ایران و اتحاد ژئوپلتیکی گازی

برگزاری نهمین مجمع کشورهای صادر کننده‌ گاز (The Gas Exporting Countries Forum) موسوم به G.E.C.F و انتخاب دبیر کل این مجمع، عاقبت پیشنهاد رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مبنی بر تشکیل سازمانی همانند اوپک برای کشورهای دارای ذخایر گاز طبیعی را عملی ساخت و سازمان جدیدی در ادبیات ژئوپلتیکی جهان متولد شد.

اعلام موجودیت سازمانی که ایران،روسیه، ونزوئلا، قطر، مصر، الجزایر، نیجریه، لیبی، بولیوی، ترینیداد و توباگو و گینه استوایی اعضای آن را تشکیل می‌دهند، یکی از بزرگترین اتفاقات بازار انرژی جهان در سال 2009 میلادی به شمار می‌آید. این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ایران، روسیه، قطر، ونزوئلا و الجزایر یعنی 5 عضو این سازمان به تنهایی صاحب 73 درصد از منابع گازی جهان و تامین کننده 42 درصد از گاز مصرفی جهان هستند. روسیه با 8/47 میلیارد متر مکعب، جمهوری اسلامی ایران با 7/26 میلیارد متر مکعب و قطر با 37/7 میلیارد متر مکعب ذخایر گاز طبیعی جهان قدرت‌های اصلی G.E.C.F هستند.

هویت سازمانی یافتن مجمعی که هفت سال پیش‌ به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران و در پی نخستین نشست رسمی خود در سال 2001 میلادی در تهران تشکیل شد و عدم حضور نماینده‌ای از ایران در پست‌های اصلی G.E.C.F ، از ابعاد گوناگونی قابل تحلیل است:

1- بر اساس گزارش سازمان‌های آماری رسمی جهان، مصرف گاز طبیعی مایع تنها در 3 سال گذشته با افزایشی 100 درصدی روبه رو بوده است. در حال حاضر گاز طبیعی حدود 35 درصد انرژی مورد نیاز جهان را تامین می‌کند و پیش‌بینی می‌شود این میزان در سال‌های آینده به بیش از 50 درصد بالغ شود. این موضوع نقش و جایگاه سازمان کشورهای صادرکننده گاز را بسیار برجسته و راهبردی کرده است.
انتخاب «لئونید نوخانوفسکی» معاون شرکت «ترانس استروی گاز» (وابسته به شرکت گازپروم، غول گازی روسیه) به عنوان دبیر کل مجمع کشورهای صادرکننده گاز و تعیین قطر به عنوان مقر سازمان در حالی صورت گرفت که پیش از آن بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران انرژی و حتی مقامات رسمی عنوان کرده بودند که ایران باید به عنوان دبیرکل این مجمع انتخاب شود.

برخورداری ایران از دومین ذخیره گاز طبیعی جهان، پیشنهاد تاسیس سازمان توسط رهبر معظم انقلاب، حضور ایران در مرکز ثقل بازارهای جهانی گاز در شرق آسیا و اروپا از جمله مزیت‌هایی بود که حضور نماینده ایران برای تصاحب پست دبیرکلی مجمع کشورهای صادرکننده گاز را بسیار قابل پیش‌بینی کرده بود. اما توجه نمایندگان 11 کشور عضو به سه مولفه «میزان تولید»، «حجم ذخایر» و «میزان صادرات گاز طبیعی» از یک سو و دیپلماسی کم‌تحرک نمایندگان ایران در نهمین مجمع کشورهای صادر کننده‌ گاز و رایزنی‌ها و لابی با برنامه نمایندگان روس سبب شد تا پست دبیرکلی G.E.C.F برای مدت دو سال به نماینده روسیه برسد.

