بابک اسماعیلی


زلف سخن

First Page English Weblog Weblog Archives About me Contact me Photo Blog

شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥


 

 

    
این مقاله با عنوان «نادیا؛ گام نخست در یک کلیت چهارگانه» و با موضوع نقد کتاب نادیا نوشته‌ی آندره برتون در دو بخش در شماره‌ها‌ی پنجم و ششم (شهریور و مهر 1385) ماهنامه‌ی سوشیانت؛ نشریه کانون داستان نویسان جوان اصفهان(خانه‌ی هنرمندان اصفهان) به چاپ رسیده است. بخش نخست این مقاله را در پست قبلی خواندیم. اکنون بخش دوم این مقاله را در زیر با هم می‌خوانیم.

 

   

نادیا؛ گام نخست در یک کلیت چهارگانه (بخش دوم)
«نقدی بر کتاب نادیا نوشته‌ی آندره برتون»


بابک اسماعیلی (ب.الف.فانی)

در شماره‌ی پیشین از ورود مفاهیم سوررئال به ایران، بدون ترجمه‌ی آثار کاملی در این زمینه و بدفهمی ناشی از این واقعیت سخن گفتیم و ترجمه‌ی «نادیا» را پنجره‌ای برای درک جدی سوررئال دانستیم. در این شماره و بخش دوم این مقاله، قدری در این شیوه‌ی رفتاری دقیق‌تر می‌شویم و وضعیت و جایگاه آن را در جامعه‌ی امروز ایران به نقد می‌نشینیم
.

سوررئالیستها رسالت و تکامل فردیت خود را در تملک وجودشان می‌دانستند و این حرکت را به واسطه‌ی ضمیر ناخودآگاه دنبال می‌نمودند. این یافتن و پیدا کردن خود، در واقع در آینه‌ای بازتاب پیدا می‌کند که پس پشت ذهن خود را درک کنند. زیرا آنها به دنبال ضمیر ناخودآگاه خود بودند. این حرکت به مفهوم نفوذ به جهان پس چشم است. این مفهوم را لوئیس بونوئل در فیلم سگ اندلسی با بریدن چشم عیان می‌کند. در نتیجه‌ی همین تفکر است که برتون به عنوان یک سوررئالیست، به رمان روانشناختی حمله می‌کند و اساس و حتی معیارهای آن را به سخره می‌گیرد. سوررئالیستها از یک سو تفکر مادیگرا یا ماتریالیستی دارند و از دیگر سوی دچار باورهای عرفانی هستند و نقشی که این افراد برای تصادف قائلند و آن را معنادار می‌دانند از مبناهای تناقض ایشان است. شاید به همین بهانه باشد که زمانی با حزب کمونیست فرانسه همسو می‌گردند، در حالی‌که هیچ‌گاه با کمونیست‌های استالینیست همفکر نبوده‌اند. وقتی برتون با حزب کمونیست همسو گردید، با وضعیت بسیار خنده‌دار و برخورنده‌ای روبه‌رو گردید. کمونیستها وی را مسئول بخش آموزش آتشنشانی کردند و وقتی که با اعتراض برتون مواجه گشتند به وی گفتند برو مقاله‌ای درباره‌ی صنایع سنگین در ایتالیا بنویس و این برخوردها در نهایت موجب جدایی برتون از حزب کمونیست گردید، اما آن رویای انقلاب در هنر و متعاقب آن انقلاب در جامعه تا پایان عمر با آندره برتون و برخی از سوررئالیست‌های دیگر همراه بود.

در پایان بهتر است کمی به مبحث سوررئالیسم در ایران بپردازیم. در ایران خیلی از آثاری که ما به عنوان اثر سوررئال می‌شناسیم، در واقع نقطه‌ی ماقبل سوررئالیسم هستند! در واقع ادبیات انتزاعی، فضاهای مالیخولیایی و گرایش‌هایی از این دست به عنوان ادبیات سوررئالیستی مطرح شده است و این باورپذیری غلط سبب بدفهمی ریشه‌ای در شناخت این مکتب و این طرز تفکر گردیده که تا به امروز نیز ادامه دارد. امروزه در ایران از یک جهت ادبیات انتزاعی و از دیگر سوی بسیاری از داستان‌های گوتیک را به عنوان اثری سوررئال معرفی می‌کنند. هر چند سوررئالیست‌ها کسانی بودند که به رمان گوتیک نظر مثبتی داشتند و مثلا آنتوان آرتو رمان مشهور راهب را به فرانسه بازنویسی می‌کند و روایت خود را از آن به دست می‌آورد، اما باید دانست که رمان گوتیک دو شاخه‌ی متمایز دارد: گوتیک واقع‌گرا و گوتیک متافیزیک. سوررئالیست‌ها با رمان گوتیک متافیزیک همسویی دارند و حتی خود سالوادور دالی هم رمانی به نام چهره‌های پنهان نوشته که عجیب حال و هوای گوتیک دارد. در هر صورت این دو مولفه‌ی اصلی یعنی رمان گوتیک و ادبیات انتزاعی اشتباه در معنای سوررئالیسم قرار گرفته‌اند.

اما به راستی این نگاه فردگرا و متفاوت سوررئالیستی تمایل به نگاهی اجتماعی نیز داشته و دارد؟ آیا می‌توان سوررئالیست‌ها را دارای تفکرات اجتماعی نیز دانست؟

جواب این پرسش را با مطالعه‌ی عمیق‌تر نادیا به روشنی در خواهید یافت.

[ ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ]   [ بابک اسماعیلی ]   [ لینک مطلب

موضوع نوشتار: یادداشت و نقد ادبی



[ Home | Archives | E-mail ]


POWERED BY
PERSIANBLOG


  RSS 2.0  

 

 

Copyright © 2004-2007 Babak Esmaeili. All rights reserved. Design by Zolfesokhan
NOTICE: May not be duplicated or distributed in any form unless with prior consent.
 

تمام حقوق مربوط به ا‌ین صفحه، متعلق به بابک اسماعیلی  است. هرگونه برداشت و بازنشر نوشته‌های ا‌ین صفحه منوط به در‌یافت اجازه از صاحب ا‌ین تارنما می باشد.