دلتنگی شبانه

نمی دونم چی شد این شعرو گفتم......27 مرداد سال 81 بود.....امروز اتفاقی تو دفتر شعرم، چشمم بهش افتاد.....برام تازه بود!! زیرشم نوشته بودم به مناسبت دلتنگی شبانه...... گفتم تقدیم شماها کنم، شاید مهمونی باشه برا دلتنگی شبانتون. اگرم روز اینو می خونید، به یاد دلتنگی های شبانه یه آدم بخونید. ببخشید که کمه، ولی حسش......    یا علی

یاد شمعی کرده پروانه ز هجران مثل من!
یاد جانان کرده امشب آن پریشان مثل من
گفت آن پروانه با من ای که داری جان به تن
خواب گردیده ز چشمانت گریزان مثل من؟
گفتمش با آه سردی، چشم من ماندش به در
گفت پس بنشین همین جا زیر باران مثل من
گفتمش آخر چرا بالی به آتش می زنی؟
دیده ای آخر وفایی تو ز جانان مثل من؟
گفت جانا، گر نگاهی همچو من آنجا زنی
پر زنی، آتش نبینی در گلستان مثل من!
تا که خواندم از غزلهایم به گوشش همچو نی
گفت «فانی» عاشقی امشب به قرآن مثل من!

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
SaRa

سلام بابک جان.. چطوری برادر.. چه عجب آپديت کردی.. دلتنگي های شبانه را به گوش ماه ميخواندم.. زيرا او .. همچو من تنهاست...

ناز بانوووووووووووو

سلام .شعراتون خيلی قشنگ بود اکثرشو خوندم...خواشا به حالت ای دوست که اين چنين زيبا راز دلت را فاش ميگويی

کاوه

سلام . چقدر زیبا و چقدر پر احساس و به جد بسیار حقیقی بود . دست مریزاد ۱۲/۰۲/۸۳

arash

دلتنگي اگه بره تو خون آدم كه ديگه شب و روز نداره.... دلتنگي هاي ماها ديگه از جنس شب و روز نيست... مشكل جاي ديگه ايه.

parisa

سلام ... زيبا بود . مخصوصا اینکه پروانه داشت ... موفق باشی ...

قلم و کاغذ و احساس

سلام بابک جان خوبی عزيز ..آنچه از دل بر آيد بر دل نشيند ...شبی که وعده ديدامان بود ...گذشت و گو خبر از دلبر امد ...به شبهای تنهايی خويش من نيز عالمی دارم ولی افسوس که زبانی گويا برای نوشتنش را ندارم ...

sami

جدا شعر از خودت بود؟ خيلی قشنگ بود، در ضمن من عاشق اهنگی که گذاشتی هستم...keep up da good work ... به من هم سری بزن...bye

f

شعر زيبايی بود. / همه به خاطر از دست رفتن يه هنرمند غمگينن. يه هنر مند که يه خاطره خوب از خودش گذاشت . ما چه خاطره ای از خودمون به جا می زاريم ؟

شاعری در اتاق مجازی

فاطمه خانوم سلام....مرسی آبجی...........واقعا