بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

یکشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٥

 

         این روزها در سکوت خود با فریاد، لالایی مرگ از بهر زندگی، برگوشهای کرِ دلِ خسته‌ام می‌خوانم تا چشمان خیس و رازآلودم شباهنگام، نگاهشان را با نگاه پُرامید و خالی از جواب پیرمرد ساده‌دل ماهیگیری معاوضه کنند که هر شب با امید، با توری پاره به دریا میزند و سحر با همان تور پاره، با دستانی خالی ولی با ذهنی پُر از سوأل و چشمانی پُر از امید به خانه برمی‌گردد و حاصل صید دیشبش را با لبخندی از روی رضایت به پیرزن تحویل می‌دهد و پیرزن با چشمانش غرق نگاهی خیره بر چشمان سیاه پیرمرد، جواب سوأل دیشبش را از سوأل بی‌جواب مانده‌ی دیشب پیرمرد در می‌یابد و سپس هر دو چشمانشان را برای لحظه‌ای می‌بندند و آنگاه، کسی چه می‌داند، شاید سوألی بر چشمان خیره شده بر آنان نقش می‌بندد بی‌جواب. سوألی خود همه جواب و جوابی خود همه سوأل!!

          این است حس و حال این روزهای من!

(ب.الف.فانی)

 

ای یار وفادار جفادیده ز هجران!!
من هم چو توام سخت ز هجران تو نالان

من هم چو توام سخت گریزان خود هر شب
هم چو توام هر شب به عمی در تب هجران

ای آتش سوزان لبت بر لب دلدار
دل گشته پریشان تو در گوشه‌ی زندان!

ای آنکه دلم خام تو شد از شب دیدار
آتش زده‌ای بر دل من با تب پیمان!

با شور غم عشق تو بر سر چه کنم من؟!
تا کِی کنم اشکم همه شب من ز تو پنهان؟

تا کِی به تمنای تو سوزم به تبی سرد؟!
تا کِی شوم هر شب ز غمی من ز تو گریان؟!

من شاکیم امشب ز زمان، سخت، فراوان
سوگند که از دل نرود مهر تو آسان

سوگند به چشمان سیاهت که ز امشب
یک شب ننهم پلک به هم تا شب پایان

هر چند که پایان شب هجرت «فانی»؛
فردای نگاهی است که گیری ز من این جان!

 

[ ۳:۳٦ ‎ب.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: شعر



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.