خسته ام....خسته

خدایا کمکم کن

خدایا، دیگر از خواب دیدن تردید خسته شده ام!!
دیگر وحشت دارم، وحشت دارم که شباهنگام با پرواز پرنده‌ی تردید بر فراز جسم رنجور احساسم، سایه‌ی بلندش را بر واقعیت ذهنم ببینم و بر پرده ای از خیال، نمایش نامه ای تلخ از حسرت و آز را با توانمندی زمان، زمان لجوج و افسارگسیخته، به نظاره بنشینم و چنان غرقه در خود شوم که صدای شکسته شدن استخوان های واقعیت را در زیر فشار سوالی خام نشنوم و جز سکوت، توان استفاده از هیچ ابزاری را برای پاسخ به این سوال در اختیار نداشته باشم.
خدایا، دیگر از خواب های رنگی دیدن خسته شده ام!!
دیگر از تغییر رنگ و رنگ به رنگ شدن و هر کس و هر چیز را به رنگی دیدن کلافه ام، خسته ام، رنجورم!
ای کاش محدوده تغییر رنگ در ما، آن قدر محدود می بود که قانون روشن واقعیت را با تردید مواجه نمی ساخت و به تناقض نمی رسید تا در لحظه ای در اوج شکوه، تمام عالم و آفریده هایت را به سجده در آورد و در لحظه ای دیگر از خود موجودی را به نمایش گذارد که با خنده ای مضحک به سجده عالم و آفریده هایت به خود نگرد و از این راه به سیاهچال تردید قدم گذارد و بوی تعفن گمراهی سراسر وجودش را فرا گیرد. بوی تعفنی که این روزها و این شب ها، در پیرامون خود زیاد احساس می کنم و تمام ترسم و وحشتم از روزی و ساعتی و زمانی است که دیگران این بوی تعفن را از فکر و چشم و اندیشه ام بشنوند و ببینند و احساس کنند و نفرتم از لحظه ای که به این بوی تعفن عادت کنیم و نفرت انگیزتر زمانی که بدون آن لحظه ای نتوانیم زندگی کنیم.
آه که چقدر خسته ام!!
خدایا چقدر خسته ام از حمل این همه بند اسارت، از این همه تعلق بی تعلق، از این همه نیاز ناشی از تعلق، تعلق ناشی از عدم درک نیاز تعلق.
ای کاش همه چیز، همه کس و هر کس و هر چیز یا سیاه می بود و یا سپید و یا سیاه و سپید و در آن روز در آن دنیای سیاه و سپید، چه زندگانی سیاه و سپید زیبایی را شاهد بودیم.
خدایا می خواهم برگردم به کودکی ام
می خواهم بر گردم ....... می خواهم برگردم
خدایا.......... تو رو خدا!!

/ 28 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
parisa

سلام ... هر روز بهتر می شه اين وبلاگ ... می دونی نويد راست می گخ ... اين روزا می گذره ... اما به چه قيمت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اونو خودمون تعيين می کنيم ... اميدوارم روزهای خوبی در پيش داشته باشی ... شاد باشی ....

sahar

خدایا اکنون که به کودکی باز نمیگردیم، مددی تا بزرگی را تحمل کنیم...........

saclafi

سلام اين اولين کلام آشناييست و اکنون زمان آغاز

Meursault Roquentin

سلام ... بر عکس وبلاگ مسافر ، وبلاگت از قالب قبلی خيلی بهتر شده ;) خيلی جالب و تميز ... نوشته ات رو اول می خونم بعد ميام نظر ميدم .... شاد باشی

گل یخ

سلام دوست خوبم.از اینکه به وبلاگ من سرک کشیدی و تک مضرابی نواختی،سپاس بیکران... این چشما همیشه منتظر شماست پس منتظرشون نذارید... در پناه ایزد منان،شاد و کامروا باشی.در اضافه بگویم که از خواندن مطالب وبلاگت خیلی لذت بردم.موفق باشی. آرام

baran

سلام .. چه متن قشنگی بود احساس می کردم تمام حرفهای دلم با اين متن زده شد ...

تک درخت

سلام من اولين باره که به وبلاگ شما سر می زنم وبلاگ قشنگی داريد...............متنی رو که نوشتيد خيلی قشنگه ..............موفق باشيد............بای

غزلباز

سلام به اسماعیل و نرگس و گل یخ و کانادا و ... غزل. تازه وارد و ناشی ام فعلا بدونین هستم و دوستتون دارم. در همی ....÷ولم تموم شد باز هم میام خدا حافظ zfr