هستم...

مدتی بود که خیلی کمتر نسبت به گذشته روی شبکه خدمت دوستان عزیزم حاضر می‌شدم و همین امر باعث ناراحتی و گاه دلخوری تعدادی از دوستان عزیزم گردیده بود. این مدتی که خیلی کمتر حاضر بودم، گرفتار دو امر مهم بودم:
 یکی کنکور کارشناسی ارشد که مجبورم تا زمان برگزاری آن (تا تاریخ 10 اسفندماه سال جاری) به طور فشرده مطالعه کنم و به همین بهانه، کمتر روی شبکه حاضر شوم.این مجموعه که لذت یک گاز نام دارد، تعداد 73 غزل سروده شده در فاصله‌ی سالهای 1380 تا 1384 را در بر می‌گیرد که به مدد ایزد جهان‌آفرین در آینده‌ای نزدیک در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات پارسی قرار خواهد گرفت اما بهانه‌ی بعدی من که سبب گردید به قول دوستان کم‌پیدا و بنا بر قولی بی‌وفا شوم کار بر روی مجموعه‌ی لذت یک گاز بود که به مدد الهی این دفتر شعر به پایان رسید. این دفتر شعر، تعداد 73 غزل سروده شده در فاصله‌ی زمانی سالهای 1380 تا 1384 را در بر می‌گیرد و همین طور که گفتم لذت یک گاز نام دارد که امیدوارم به مدد ایزد جهان‌آفرین در آینده‌ای نزدیک در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات پارسی قرار گیرد. البته دفتر دیگری هم باید طی 2 ماه آینده مورد بازبینی و بازنگری قرار دهم که این دفتر ناکجا در ناکجاآباد نام دارد و اجازه دهید در این فرصت توضیحات بیشتری پیرامون این مجموعه ندهم. غزلی را با عنوان کوچه‌ی بن‌بست دیدار از مجموعه‌ی لذت یک گاز برای جبران نامهربانی‌های روزهای اخیرم با شما عزیزان تقدیمتان می‌کنم که امیدوارم مورد توجه شما سروران قرار گیرد. به دعای خیر همه‌ی شما عزیزان نیازمندم. به امید دیدارتان در آینده‌ای نزدیک.

ز دل پُرسم شبی از پشت نیزار

که ای دل خفته هستی یا که بیدار؟!

که برخیز ای دل تنگم که دانم!

که دانم گشته‌ای جایی گرفتار

بگو گشتی کجا در دام صیاد؟!

بگو با من ز بند و دام دلدار!

بگو از شوق دیداری شبانه!

به پشت کوچه‌ی بن بست دیدار

بگو از سرخی شرمی شبانه!!

ز دزدی دیدنش از پشت دیوار

چرا پنهان کنی از من تو این راز؟!

چه پوشانی ز من تو ای دل زار

مکن پنهان، مکن پنهان ز من آن

زند فریاد آن چشمان بیمار

زند فریاد با شوق نگاهی!!

چو اعدامی برقصد بر سر دار!

بگو ای دل به «فانی» از شب تار

بگو از کوچه‌ی بن‌بست دیدار!!
 

<?XML:NAMESPACE PREFIX = O />

 

  یادداشت:

  

این غزل در وزن شورانگیز مفاعیلن مفاعیلن فعولن یا هزج مسدّس محذوف سروده شده است. در بین بیست و نه وزن پرکاربرد در شعر پارسی، وزن این شعر، هشتمین وزن پرکاربرد شعر پارسی (بدون احتساب مثنوی‌ها) است. از این وزن می‌توان برای سرودن اشعاری با محتواهای گوناگون و فضاهای متفاوت و متنوع استفاده کرد، اما تاثیر شگفت‌انگیزی در اشعار احساسی پرشور از خود بر جای می‌گذارد و مخاطب را با خود تا پایان شعر با ریتمی مناسب، هماهنگ و دارای سیمتری همراه می‌سازد.

شاد باشید...

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

سلام . می بينم که بی خبر کتاب وارد بازار ميکنی. تو خجالت نمی کشی....بي خبر...

نرگس

ولی بابک جان منم صميمانه بهت تبريک ميگم. واسه منم که خودت ميدونی چندتا بايد(تاکيد ميکنم بايد)کنار بذاری اونم با امضا. شاد باشي و همچنان رو به رشد

ب.الف.فانی

دوستان عزیز و همراهان صمیمی از لطفتان سپاسگذارم. همیشه شاد و پیروز باشید

harki

سلام عزیز من. خوبی؟ امید وارم همیشه موفق باشی. بابک جان دلمون برات تتنگ شد بیا یک سری به ما بزن؟ یاس

داریوش

سلام به بابک عزيز و خسته نباشی...تبريک ميگم داداش و اميدوارم هميشه موفق و شاد باشی ...راستی نسخه من هم با امضا فراموش نشه ....خدا قوت...داريوش...

بچه كلاغ

سلام. منم تبريک ميگم و منتظر و مشتاق ديدن کتابت هستم. پاينده باشيد . . . ياعلی.

سارا

مي گم تبريک فراوان... حالا ديگه بيا به ما يه شما بده .. بخاطر اين سيب و گاز هم که شده..طفلي شديم ها

منصور

بابک جان سلام امید دارم که بتوانی برای کتابت مجوز بگیری و آن را به چاپ برسانی اگه چاپ شد يه بوق بزن تا قبل از ناياب شدن يکی تهيه کنم. به اميد موفقيت و بهروزی شما/.

سارا

درود تبریک به خاطره چاپ کتابتون امیدوارم ماهم بتونیم از این کتاب بهره ای ببریم امید وارم در کنکور اسفند موفق باشید پاینده و پیروز باشید

mahdi

از استاد محمد علی بهمنی دلم براي خودم تنگ مي شود اگر چه نزد شما تشنه ي سخن بودم كسي حرف دلش را نگفت من بودم دلم براي خودم تنگ مي شود آري: هميشه بي خبر از حال خويشتن بودم نشد جواب بگيرم سلام هايم را هر آنچه شيفته تر از پي شدن بودم چگونه شرح دهم عمق خستگي ها را اشاره اي كنم ، انگار كوه كن بودم من آن زلال پرستم در آب گند زمان كه فكر صافي آبي چنين لجن بودم غريب بودم ، گشتم غريب تر اما: دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .