متن کامل رساله کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری در خدمت پروژه سیاه نمایی

دولت آمریکا نیز که درسالهای گذشته سوابقی از تصویب بودجه های 50 و 75 میلیون دلاری درجهت تقابل و عملیات براندازانه فرهنگی در ایران داشته است، ضمن حمایت از این طرح هلند، با ارائه طرح تصویب یک بودجه 107 میلیون دلاری به سنای این کشور، عملابا جریان تقویت پلورالیزم رسانه ای درایران همراه شد.
    در 29 ژوئن 2008 میلادی، «سیمور هرش» درنشریه «نیویورکر» با اشاره ای قابل تامل به کمک مالی ایالات متحده برای ایجاد یک عملیات پنهانی گسترده علیه ایران و درخواست تخصیص 400 میلیون دلار از سوی رئیس جمهوری آمریکا به همین منظور - که می توان آن را اقدامی موازی یا پروژه هلندی «پلورالیزم رسانه ای در ایران» ارزیابی کرد - می نویسد: «جمع آوری اطلاعات در رابطه با پرونده هسته ای ایران، تحلیل بردن توانایی هسته ای و تلاش برای تضعیف دولت ایران از طریق کار بر روی گروههای مخالف و ارائه پول به آنها به منظور تغییر رژیم درایران از جمله اقدامات تصویب شده در دولت بوش بود.»(2)
    بدین ترتیب وزارت خارجه کشورهای آمریکا، هلند و رژیم صهیونیستی، شورای روابط خارجی ایالات متحده، کنگره آمریکا، بنیاد سوروس و موسسه خانه آزادی، مسئول مدیریت تخصیص این بودجه به موسسات هدف شناسایی شدند. تعدادی از این موسسات هدف که با جذب این بودجه، وظیفه شناسایی، دیدار و پشتیبانی مالی از دانشجویان، روزنامه نگاران، رسانه های مکتوب و دیجیتالی و وبلاگ نویسان مخالف نظام جمهوری اسلامی و فعالان بالقوه سیاسی در ایران را عهده دار شدند، عبارت بودند از:
    موسسه هلندی «هیفوس» (Hivos) برای کمک به موسسه ضدانقلابی «ایران گویا» و سایت «روزآنلاین» به مدیریت «حسن باستانی» موسسه هلندی «پرس نو (Press now) تحت عنوان کمک به سایت و رادیو اینترنتی «زمانه» به مدیریت «مهدی جامی»، موسسه آمریکایی خانه آزادی (Fredom house) تحت عنوان کمک به سایت و پروژه «گذار» به مدیریت «ساسان قهرمان» که پیشتر توسط «محسن سازگارا» و «مریم معمار صادقی» هدایت می شد، موسسه انگلیسی «بی بی سی ورد سرویس تراست»(servis BBC World Trust) تحت عنوان کمک به سایت «زیگزاگ» به مدیریت پیشین «سینا مطلبی»، بنیاد «دخترک» در قالب کمک به سایت «شهرزاد نیوز» به مدیریت «مینا سعدادی» پناهنده سیاسی درهلند و عضو هیئت اجرایی سازمان فدائیان خلق موسسات و سایت های «راهی» به مدیریت «شادی صدر» فمینیست و عضو کمپین دخترکان و پسرکان؛ «کنشگران داوطلب» به مدیریت «سهراب رزاقی» مدیر سابق دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور دولت سید محمد خاتمی و «کارورزی سازمان های جامعه مدنی» به مدیریت «محبوبه عباسقلی زاده» فمینیست و فعال مسائل زنان»؛ «وردپرس فوتو» (photo world Press) (جدید مدیا) (New Media) و ارتباطات برای توسعه(CFD).
    درهمین حال مقرر شد تا بخش عمده ای از این بودجه به منظور «جنگ رسانه ای در درون نظام» به صورت محرمانه در اختیار گروههای اصلاح طلب ایرانی داخل کشور قرارگیرد تا در رقابتهای انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری (22خرداد 1388) و از طریق مدیریت و تقسیم این بودجه بین برخی رسانه ها و روزنامه های مخالف با دولت نهم قرار گیرد.
