تکرار تاریخ با لهجه ای امروزی

یادداشتی بر مجموعه داستان «گوساله سرگردان» نوشته مجید قیصری

مجموعه داستان «گوساله سرگردان» نوشته مجید قیصری، یکی از آثار در خور توجه چند سال اخیر در حوزه ادبیات جنگ به شمار می رود.
مجید قیصری نویسنده مجموعه داستان و رمان های «جنگی بود، جنگی نبود»؛ «صلح»؛ «طعم باروت»؛ «نفر سوم از سمت چپ»؛ ضیافت به صرف گلوله» و «باغ تلو»، در این مجموعه با تکرار تجربه ای دیگر در حوزه دفاع مقدس و با بهره گیری از مفاهیم قرآنی، به زندگی بازماندگان جنگ می پردازد که به طور مستقیم در فضای جنگ تنفس کرده اند و امروزه در شرایطی متفاوت به زندگی خود در فضایی تأثیر پذیرفته از روزهای جنگ ادامه می دهند.
قصه های این مجموعه که با زبانی ساده و قابل فهم روایت می شوند؛ با توجه معنادار به عواطف و احساسات پرشور انسانی، وقایع جنگ را به تصویر می کشانند.
برقراری ارتباط خوب و مستمر خواننده با داستان یکی از بارزترین نکات این مجموعه به حساب می آید. در این مجموعه، شاهد نزدیکی و شباهت های قابل تأمل ادبیات دفاع مقدس با ادبیات بین المللی می باشیم، به گونه ای که قیصری توانسته است بخشی از زوایای بکر دفاع مقدس را به خوبی به تصویر بکشاند. هر چند از مجموع هشت داستان این مجموعه، پنج تا شش داستان با برخی ضعف های ساختاری مواجه اند، اما دو داستان «گوساله سرگردان» و «ماه زده» با ساختار و پرداختی قوی و از همه مهم تر با پایانی مناسب، برخی ضعف های موجود- به عقیده نگارنده- را به خوبی پوشانده است.
داستان «ماه زده» که می توان آن را بی نقص ترین داستان این مجموعه نامید، ساختاری رئال دارد. شخصیت نخست این داستان که تصویر قهرمان «ابله» داستایوفسکی را در ذهن خواننده حرفه ای خود تداعی می کند، همانند شخصیت اصلی داستان داستایوفسکی، کند ذهن است اما شاهدیم که در پایان موفق به کشف حقیقت می گردد. «ماه زده» ماجرای شخصی بی آلایش به نام صفرعلی است که به شخصیت اصلی فیلم های چون «قدمگاه» و «یا یک تکه نان» شباهت دارد. صفرعلی که در این داستان بارها از صداها و نجواهایی غریب در محیط پیرامونی خود سخن می گوید و در عین شخصیت ماورائی که دارد چندان جدی گرفته نمی شود، رازی را به دور از چشمان جستجوگر خواننده به همراه دارد که تنها زمانی گشوده می شود که پسربچه ای در خواب ستون های مسجد را در رکوع می بیند و با دیدن جنازه هایی مدفون شده در خواب خویش به نقطه ای اشاره می کند که رویای این پسربچه به همراه ادعاهای صفرعلی، جنازه های شهدای لشکر جوادالائمه مشهد را از خاک بیرون می کشد و صفرعلی نیز به ناگاه ناپدید می شود.
«تلخک» داستان بازگشت رزمنده ای با جسمی معلول از جنگ است که وضعیت روحی نابسامانی دارد و قیصری در این داستان به موضوع آسیب شناسی جنگ و بیان نظراتش در این حوزه می پردازد. مجید قیصری در «فقط حرف بزن» در فضایی غیرداستانی یک پرتره و نمای کلی از جنگ را به تصویر می کشد و در «عود عاص سبز» سعی می کند حکایتی گزارش گونه ارائه دهد. در «کابوسخانه» خواننده میهمان فضایی خرده روایتی است که گاه بیش از حد روایی می شود و در «نورکافی» قیصری خواننده را تعمداً در فضایی بین داستان و رمان معلق نگه می دارد تا ذهنش را تا پایان درگیر ماجرا کند، اما به نظر می رسد پایان داستان را عقیم می گذارد. در «مامور» که می توان آن را ضعیف ترین اثر این مجموعه به حساب آورد، خواننده به سختی می تواند ارتباط معناداری بین کلمات پیدا کند و بیشتر به مطالب و نکات پندآموز بسنده می کند.
اما داستان «گوساله سرگردان» که نام این مجموعه را نیز به خود اختصاص داده است، داستانی است کاملا موفق و بی اغراق باید آن را یکی از بهترین آثار چند سال اخیر در این حوزه به حساب آورد. گوساله سرگردان داستان سربازی است که برای شناسایی به همراه تنی چند به قلب اردوگاه دشمن می زند و پس از چند صباحی به محاصره کامل دشمن درمی آید و قصه تمام می شود. قیصری هنرمندانه با لحنی روایت گونه از یادداشت های یک سرباز و شاید بتوان گفت با دفترچه خاطراتش، داستان را به پیش می برد و در پایان، خواننده را آزاد می گذارد تا ادامه داستان را پس از به انتها رسیدن قصه، در ذهن خویش به نظاره بنشیند و پایان محتمل خویش را شاهد باشد.
خواننده پس از تمام شدن داستان با این پرسش مواجه می شود که سرباز مجنون شده است یا در حالی که به محاصره کامل دشمن درآمده است، آخرین دقایق عمرش را سپری می کند:
«قار، قار، قار. آبادی را گذاشته اند روی سرشان... دیگر فکر نکنم کسی توی کوچه پس کوچه های خاکی آبادی مانده باشد. مگر کلاغ ها و سربازها.»
نکته ای که باید در این داستان بدان توجه کرد چند لایه بودن و تأویل پذیری این داستان با واقعه ای تاریخی است و می توان گفت که قیصری هنرمندانه و عالمانه کوشیده است تا به خواننده نشان دهد که به شکلی دیگر، داستان حضرت صالح(ص) و نامه آن حضرت تکرار شده است و سرنوشتی برای مردم آن روستا همانند قوم صالح(ص) آن هم به دلیل نافرمانی رخ داده است.
در مجموع باید مجموعه «گوساله سرگردان» مجید قیصری را که تاکنون توانسته چندین جایزه و تقدیرنامه را در حوزه داستان دفاع مقدس به خود اختصاص دهد، مجموعه داستانی خوب ارزیابی کرد.
داستان خبری است که غبار کهنگی بر آن ننشیند و چیزی که آن را از یک گزارش صرف متمایز می سازد جوهره ادبیات یعنی انتقال مفاهیم اصیل انسانی است و این همان چیزی است که در «گوساله سرگردان» شاهد ارائه هنرمندانه آن هستیم.

روزنامه‌ی کیهان. شنبه 30 خرداد 1388. رویه‌ی ١٠.

/ 0 نظر / 11 بازدید