2- آنچه در این میان حائز اهمیت است، بررسی دلایل کم‌کاری نمایندگان ایران در این نشست است به گونه‌ای که کشورهای روسیه، قطر و الجزایر پست‌های اصلی سازمان را تصاحب کرده‌اند. آیا دومین دارنده ذخایر گازی جهان محق داشتن دست‌کم یک پست کلیدی در مجمع کشورهای صادرکننده گاز نیست؟
واقعیت آن است که خوشحالی زائد الوصف و استقبال معاون سرمایه‌گذاری شرکت ملی نفت در خصوص انتخاب روسیه به عنوان دبیر کل G.E.C.F در حالی مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی ایران طی 2 سال آینده در کنار کشورهایی نظیر ترینیداد و توباگو،گینه استوایی، نیجریه، لیبی و بولیوی تنها به عنوان یکی از اعضای مجمع حضور خواهد داشت و صرفا می‌تواند مانند این کشورهای با ذخایر اندک، به اظهارنظر بپردازد. متاسفانه دیپلماسی ضعیف نمایندگان کشورمان در مجمع اخیر تا اندازه‌ای قابل انتقاد است که کشورهایی همانند ونزوئلا و بولیوی-که از متحدان سیاسی ایران به حساب می‌آیند- نیز از دبیرکلی روسیه حمایت کرده‌اند.
تنها کافی است طی روزهای اخیر اخبار G.E.C.F را در خبرگزاری‌های بزرگ جهان پیگیری کرد تا جای خالی سخنان اعضای هیات ایرانی در این مجمع را به چشم دید. متاسفانه باید اذعان کرد قدرت گازی ایران توسط دستگاههای مسئول در وزارت نفت که بزرگترین بنگاه اقتصادی ایران محسوب می‌شود، نه تنها به درستی ارزیابی نشده، بلکه آنچنان که باید نیز معرفی نشده است و لزوم تجدیدنظری اساسی در استفاده کارآمد از ظرفیت‌های موجود بسیار احساس می‌شود.

3- موضوعی که از جنبه‌های سیاسی و اقتصادی حائز اهمیت است، نقش آشکار روسیه و نقش پنهان آمریکا در کنترل و هدایت کرسی‌های تصمیم‌گیری در G.E.C.F است. در واقع باید اذعان کرد رقابت روسیه و آمریکا برای به دست گرفتن سکان مجمع کشورهای صادرکننده گاز، با سستی هیات ایرانی، کشورمان را به حاشیه رانده است. شواهد نشان می‌دهد روسیه به طور مستقیم و آمریکا به طور غیرمستقیم و از طریق قطر و الجزایر از مدتها پیش درصدد به دست گرفتن عنان این مجمع که در آینده‌ای نزدیک نقشی راهبردی‌تر نسبت به اوپک خواهد داشت، بوده‌اند. این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم روسیه، قطر و الجزایر در نهمین مجمع کشورهای صادر کننده‌ گاز، اصلی‌ترین پست‌های G.E.C.F را در اختیار گرفته‌اند.
رسانه‌ها و تحلیل‌گران روس در روزهای اخیر از برنامه‌های بلندمدت روسیه برای استفاده ابزاری از G.E.C.F خبر می‌دهند. حضور بلند مدت روسیه در پست‌های کلیدی سازمان کشورهای صادرکننده گاز می‌تواند برای کشورمان یک تهدید محسوب شود. روس‌ها قصد دارند تا با استفاده از این فرصت استراتژیک، سلطه تاریخی خود بر بازارهای گازی را گسترش دهند و تعیین قیمت نهایی گاز در بازارهای جهانی را به دست گیرند.
قطر و الجزایر از جمله کشورهای هم‌پیمان ایالات متحده در G.E.C.F هستند که از موقعیت مناسبی در مجمع نیز برخوردارند.کشمکش‌های سیاسی میان قطر و روسیه که به دنبال قتل «زلیم خان یاندار بیف» رییس جمهور سابق چچن در دوحه توسط سه مامور سازمان‌های اطلاعاتی روسیه در سال 2004 سبب شده تا قطر به آمریکا نزدیک شود و به همراه الجزایر از هم‌پیمانان ایالات متحده در مجمع کشورهای صادرکننده گاز به حساب آید.
مشابه این موضوع به شکلی دیگر در سازمان اوپک قابل ردیابی است. حضور بلند مدت عربستان در پست‌های کلیدی و تاثیرگذار سازمان اوپک و دورماندن ایران از کرسی‌های تصمیم‌گیری و زمزمه‌های معامله پنهان عربستان و برخی دیگر از کشورهای عضو با آمریکا از جمله دلایلی است که تلاش ایران برای کسب موقعیت و جایگاه تصمیم‌گیری در این مجمع گازی را بیشتر روشن می‌کند.

4- هرچند انتخاب ایران به عنوان دبیر کل مجمع کشورهای صادرکننده گاز می‌توانست منافع و امتیازات ویژه‌ای برای کشورمان در ابعاد سیاسی و اقتصادی به همراه داشته باشد، اما باید پذیرفت که با زیرکی لابی‌گران روس و قطر، این فرصت استراتژیک برای مدت 2 سال از کشورمان گرفته است. اما آنچه حیاتی به نظر می‌رسد، لزوم ورود با برنامه ایران به این سازمان برای در اختیار گرفتن پست‌های کلیدی G.E.C.F در 2 سال آینده است. موضوع مهمی که ضرورت برنامه‌ریزی دقیق و راهبردی از همین امروز را می‌طلبد.

/ 0 نظر / 13 بازدید