    سخنان «لرد بالتیمور» تحلیل گر ارشد غربی در پایگاه خبری «خانه شفاف سازی اطلاعات» پیرامون نحوه تامین مالی، ایجاد اغتشاش و انقلاب رنگی در ایران در همین راستا ارزیابی می شود. بالتیمور در این تحلیل اظهار می دارد: «کنت تیمرمن» مدیر اجرایی موسسه ای موسوم به «بنیاد دموکراسی ایران» اذعان کرده است که میلیون ها دلار طی دهه اخیر برای ایجاد انقلاب رنگی شبیه به اوکراین، با آموزش فعالان سیاسی در ایران هزینه شده و برخی از پول ها ظاهراً به دست گروه های حامی موسوی رسیده است که روابطی نیز با سازمان های غیردولتی خارج از ایران داشته اند.» (3)
    این جریان بر آن بود با سازماندهی جریان مخالف داخل کشور به موازات جریان اپوزیسیون خارج از کشور، طرح «پلورالیزم رسانه ای در ایران» را اجرایی کند. علت این امر را نیز باید در این نکته کلیدی دانست که رسانه ها علاوه بر دارا بودن نقش انتشار اخبار و اطلاعات و تنویر افکار عمومی، در ده سال اخیر به مهم ترین ابزار در دست دولت ها برای برخورد و مقابله با نظام های سیاسی مخالف تحت عنوان «جنگ رسانه ای» تبدیل شده است. پیشتر در طول دوران حاکمیت اصلاح طلبان نیز شاهد بودیم که برخی از رسانه ها با حمایت های پنهان و آشکار خارجی عملاً به پایگاه اپوزیسیون تبدیل و با نقش آفرینی در حوادثی چون «کوی دانشگاه» و «قتل های زنجیره ای» به گونه ای هدفمند به سازماندهی برنامه های اعلام شده از خارج از کشور پرداختند.
    بدین ترتیب علاوه بر ایجاد برخی نشریات، وبلاگ ها و سایت های خبری در فاصله چندماه پیش از آغاز انتخابات ریاست جمهوری، شناسایی، اجاره و بعضاً انتقال تیم رسانه ای در تعدادی از روزنامه های سراسری برای جنگ رسانه ای در اولویت مسئولین پروژه قرار می گیرد و مقرر می شود تا به مرور زمان برخی روزنامه های دیگر نیز به طور غیرمستقیم و ازطرق مختلف درگیر این برنامه شوند.
    درخارج از کشور نیز جریانی موازی ماموریت یافت با هدایت مستقیم وزارت امور خارجه اسراییل، تلاش های گسترده ای را برای راه اندازی یک جنگ تمام عیار رسانه ای علیه ایران با محوریت موضوعی «سیاه نمایی از ایران و مخابره تصویری سیاه ازایران به سراسر جهان» آغاز کند. در همین رابطه روزنامه صهیونیستی «هاآرتص»، چندی پیش از برگزاری شکوهمند انتخابات در ایران می نویسد: «حدود یک ماه پیش از انتخابات در ایران، رئیس کار گروه ویژه «منزوی کردن ایران» در وزارت خارجه اسراییل یک تلگرام طبقه بندی شده با عنوان «فعالیت های لازم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران» را به تمامی سفارتخانه ها و کنسول گری های این رژیم ارسال کرده است.»
    در این تلگرام با اشاره به شرح دقیق جزئیات وظایف نمایندگان اسراییل در پیش، طول و پس از انتخابات ایران آمده است: «صدها ژورنالیست از سراسر جهان قرار است برای پوشش رسانه ای رویداد انتخابات به ایران سفر کنند. از این رو از نمایندگان اسراییل خواسته شد پیش از سفر خبرنگاران، اطلاعات پیش زمینه علیه ایران را دراختیار آن ها قرار دهند.»
    «ها آرتص» در این گزارش به نقل از وزارت امور خارجه اسراییل می نویسد: «در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، دیپلمات ها و نمایندگی های اسراییل در سراسر جهان ماموریت یافته اند تصویری کدر و سیاه از ایران انتشار دهند... به طور خلاصه هدف بدنام کردن وجهه ایران در سطح بین المللی در آستانه انتخابات این کشور است.»
    سیاه نمایی، القاء ناکارآمدی دولت نهم، بزرگنمایی مشکلات اقتصادی و قریب الوقوع جلوه دادن بروز بحران شدید در ایران، ایجاد تردید در موفقیت های علمی و فن آوری نوین با اولویت حوزه های هسته ای و فضایی، زیرسوال بردن سیاست خارجی دولت نهم به ویژه در موضوع اتمی و القاء چند پارگی میان مسئولان ارشد نظام و استحاله فکری، عقیدتی و فرهنگی مخاطبان ایرانی، ازجمله اهداف هوشمندانه و نوشته شده ای بود که این رسانه ها در کنار رسانه های به خدمت گرفته شده داخلی موظف بودند تا به طور موازی با جریان اپوزیسیون خارج از کشور دنبال کنند.
