌دل ماهیگیری معاوضه کنند که هر شب، با امید، با توری پاره به دریا میزند و سحر با همان تور پاره، با دستانی خالی، ولی با ذهنی پر از سوال و چشمانی پر از امید به خانه برمی‌گردد و حاصل صید دیشبش را با لبخندی از روی رضایت به پیرزن تحویل می‌دهد و پیرزن با چشمانش، غرق نگاهی خیره بر چشمان سیاه پیرمرد، جواب سوال دیشبش را از سوال بی‌جواب مانده‌ی دیشب پیرمرد در می‌یابد و سپس هر دو چشمانشان را برای لحظه‌ای می‌بندند و آنگاه، کسی چه می‌داند، شاید سوالی بر چشمان خیره شده بر آنان نقش می‌بندد بی‌جواب. سوالی خود همه جواب و جوابی خود همه سوال!! این است حس و حال این روزهای من....

 

  یادداشت:

   سه‌شنبه دهم آبان ماه،  تولد نیکی عزیز، خواهر گلم را بهش تبریک می‌گم و براش صمیمانه‌ترین آرزوها رو دارم و امیدوارم هر روزش بهتر و متفاوت ‌تر از دیروز  باشه. نیکی جان آبجی گلم تولدت مبارک...

 

(قربانت....بابک)

 

[ ٥:۳٦ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: داستان و نثر ادبی



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.