آغازی بر پایان اتحادیه اروپایی

سخنان اخیر «هرمان فوی رومپوی» رئیس بلژیکی شورای اروپا خود مهر تاییدی بر این ادعاست. وی در تازه ترین اظهارنظر پیرامون وضعیت قاره سبز گفت: «کلیه کشورهای عضو یورو باید با همکاری یکدیگر، منطقه یورو را از بحران مالی نجات دهند، زیرا اگر منطقه یورو از خطر سقوط نجات نیابد، دیگر اتحادیه اروپایی نیز باقی نخواهد ماند.»
    دومینوی سقوط در اتحادیه اروپایی سبب شده تا این احتمال که موج دوم بحران و رکود در اقتصاد جهانی با مرکزیت اتحادیه اروپا در حال شکل گیری است تقویت و عملاً به اثبات برسد، احتمالی که کارشناسان از مدتها پیش به آن اشاره کرده بودند. اگرچه به اعتقاد کارشناسان سیاسی و اقتصادی هرگونه اظهارنظر پیرامون فروپاشی یورو و اتحادیه اروپایی به زمان بیشتری نیاز دارد، اما با توجه به شواهد و قرائن موجود، دومینوی ورشکستگی در غرب و بحران بدهی ها که همانند ویروسی همه گیر هر روز یکی از اقتصادهای این منطقه را به کام خود فرو می برد، می تواند آغازی بر پایان یورو و اتحادیه اروپایی ارزیابی شود:
    1- بحران در منطقه یورو، عملاً از زمانی رسانه ای شد که آثار رکود اقتصاد جهانی سالهای 2007 و 2008 میلادی به شکل بحران بدهی ها در یونان خودنمایی کرد. به دلیل عمق بحران در یونان، مقامات این کشور از IMF و بانک جهانی درخواست کمک کردند و اعطای این کمک ها منوط به اجرای برنامه ریاضت اقتصادی از سوی آتن شد. پذیرش این خواسته از سوی مقامات یونانی خشم مردم و آغاز تظاهرات خیابانی و اعتصاب عمومی در این کشور عضو یورو را در پی داشت و دقیقاً از آن هنگام بود که زنگ خطر در منطقه یورو طنین انداز شد.
    به رغم کمک 110 میلیارد یورویی IMF و اتحادیه اروپایی به یونان، بحران بدهی ها همچون ویروسی واگیردار پرتغال، اسپانیا، فرانسه، انگلیس، ایتالیا، آلمان و اخیراً ایرلند را در برگرفت. وضعیت بسیاری از کشورهای گرفتار رکود در اتحادیه اروپا، هم اکنون قابل مقایسه با کشور آرژانتین است. هنوز به یاد داریم که آرژانتین در سالهای پایانی دهه 90 میلادی گرفتار رکود و بحران سهمگینی شد که سرانجام در دسامبر 2001 میلادی عوارض جبران ناپذیر خود را نشان داد. نرخ رسمی بیکاری این کشور به 20 درصد نزدیک شد و این در حالی بود که آمار واقعی، بسیار بیشتر از این میزان را نشان می داد. تظاهرات خیابانی، دولت را ساقط کرد و ناآرامی، خشونت و غارت سرتاسر آن کشور را فرا گرفت و نظام اقتصادی که در آن، ارزش پزوی آرژانتین در برابر دلار تثبیت شده بود، از هم گسیخت و در نهایت دولت آرژانتین ناگزیر شد تا پول خود را مجدداً نرخ گذاری کند.
    2-به رغم هشدار «هرمان فوی رومپوی» رئیس شورای اروپا مبنی بر همکاری کشورهای منطقه یورو برای نجات اتحادیه اروپایی، این روزها وضعیت نابسامان اقتصادی و سیاسی این کشورها، اختلاف نظرها در مورد حمایت از واحد پول اروپا را به بالاترین حد خود در طول عمر یورو رسانیده به طوری که آلمان از تاثیرگذارترین کشورهای عضو یورو تهدید کرده است که در صورت کنترل نشدن بحران توسط اقتصادهای کوچکتر منطقه، از عضویت در ناحیه یورو انصراف خواهد داد.
    تهدیدی که امروزه به خواست اصلی تظاهرکنندگان در فرانسه، ایتالیا، پرتغال و برخی دیگر از کشورهای اروپایی تبدیل شده و فشارهای اقتصادی سبب شده تا مردم بسیاری از 17کشور عضو یورو از دولتهای خود بخواهند تا تنها به فکر منافع کشور خود باشند و منافع دیگر کشورهای اتحادیه اروپایی را درنظر نگیرند.
    ادامه این روند می تواند اتحادیه اروپایی را که از زمان انعقاد پیمان ماستریخت تاکنون با نزدیک به 500 میلیون شهروند، بیش از 31درصد GDP جهان به ارزش تقریبی 16تریلیون دلار را تولید می کرد با بن بست جدی روبرو کند و اتحادیه ای که می رفت تا رفته رفته نظام سیاسی و اقتصادی قدرتمندی را پایه گذاری کند که هیچ کشوری قدرت برابری با آن را نداشته باشد، به نقطه ای برساند که برای دستیابی به وحدت سیاسی، اقتصادی و پولی با توقف و شاید مانع و بن بستی معنادار مواجه سازد.
