از برای آزادی

Khomeini.jpgصدا می‌آید از هر سو، صدای مردمی حق‌جو
زند شیپور پیروزی سروش غیب از هر سو!!

صدای پر زدن در شب ز مرغِ خسته از حبسی
صدای ریزش کاخی پر از زور و پر از بدخو!

صدای حلق پر خونی که می‌خواند ز آزادی
ز سوز سخت سرما و ز رندی دشنه در پهلو

ز سوز ناله‌ی سرخ شهادت از لب مردی
ز نقش دست خونینی به کوی و کوچه و هر جو

ز رقص خلق مستضعف به دور شمع آزادی
ز شوقی در شب سردی ز مرگ دیوِ پر جادو

صدای بانگ تکبیری شبانه هر دم از هر سو
همه در رقص خرسندی که دیوی می‌زند زانو

صدا می‌آید از هر سو، ز هرسو، گوشه در هر کوه
صدای تیشه‌ی فرهاد مجنون از دل خسرو!!

وزیده باد آزادی به هر کوی و به هر برزن
به رقص آورده در مستی به هر سویی شبی گیسو!!

گذشت عمر شب «فانی» سحر آمد به مهمانی؛
صدا می‌آید از هر سو، صدای خنده از هر رو!


شعر از مجموعه‌ی لذت یک گاز ؛ بابک اسماعیلی دهنه‌سری (ب.الف.فانی)
 

   
 
   « اِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنااللهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِم المَلائکَهُ اَلاّ تَخافُوا وَ اَبشِروُا بِالجَنَّهِ الَّتی کُنتُم تُوعَدُونَ »

      آنان که گفتند محققآ پروردگار ما خداست و بر این ایمان پایدار ماندند، فرشتگان (رحمت) بر آن‌ها نازل شوند (و مژده دهند) که دیگر هیچ ترسی (از آینده) و اندوهی (از گ
ذشته) نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که (انبیاء) وعده دادند بشارت باد.

(سوره‌ی فصلت. آیه‌ی 30)
     

/ 3 نظر / 9 بازدید
هانيه

دلم تنگه برای صدای بانگ تکبير...

هر کس به اندازه خودش ظلم ميکنه. ديکتاتور قد قدرتش، دارکوب قد نيازش. تو هم قد ارزوهات...

ارميا

سلام بيتهايی از شعرهای شما گهگاهی ناخود آگاه به ذهنم می‌آيد و با خودم زمزمه می‌کنم دوست داشتم شعر عاشورايی‌تون رو هم بخونم موفق باشيد.