    از آنجائی که مقرر شده بود تا با توجه به برخی مشکلات اقتصادی موجود در کشور، بیشترین توجه به حوزه اقتصاد شود و ناکارآمدی دولت نهم در حوزه اقتصاد با استفاده از آمارسازی ها، ایجاد تردید در موفقیت ها و حتی جعل اخبار و آمارهای رسمی کشور در سطح گسترده ای به مخاطبین القا شود، مقرر شد تا ضمن حمایت از روزنامه های حزبی پیشرو در انتقاد از دولت نهم، تعدادی از روزنامه های اقتصادی متمایل به نظام لیبرال سرمایه داری غرب نیز به اجاره این اردوگاه درآید و تیم رسانه ای آموزش دیده ای در آن ها استقرار یابد.
 

پشت پرده سه هزار و417 تیتر سیاه

بررسی تیترهای منفی و به اصطلاح سیاه روزنامه های زنجیره ای در دوره زمانی فعالیت های تبلیغاتی انتخابات نشان می دهد که روزنامه های اصلاح طلب «سرمایه»، «اعتماد»، «اعتماد ملی» و «مردم سالاری» در مجموع دو هزارو135تیتر منفی علیه دولت زده اند که این عدد با محاسبه تیترهای منفی سایر روزنامه ها در این بازه زمانی در مجموع به سه هزار و417 تیتر سیاه می رسد. در این میان، براساس ارزیابی های اخیر یکی از مراکز دانشجویی، روزنامه «سرمایه» خود به تنهایی با انتشار 730 تیتر و گزارش منفی و گاه جعلی که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم، در صدر روزنامه های اصلاح طلب قرار دارد و پس از آن روزنامه «اعتماد» با 624 تیتر منفی و «اعتماد ملی» با 546 تیتر منفی و روزنامه «مردم سالاری» نیز با 235 تیتر منفی در رده های بعدی روزنامه های متعلق به اردوگاه اصلاح طلب قرار گرفته اند.
این آمار تاسف بار و این بداخلاقی های سیاسی در حالی منتشر شد که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در سالهای اخیر با توجه به شدت یافتن هجمه تخریب ها از سوی برخی افراد و جریانات، با اشاره به ترویج اخلاق بی انصافی در جامعه، این سیاه نمایی ها را غیرواقعی و غیرمنصفانه خوانده اند.
با وجود تاکیدات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در غیرمنصفانه خواندن سیاه نمایی های احزاب و رسانه های وابسته به برخی جریانات، در فاصله کمتر از دو ماه به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، پایگاههای اینترنتی حامیان سه نامزد ریاست جمهوری، در اقدامی تقریبا هماهنگ به رفتار تبلیغاتی تحریک کننده و بعضا تخریبی روی می آورند. در عین حال بررسی های دوره ای نگارنده بر روی برخی از سایت های اینترنتی رسمی و غیررسمی حامی این سه نامزد نشان می دهد، هیات تحریریه این پایگاههای تازه تاسیس، با انتشار اخبار، گزارش ها و مقالات تحلیلی و تصویری در مورد نقد برنامه های دولت نهم، به هجمه های دیجیتالی گسترده ای روی آورده اند.
این در حالی است که طراحی و راه اندازی سایت های اطلاع رسانی خبری و تحلیلی در حمایت از نامزدهای ریاست جمهوری ایران، از یک سال پیش با موجی گسترده آغاز و تا به امروز ادامه دارد و دهها سایت خبری انتخاباتی به صورت رسمی و غیررسمی با منابع درآمدی نامشخص و مشکوک در فضای سایبر ایران فعال و مشغول به کار شده اند. بعضی از طرفداران وابسته به اپوزیسیون خارج از کشور این نامزدها نیز، در اقدامی دستوری که دلیل آن را می توان در دستورالعمل های وزارت خارجه رژیم صهیونیستی پیدا کرد، با راه اندازی سایت های شبکه ای با موضوعات اجتماعی و به اصطلاح Friendship، و تشویق کاربران جامعه اطلاعاتی داخل کشور برای عضویت در این گروهها و شبکه های مجازی اینترنتی و بهره گیری از پتانسیل سایت های جهانی مانند 360 yahoo و گروههای Facebook و Twiitter، برای تاثیرگذاری بر فعالیت های سیاه نمایی خود اقدام کرده اند.
سخنان «یوگانی ماراسوف» کارمند بنیاد آمریکایی- صهیونیستی «جورج سوروس» خود گواهی آشکار بر این مدعاست که این بنیاد قصد دارد از طریق برنامه های اینترنتی مخرب و هدف دار به ایجاد تغییرات ساختاری در کشورهای مخالف سیاست های آمریکا و انگلیس اقدام کند. ماراسوف در مقاله ای که چندی پیش در مجله «سیاست خارجی وزارت امور خارجه آمریکا» منتشر شد، به طور مفصل به نتایج تحقیقات مرکز پژوهشی دانشگاه هاروارد پرداخته که در آن به پیامدهای انقلاب نارنجی پنج سال پیش اوکراین نیز اشاره شده است.
