بهونه

بهانه خوبیه در این لحظات برای مرور و به یاد آوردن بعضی از خاطرات........ خاطرات شیرینی از دفتری تلخ ..........دفتر تلخی به نام تجربه.....آره تجربه!!!

گفتم به چشم مستی از تو وفا ندیدم!

گفتا که این وفا را بر دل روا ندیدم!

گفتم که در دل من جز کعبه ای چه دیدی؟

گفتا که در دیارت من جز خدا ندیدم

گفتم که از نگاهم جز صد وفا چه آمد؟

گفتا به جان لیلی، من یک جفا ندیدم!

گفتم که بر لبانم تو وصلتی ندیدی؟

گفتا چرا بدیدم، لیکن خطا ندیدم!!

گفتم که بر زبانم جز نام تو نیامد

گفتا که در کلامت من جز صفا ندیدم!

گفتم تو عشق من را با آه دل ندیدی؟!

گفتا به گریه با من جانا چرا ندیدم؟

گفتم تو عشق من را با باده ای ز می نوش

شاید در این طریقت دیگر جفا ندیدم!!

گفتا که جز ز مستی سم دگر ننوشم؟

آخر در این پیاله من که تو را ندیدم!!

اینها بهانه ای شد تا این به تو بگویم:

که در شب تو‌‌ (فانی) من جز رضا ندیدم!!

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
meisam

شعر خوبی بود ... موفق باشی!

شاعری در اتاق مجازی

سلام بچه ها .......مرسی از لطفتون..........زنده باشيد.....سر فرصت جبران ميکنم

arash

منتظر رسيدن روزهای زيبا و خوبت هستم...... مطمئنم و مطمئن باش

قلم وكاغذ و احساس

سلام بابک خان خوشحالم که دوباره نوشتی شعرت رو خوندم بسيار عالی بود ...ولی مغزم الان ديگه صفره فردا برات مينويسم ...بای

SaRa

سلام داداش. خوبی..خيلی شعرت زيبا بود. هميشه موفق باشی..

fati

چه شعر خشکلی بود

baran

چه موسيقی قشنگی برای وب لاگت انتخاب کردی ... راستی تجربه را خيلی قشنگ معنا کردی ... راست می گی دفتر تلخ

parisa

سلام ... گفتم به وصل رويت خواهم رسيد روزی ... گفتا که نيک بنگر شايد رسيده باشد ... شاد باشی ...

Roya

سلام بابک جان...اميدوارم شعرهای خوشيهات رو ببينم عزيز... آپديت کردم...جسارتا يه شعر هم توش نوشتم استاد...اگه تونستی سر بزن...خوشحال ميشم...پاينده باشی عزيز...

mohajer

سلام ببخشيد سر زده اومدم .... شاعر بودن هم پره از حس های قشنگ ... اين طوريه ؟