گناه چشم تو

گناه چشم تو بودش که دل ز دیده بریدم

که دیده بر دل ریشم فکندم و برمیدم!!Eye.jpg

گناه چشم تو بود و گناه این دلِ ریشم

که جز نگاه تو بر دل، نگاه خیره ندیدم!

به دل، به کنج خموشی تو را به عشوه بدیدم!

نشانِ چشم تو آنجا به کنج دل بکشیدم

به وقتِ رفتنت آن شب صدا زدی که نیایی؟

چو خیره من به تو بودم، صدا زدی نشنیدم

چو رفتی آن شب یلدا ز دیده‌ام تو نهانی

دوان دوان بدویدم به کوی تو نرسیدم!

چو رفتی و به تنم، خستگیِ هجرِ تو دیدم

لباس و جامه ز تن من، ز هجر تو بدریدم

همه به عشرت و شیرین ز قندِ سرخ لبانت!!

به حسرتم به عطش من، که خود همان نچشیدم

چو خیره شد به نگاهت، نگاه من شبِ یلدا

به جز تو من کسِ دیگر به دوستی نگزیدم

گناه چشم تو بود ای صنم در آن شبِ «فانی»

گناه چشم تو بود آن نگاه که من بخریدم!!
 

<?XML:NAMESPACE PREFIX = O />

 

  به نظر شما بهترین دوست کیه ؟!


    به نظر من بهترین دوست، اون دوستیه که بتونی باهاش ساکت و خموش روی یک سکو بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور می‌شی، احساس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی!!

   

نظر شما چیه...

 

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zeinab

خيلی خوشگل بود..حيف که سه تا پست بيشتر نبود تا بيشتر کشف کنم سبک و فضا رو...به ديدن من هم بياين

هانيه

بازم مثل هميشه يه شعر زيبا از فاني... چه خبر از کتاب؟! ... در مورد دوست خوب که گفتین، من سکوت رو دوست ندارم... به نظرم از دست دادنه...

gordafarin

سلام...بهترين دوست من کسيه که برای با هم بودنمان دنبال بهانه نمی گرديم و برای حرف زدن با هم دنبال واژه ها نمی گرديم و دوستی مقدسترين حس سيال در اطراف ماست و ... اره يعنی يه ديوونه بهترين دوست منه راستی تعريفت از بهترين دوست قشنگ بودها!

gordafarin

راستی يادم رفت بگم شعرت فوق العاده بود و من در مورد گناه چشم او کاملا باهات موافقم!!!؟

roodepir

سلام. با تعريفت از دوست و دوستی تقریبا موافقم. اما يه چيزی رو قبول ندارم . ۲تا دوست واقعی امکان نداره روی يه سکو کنار هم بشينن و چيزی نگن.حتی اگه تمام مدت ساکت باشن اما نگاهشون تو عمق چشم همديگه و ضربان قلبشون و حتی نفس کشيدنشون يه دنيا حرف داره . شايد اينقدر تو همون سکوت حرف نهفته باشه که بيانش با کلمات غير ممکنه. شاد و پاينده باشی. يا علی.

navid

سلام خسته نباشی ....عيدت مبارک داداش ...سلامت باشی... ۱۰۰۰۰ سال زنده باشی شعرای خوشگلت رو برامون بنويسی ...اره برای من هم خيلی پيش اومده وهنوز در حسرت اون سکوت روزها و ماها و سالها ست که چشم در راهم

reza

با اين حال من هم يه کوچولو حرف ميزنم. تازه وبلاگ شما رو ميبينم. مشتری شدم.

iranlover

خوش به حالت...!

ماندانا

چه روان ، چه زيبا ، خوشحال ميشم رو کارای منم نظر بدين ، منتظرم ، فعلا

marjan

سلام بهترين دوست من مامانمه هيچوقت فکر نکردم که يه روز نبينمش