وی در بخشی از اظهارات خود در این مقاله آورده است: «این بنیاد از طریق شبکه های مختلف اینترنتی مانند Twiitter در آینده برای براندازی دولت هایی که مخالف با سیاست های آمریکا و انگلیس هستند، اقدام خواهد کرد.» رفتار شبه سازمانی سایت هایی مانندTwiitter، Facebook و «بالاترین» و حضور گسترده خبرنگاران خارجی در ایران که علاوه بر کار جنگ روانی، شایعه سازی و القای دروغ، خبرپراکنی و سیاه نمایی را دنبال می کردند می توان در این راستا قلمداد کرد. ضمنا برقراری ارتباط موثر رسانه ای از طریق جاسوسان و کارمندان بنیاد سوروس مانند «رامین جهانبگلو»، «کیان تاجبخش» و «هاله اسفندیاری» خود گواهی آشکار بر دستهای پنهان و آشکار خارجی در حوادث اخیر است که ابعاد آن به مرور آشکارتر نیز خواهد شد.
پس از انتشار همزمان دو روزنامه «کلمه سبز» و ضمیمه «اندیشه نو» از سوی ستاد انتخاباتی «میرحسین موسوی» و خدمات درخور توجه روزنامه «فرهیختگان» (روزنامه دانشگاه آزاد اسلامی) به این ستاد، برخی روزنامه ها نیز به یکباره با چهره ای جدیدو تبلیغاتی منتشر شدند.
در این میان، روزنامه هایی پا به میدان مبارزات انتخاباتی گذاشتند که نمی توان با نگاه به کارنامه هایشان به «هویت» و «شخصیت» رسانه ای روشنی رسید. روزنامه هایی که اساسا تاسیس آنان با هدف فعالیت های تجاری و بازرگانی بوده است و از هر فرصتی برای کسب سود مادی و منفعت اقتصادی بهره می گیرند.
این روزنامه ها طعمه هایی حاضر و آماده برای پروژه رسانه ای غرب علیه انقلاب اسلامی ایران هستند و چون به مقتضای فعالیت خود، منافع اقتصادی را بر هر مکتب و هویت اصیلی مقدم می دانند، بنابراین گاهی عامدانه و گاهی ناخواسته همسو با پروژه سرویس های اطلاعاتی غرب می شوند.
روزنامه «فرهنگ آشتی» از این جنس رسانه هاست که به یکباره از اوایل سال جاری با تغییر مشی آشکار، وارد حوزه سیاست می شود و جالب تر اینکه پس از این تغییر و تحولات، در اقدامی سؤال برانگیز و قابل تامل و برخلاف قانون مطبوعات، نام مدیرمسئول در قسمت شناسنامه «فرهنگ آشتی» حذف و تا به امروز نیز این روزنامه بدون درج نام مدیرمسئول منتشر می شود! «محمدمهدی امامی ناصری» که عنوان «رئیس شورای سیاست گذاری» روزنامه «فرهنگ آشتی» را یدک می کشد، فردی چند چهره است که پیرامون هویت واقعی او و وابستگی های سیاسی اش، سؤالات بسیاری مطرح است. وی که برای به دست آوردن مناصب سیاسی و اجرایی دست به چندین تخلف و ساختن سوابق کذب زده است، دارای پرونده جعل «گواهی تحصیلی حوزه علمیه قم» می باشد و در مواردی خود را «روحانی» معرفی می کند، در حالی که نه سابقه تحصیلات رسمی در مراکز حوزوی دارد و نه دارای صلاحیت استفاده از عنوان روحانیت است.
براساس گزارش منابع خبری، ناصری امامی که گاهی خود را متولد 1343 و گاهی 1353 و به اسامی گوناگون و متشابه معرفی می کند، امتیاز روزنامه «فرهنگ آشتی» رابا پرداخت رقمی حدود 800میلیون تومان خریده است، در حالی که در این معامله نیز از حدود قانونی تجاوز کرده و مرتکب تخلفاتی شده که در جای خود، بازخوانی خواهد شد.