    3- کاهش ارزش یورو در مقابل دلار و رسیدن آن به پایین ترین سطح طی 9 ماه گذشته بر نگرانی های موجود بین زمامداران اروپایی افزوده است. طی روزهای اخیر در بازارهای مالی جهان، هر یورو با 3199/1دلار معامله شده است که به شدت متاثر از بحران بدهی 85 میلیارد یورویی (113میلیارد دلاری) ایرلند و نگرانی گسترش بحران از یونان و ایرلند به پرتغال و اسپانیا و همچنین تنش در روابط دو کره می باشد.
    باید اذعان کرد که یورو برای نخستین بار از زمان پیدایش در سال 1991 میلادی با تهدیدی جدی روبه رو شده است. امروزه موضوع عدم کارآیی یورو به عنوان پول واحد، دقیقا همان چیزی است که بسیاری معتقدند در اروپا به وقوع پیوسته است و اختلاف نظر به وجود آمده بین تعداد زیادی از اعضای این منطقه پیرامون کارآیی یورو، خطری جدی است که می تواند اتحادیه اروپایی را از ناحیه یورو تهدید کند.
    همچنین تصمیماتی که از سوی اتحادیه اروپایی و به ویژه بانک مرکزی اروپا به پیروی از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول اتخاذ می شود نیز به عنوان زنگ خطری جدی برای بقای یورو به حساب می آید که کمتر بدان توجه شده است.
    در این خصوص مقاله «جوزف استیگلیتز»، اقتصاددان مشهور آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2001، که در زمان بروز بحران در آرژانتین، در روزنامه «واشنگتن پست» به چاپ رسید، بسیار قابل تامل است. استیگلیتز در این مقاله تحت عنوان «چرا ملتی که از قواعد پیروی کرد، خرد شد؟!» به نکاتی اشاره می کند که امروزه می توان آن را برای برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا نظیر اسپانیا، یونان، پرتغال و ایرلند به کار برد.
    وی در بخشی از مقاله اش می نویسد: «دلسردی و سرخوردگی از اصلاحات سبک نئولیبرال آغاز شده است. هم اکنون تجربه آرژانتین در حال بررسی است و این واقعه ای بود که برای یکی از پیروان مطیع و سر به راه صندوق بین المللی پول روی داد. این فاجعه به دلیل گوش ندادن به توصیه های صندوق بین المللی پول روی نداد، بلکه بیشتر به دلیل گوش دادن به آن توصیه ها بود... شکست های مالی نوعا یک شبه روی نمی دهند. آنها معمولانتیجه اشتباهات دولتها نیستند، بلکه ناشی از شوک هایی هستند که در ماورای مرزهای آنها روی می دهند و آنها نمی توانند اقدامات زیادی در مورد آنها انجام دهند...»
    این موضوع که «جوزف استیگلیتز» در مقاله خود بدان اشاره کرده است، شاه کلید بحران اخیر در منطقه یورو به شمار می رود. چند ماه پیش «ویکتور تورن» روزنامه نگار آمریکایی طی گزارشی که در هفته نامه American Free Press به چاپ رسید به بررسی بحران مالی یونان پرداخت و در اظهارات قابل تاملی گفت: «در مرکز سقوط ناگهانی اقتصاد یونان، گروه بانکی و مالی Goldman Sachs قرار دارد که یکی از مالکان فدرال رزرو آمریکا محسوب می شود... یونان یک نمونه آزمایشی از سوی افرادی نظیر جورج سوروس است که مورد استفاده قرار گرفته و بانکداران بین المللی بعدها از این فرمول علیه کشورهای بزرگتر استفاده می کنند.»
    در حال حاضر اتحادیه اروپایی با پنج چالش اساسی شامل تغییر و بازسازی نهادها و ارگانهای کنونی؛ آماده سازی اتحادیه در گسترش به سوی شرق و جنوب؛ مقابله همزمان با بحران بدهی ها؛ بیکاری و شرایط دشوار زندگی شهروندان اتحادیه؛ ایجاد موازنه بین اتحادیه اروپا و جهانگرایی اقتصادی و از بین بردن اختلافات پیرامون حمایت از واحد پولی اروپا روبه روست. این پنج چالش عمده و مسائل ذکر شده در کنار برخی مسائل حاشیه ای نظیر ظهور قدرتهای نوظهور اقتصادی و اتحاد این کشورها و اتفاق نظر آنان در مقابله با اتحادیه اروپایی سبب شده تا اغلب کارشناسان نسبت به عاجز بودن این اتحادیه در کنترل بحران هشدار دهند و بحران رو به گسترش فعلی را آغازی بر پایان اتحادیه اروپایی به شمار آورند.
     
 منتشر شده در روزنامه کیهان، شماره 19804 به تاریخ 10/9/89، صفحه 14

/ 0 نظر / 22 بازدید