حضور چنین افراد مرموزی در عرصه رسانه ها، اساسا موجب افزایش جرایم، باندبازی و کلاهبرداری های مطبوعاتی است. عملکرد روزنامه «فرهنگ آشتی» پیشتر نیز در جریان جنگ 22روزه رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم غزه در حالیکه تمامی روزنامه ها صرفنظر از گرایش های سیاسی خود به بازنشر اخبار و جنایت های وحشیانه اسرائیل در سرزمین های اشغالی می پرداختند، با بایکوت تقریبا کامل خبری کشتارهای زنان و کودکان فلسطینی در غزه رویکرد متفاوتی از خود نشان داده بود تا جایی که این روزنامه روز 22آذرماه 87 نیز به جای آنکه کوچکترین اشاره ای به تظاهرات گسترده مردم علیه جنایت های اسرائیل کند، با چاپ بزرگ عکس «داریوش آشوری» صهیونیست معروف و از مسئولان فرهنگی بنیاد اشرف پهلوی که تمامی صفحه اول این روزنامه را اشغال کرده بود، بخشی از ماهیت وابسته خود را آشکار کرده بود. در معرفی «داریوش آشوری» کافی است تنها به مقاله ای از مرحوم دکتر علی شریعتی در خصوص او اشاره شود. دکتر شریعتی در معرفی آشوری نوشته بود: «انگار این آقای داریوش آشوری وابسته مطبوعاتی سفارت اسرائیل در تهران است که هرکس بر علیه اسرائیل حرفی بزند یا مطلبی بنویسد، آقای داریوش آشوری خود را موظف به پاسخگویی و دفاع از اسرائیل می داند.» (4)
گویی باید یک بار دیگر سخنان هوشمندانه رهبر معظم انقلاب را به گردانندگان تیم رسانه ای غرب در ایران یادآوری نمود که: «اگر کسانی خیال می کنند که با پشتیبانی دستگاههای تبلیغاتی استکباری و شبکه امپراتوری، تبلیغاتی و صهیونیستی در دنیا می توانند کارشان را در این مملکت پیش ببرند، اشتباه می کنند. همه آنهایی که به مزدوران خودشان در اینجا دلخوش کرده اند و هم آن کسانی که به حمایت اربابان بیگانه دل خوش کرده اند، بدانند که چنین چیزی امکان ندارد.»

«سرمایه» و مدیران خارج از بورس

اصلاح طلبان افراطی و جریانات اپوزیسیون برآن بودند تا با توجه به برخی مشکلات اقتصادی موجود در کشور، با متمرکز کردن توجه رسانه ای خود به حوزه اقتصاد، ناکارآمدی دولت نهم در حوزه اقتصاد را با استفاده از دروغ پردازی ها، آمارسازی ها، ایجاد تردید در موفقیت ها و حتی جعل اخبار و آمارهای رسمی کشور در سطح گسترده ای به مخاطبین القا کنند.
در میان روزنامه هایی که به طور مستقیم و غیرمستقیم درخدمت پروژه «پلورالیزم رسانه ای در ایران» قرار گرفتند، روزنامه «سرمایه» تحت مدیریت «حسین عبده تبریزی» دبیرکل سابق بورس اوراق بهادار تهران در دولت اصلاحات، که در زمان مدیریت وی در بازار سرمایه ایران، عده ای خاص از طریق کارگزاری در بورس به ثروت های کلان رسیدند، هدایت معنی دار نشریات وابسته به جریان اصلاحات در پروژه سیاه نمایی اپوزیسیون داخلی را بر عهده داشت.
«عبده تبریزی» پس از آنکه به دلیل فعالیت غیرشفاف و ایجاد اخلال در بورس و به سقوط کشاندن شاخص ها با هدف ضربه زدن به دولت عزل شد، با انتشار روزنامه سرمایه با مشی «اقتصاد آزاد» می کوشد راهبردها و تصمیم های سیاسی و اقتصادی عملکرد دولت نهم را سیاه جلوه دهد. وی که در جمع آوری امضا برای نامه های انتقادی اقتصاددانان و کارشناسان مخالف دولت به رئیس جمهور نقش مهمی داشته است، در زمستان 86 بانقض آشکار قانون مطبوعات، می کوشد اداره امور روزنامه «سرمایه» را به «علی خدابخش» سرمایه گذار و مدیر رسانه ای روزنامه ها و نشریاتی چون «خرداد»، «شرق»، «اعتماد» و «چلچراغ» و افراد تیم رسانه ای وی نظیر سعید لیلاز، محمد صادق جنان صفت، فرشاد مؤمنی بسپارد. خبرنگاران فعال در تحریریه «سرمایه» می گویند: «نخستین بار «علی خدابخش» را زمانی در کنار حسین عبده تبریزی دیده اند که او از سفر حج بازگشته بود و از همان شب زمزمه های ایجاد تغییرات بنیادی در روزنامه سرمایه به گوش رسید، اما کسی گمان نمی کرد عبده روزنامه سرمایه را به کسی انتقال دهد.» (5) هرچند با روشنگری های صورت گرفته و برخی اقدامات پیشگیرانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عبده تبریزی در انتقال آشکار و به زعم خود قانونی! تیم رسانه ای خاص به «سرمایه» ناکام می ماند، ولی ادبیات موهن و نامأنوس و آمارسازی ها و سیاه نمایی های هدف دار این روزنامه طرفدار لیبرال سرمایه داری افسارگسیخته، تحت مدیریت کارشناسان اقتصادی نظیر «سعید لیلاز» و «فرشاد مؤمنی» و شخص عبده تبریزی، در فاصله چند ماه به آغاز انتخابات ریاست جمهوری، که در ادامه تنها به تعدادی از نمونه های آن می پردازیم، نشان می دهد بی جهت نیست یک سال پیش از انتخابات دهم بحث واگذاری «سرمایه» به حلقه مدیریتی خدابخش مطرح می شود.
روزنامه «سرمایه» روز دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 در اقدام غیرحرفه ای که در تاریخ مطبوعات کشور بی سابقه است، با چاپ سرمقاله ای جعلی، به سیاه نمایی و تخریب عملکرد و دستاوردهای دولت نهم می پردازد. «سرمایه» در این سرمقاله که به نام «بیژن نامدار زنگنه» وزیر نفت دولت اصلاحات و نماینده «میرحسین موسوی» در انتخابات دهم، تحت عنوان «خودکفایی بنزین به چه قیمتی» در صفحه نخست به چاپ می رسد، اقدام دولت در تولید 48ساعته بنزین درصورت وقوع تحریم را غیراقتصادی و غیرکارشناسی! می خواند. (6)
این اقدام قابل تأمل تیم گردانندگان روزنامه «سرمایه» در غیرکارشناسی خواندن موفقیت دولت نهم که دوست و دشمن آن را ستایش می کنند، صدای زنگنه را نیز درآورد. وی روز سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 با ارسال تکذیبیه ای به این روزنامه می نویسد: «آنچه به نام اینجانب در آن روزنامه درج شده است، به هیچ وجه نوشته اینجانب نبوده و نظرات مرا منعکس نمی کند.»
زنگنه در ادامه تکذیبیه خود نوشته است: «خبرنگار محترم آن روزنامه که با اینجانب تماس تلفنی گرفته و دراین خصوص اطلاعاتی از من خواستند، همین متن را با کمی تغییرات برای من خواندند. چندبار به ایشان تأکید کردم که این مطالب نظر خود شماست و به هیچ وجه چنین مطالبی را که مخلوطی از مطالب درست و نیز غیردقیق است تحت عنوان نظرات من منعکس نکنید که متأسفانه جای گلایه دارد که به رغم همه تاکیدات اینجانب باز چنین مطالبی غیردقیق به نام اینجانب در آن روزنامه آورده شده است.» (7)
این اقدام روزنامه «سرمایه» در روزهای بعد مجددا تکرار می شود. روز چهارشنبه، 23 اردیبهشت 1388 نیز «سرمایه» با انتشار به اصطلاح بیانیه ای از 75 جامعه شناس با حمله به رئیس جمهور مدعی می شود سیاست های فرهنگی و اجتماعی دولت نهم باعث افزایش گسست همبستگی اجتماعی و تضعیف شالوده های مدنی جامعه شده است. «سرمایه» در ادامه در اقدامی به دور از اخلاق حرفه ای از قول پروفسور «منوچهر آشتیانی» جامعه شناس می نویسد: «به این ترتیب من به این امضاکنندگان که سکوت صد ساله را شکستند و نسبت به معضلات و مسائل اجتماعی و سیاسی روز، اظهارنظر کردند، دست مریزاد می گویم. اگر این بیانیه به دست من می رسید، من هم امضا می کردم.» (8)
روز بعد پروفسور آشتیانی نقل قول منتشر شده در روزنامه «سرمایه» را تکذیب می کند. منوچهر آشتیانی در این خصوص در گفتگو با خبرگزاری ها می گوید: «خبرنگار این روزنامه با من تماس گرفت و گفت آیا شما بیانیه حمایت جامعه شناسان از مهندس موسوی را امضا می کنید، که من گفتم این بیانیه را نخوانده ام و در حمایت از آقای موسوی هم بیانیه ای امضا نمی کنم.»
دو تکذیبیه مذکور نشان می دهد که این روزنامه حامی کاندیدای اصلاح طلبان و مدعی قانون گرایی برای رسیدن به اهداف سیاسی خود به هیچ وجه قانون، تقوا و حتی اخلاق حرفه ای را رعایت نمی کند.
جعل سرمقاله و نقل قول های دروغین از چهره های شناخته شده برای سیاه نمایی عملکرد وضع موجود، تنها بخشی از ماموریت روزنامه «سرمایه» در ماه های پیش از برگزاری انتخابات بود، روزنامه مذکور علاوه بر این اقدامات غیرقانونی و غیرحرفه ای که در جای خود قابل پیگیری است، تمام تلاش چند ماه اخیر خود را چه پیش از برگزاری انتخابات و چه پس از شکست تیم گرداننده آن در انتخابات معطوف به آمارسازی و دستکاری تعمدی در آمارهای رسمی کشور کرده است.
روز 16 اردیبهشت 1388 روزنامه «سرمایه» در تیتر اول خود به نقل از نماگرهای بانک مرکزی مدعی می شود، بدهی خارجی کشور در دولت نهم رشدی 35 درصدی داشته است و با تیتر بزرگ در سمت راست این روزنامه عبارت «افزایش 35 درصدی بدهی خارجی ایران» را درج می کند. این در حالیست که مستندات بانک مرکزی بیانگر دستکاری در ارقام مذکور توسط تیم گرداننده این روزنامه اجاره ای برای تخریب عملکرد دولت می باشد. در گزارش این روزنامه آمده است که براساس نماگرهای بانک مرکزی، بدهی خارجی قطعی ایران از 8/16 میلیارد دلار در پایان سال 83 به 7/22 میلیارد دلار در آذرماه 87 رسیده که 35 درصد رشد داشته است. این روزنامه با ارائه یک جدول ساختگی میزان بدهی خارجی قطعی کشور طی سال های 83 تا 86 را به ترتیب 8/16 میلیارد دلار، 2/24 میلیارد دلار، 5/23 میلیارد دلار و 6/28 میلیارد دلار اعلام می کند. این در حالی است که تنها ارقام مربوط به سال های 84 تا 87 با جدول نماگرهای بانک مرکزی مطابقت دارد و رقم سال 83 مربوط به دوران ریاست جمهوری «سیدمحمدخاتمی» در گزارش روزنامه مذکور دستکاری شده است. رقم واقعی سال 83 براساس جدول نماگرهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی، 23 میلیارد و 74 میلیون دلار بوده است. این دروغ آشکار و دستکاری جدول نماگرهای بانک مرکزی و کاهش بیش از هفت میلیارد دلاری بدهی خارجی ایران در دولت اصلاحات در حالی است که روزنامه «سرمایه» در کنار این مطلب در صفحه نخست روزنامه، با گذاشتن عکس «فرشاد مومنی» تیتر «سه سال است آمار نمی دهند» را برگزیده که در نوع خود با هدف دستکاری در ارائه آمارهای این روزنامه قابل تأمل است.
این دروغ گویی آشکار و گسترده در حالی در این روزنامه و جریانات موازی با آن صورت می گیرد که مسئولان «سرمایه» در مصاحبه ها و اظهارنظرهای خود دولت را به دروغ گویی و اتکا بر آمار جعلی متهم می کنند.
«حسین عبده تبریزی» روز چهارشنبه 23/2/88 در گفتگو با سایت «قلم نیوز» با متهم کردن دولت به حرکت های پوپولیستی و عوام گرایانه می گوید: «حرکت در بخش اقتصادی پوپولیستی است و مشکل این حرکت این است که با مردم صادق نیست و باید به طور مداوم با اتکا بر آمار جعلی به مردم دروغ بگوید.»
روز پنج شنبه 24 اردیبهشت 1388 جلسه ای تحت عنوان «حامیان میرحسین موسوی» متشکل از «حسین عبده تبریزی»، «بیژن نامدار زنگنه»، «عباس آخوندی» و «طهماسب مظاهری» و برخی دیگر از روزنامه نگاران اصلاح طلب در محل خانه کشاورز برگزار می شود. (9) در این نشست «طهماسب مظاهری» به رسانه ها توصیه می کند که برای ارائه اخبار رشد تورم از سه شاخص تورم نقطه به نقطه، تورم متوسط سالیانه و تورم هر ماه نسبت به ماه قبل استفاده کنند، هم چنین عبده تبریزی نیز با متهم کردن دولت نهم به ناکارآمدی و کارهای صرفا تبلیغاتی، «تورم» و «مشکل مسکن» را از موضوعاتی می خواند که می توان برای سیاه نمایی و انتقاد از دولت نهم روی آن ها کار کرد.
با همین رویکرد است که روزنامه تحت حمایت این مدیر سابق از بورس با پیشی گرفتن از سایر روزنامه های وابسته به برخی گروه های اصلاح طلب، به سیاه نمایی عملکرد اقتصادی دولت می نشیند و با مدیریت پنهان و آشکار افرادی چون «سعید لیلاز» و «فرشاد مومنی»، روزانه با درج اخبار نادرست و تیترهای بزرگ منفی و به اصطلاح سیاه در صفحه نخست خود، به حمایت از کاندیدای اصلاح طلبان و اپوزیسیون خارج از کشور و برخی از گروهک های مطرود نظیر «نهضت آزادی» می پردازد. به عنوان نمونه تنها کافی است به برخی از تیترهای صفحه نخست این روزنامه در فاصله اردیبهشت 88 تا پایان تیر 88 توجه شود.
تیترهای: «خودکفایی بنزین به چه قیمتی»، «چالش بنزین درون دولت»، «تهدید اشتغال صنعتی با سیاست های ناکارآمد»، «افزایش 35درصدی بدهی خارجی ایران»، «فرشاد مومنی: سه سال است آمار نمی دهند»، «فرشاد مومنی: تزریق اداره کشور با فریاد و غوغا ممکن نیست»، «مهرورزی در آستانه انتخابات»، «11/4 میلیون روستایی بیمه ندارند»، «رشد 168درصدی بودجه جاری»، «تورم 40درصدی اجرای طرح تحول اقتصادی»، «عبده تبریزی: نابسامانی بازار مسکن معلول سیاست پولی دولت نهم»، «تورم نتیجه بی اعتنایی دولت به هشدارهای اقتصاددانان»، «تاسف میرحسین از افزایش مشکلات روحی مردم»، «سهم 46درصدی دولت نهم در افزایش شاخص تورم»، «کاهش شاخص سلامت در دولت نهم»، «خرمن کشاورزی بر باد رفت»، «فرهنگ در اغما»، «خاتمی ساخت، احمدی نژاد افتتاح کرد!»، «دوبرابر شدن بهای کالاهای خوراکی، بهداشتی، اجاره و تحصیل»، «اشتغال زایی میرحسین 17، احمدی نژاد 5نفر!»، «افزایش نقدینگی احمدی نژاد 51درصد، میرحسین زیر یک درصد!»، «000/000/000 1دلار را به خزانه واریز کنید»، «پروژه دولت خاتمی در کارنامه دولت نهم ثبت شد»، «تجربه دولت نهم کافی نیست!»، «پیشواز بورس از میرحسین»، «عبدالله طالبی، مدیرعامل سابق بانک پارسیان: منابع اقتصادی حیف و میل می شود»، «شب های پایتخت در تسخیر موج سبز»، «افزایش حداقل هزینه خانوار از 429 به 850هزار تومان»، «رای امید به آینده بهتر» تنها بخشی از تیترهای صفحه نخست «سرمایه در ماه اردیبهشت و خرداد تا پیش از برگزاری انتخابات است.
پس از برگزاری انتخابات و اعلام پیروزی قاطع دکتر محمود احمدی نژاد، «سرمایه در صفحه نخست با انتخاب تیتر برجسته»، «انتخاب دهم به روایت آمار وزارت کشور» (10) تلاش می کند با تحت الشعاع قرار دادن عملکرد وزارت کشور و دیگر مجریان برگزاری انتخابات، با ایجاد تردید و سوال در ذهن مخاطب، دیدگاه های حزبی و سیاسی خود را به خوانندگان القا کند. در این خبر با بیان اینکه یافته های بررسی آمار اعلامی وزارت کشور پیرامون انتخابات حاوی نکات قابل توجهی است و وزارت کشور برخلاف سال های پیشین تنها به اعلام کلیات آماری بسنده کرده، ادعا شده است: «آماری رسمی و کامل از جزییات این انتخابات منتشر نکرده است.» سرمایه با زیر سوال بردن نتایج انتخابات به نقل از «عماد افروغ» آورده است: «نتایج اعلامی انتخابات به شدت غیرقابل باور بود.»
آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت تنها بخشی از عملکرد کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری بود که در آینده ای نزدیک ان شاءالله ابعاد دیگر آن با جزئیات بیشتر مورد اشاره قرار می گیرد.

   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1-«فرح کریمی» در مصاحبه با رادیو فردا. 2/10/.1383
    2-نشریه The New Yourker29.ژوئن .2008
    3- پایگاه اینترنتی «خانه شفاف سازی اطلاعات» جولای 2009.
    4- مجله فردوسی. سال .1346 «استعمار نو و دلالانش» نوشته مرحوم دکترعلی شریعتی.
    5- سایت آفتاب، دوشنبه 24 دی .1386
    6-روزنامه سرمایه، دوشنبه، 14 اردیبهشت 1388، شماره 1002، صفحه 1.
    7- روزنامه سرمایه. سه شنبه، 15 اردیبهشت .1388 شماره .1003 صفحه 1.
    8- روزنامه سرمایه. چهارشنبه 23 اردیبهشت .1388 شماره .1010 صفحات 1 و .14
     9- خبرگزاری ایسنا. 25/2/.1388
    10-روزنامه سرمایه. چهارشنبه ، 27 خرداد 1388، شماره .1038

/ 0 نظر / 13 بازدید