هنرمند خود شاید بمیرد؛ هنرش هرگز

میلاد پیام آورآزادی، زیباترین مخلوق گیتی، نماد حقیقت بندگی، حضرت محمد مصطفی(ص) بر پویندگان راه حقیقت و پاکی مبارک باد.

 

 

کیومرث صابری هم رفت!

به عنوان یک فرد علاقه مند به طنز-خصوصاًطنز سیاسی- شنیدن خبر غلبه بیماری کهنه خونی بر «گل آقا» بسی گران و سخت بود. کیومرث صابری فومنی، دوست عزیزم که با خواندن نوشته های دیروزش در امروز دیدم که برای فردا و فرداها نوشته! به راستی باید او را پدر طنز جامعه مدرن ایران نامید. روحش شاد و یادش گرامی.....

هنرمند خود شاید بمیرد.....هنرش هرگز 

قدری!!

این که «قدری» یعنی چقدر؟ خود از مباحث کلیدی و زیربنایی می باشد که حکمای سلف برای پاسخ به آن، دود چراغها خورده، استخوانها خرد کرده، هریک به فراخور حال و مقال، مطالبی بیان فرموده، عمر عزیزشان را به بنده و شما داده، رخت از دیار فانی به سرای باقی کشانده و... حکایت همچنان باقی!

از «شاه غلام»که می پرسیم، نوک انگشت شست خود را به کمرگاه انگشت سبابه رسانده، می گوید: یعنی این قدر!

«غضنفر» از در اعتراض وارد شده، می گوید: نخیر...باز هم کمتر!

«مش رجب» که در امساک، زبانزد اصحاب است،نوک انگشت شست را به نوک انگشت کوچک مماس نموده، می گوید: نخیر...یعنی این قدر!

متاسفانه در بین اصحاب آبدارخانه، نقاش و رسام نداریم، و الا دست و انگشت شاه غلام و مش رجب را ترسیم می نمودیم تا وقتی عرض می کنند:«یعنی این قدر!» به رای العین ملاحظه و مشاهده بفرمایید که یعنی چقدر،تا ما از طریق سمعی-بصری مطلب را حالی و دوشمان را از بار تعهد خالی کرده باشیم. اما حالا که مانع، موجود و نقاش، مفقود است. دیگر چاره ای نداریم مگر از قول وزیر امور اقتصادی و دارایی خودمان، جمله ای نقل کنیم و به این امیدوار باشیم که چون شما تصویر ایشان را در تلویزیونی دیده و نرخ اجناس را در دکاکین مشاهده نموده اید، خودتان از روی صرافت، ملتفت شوید که: قدری، یعنی چقدر!

ایشان می فرمایند:«برای اینکه فرزندان مردم! در آینده دچار نگرانی های امروز نشوند! نسل فعلی، باید «قدری» سختی بگذراند!!

این بود آن مقدار علمی که ما درباره «قدری» داشتیم و گمانم کل مطلب امروز، ارزش این قدر طول و تفضیل را داشته است!!

«گل آقا»     شنبه 23/6/۱۳۷۰

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریوش

سلام بابک جان..روحش شاد...درست هست که گل آقا مرد ولی هميشه زنده هست ...به قول خودت هنرمند خودش شايد بميرد ولی هنرش هرگز...خدا قوت...داريوش

شاعری در اتاق مجازی

مرسی نرگس خانوم..........چه عجب از اين طرفا...خوش اومدی عزيز...................داريوش جان......ممنون....درست گفتی اون هميشه زنده است

parisa

سلام ... او رفت اما نام او هيچ گاه از يادها نمی رود ...

شاعری در اتاق مجازی

پريسای عزيز و باران گرامی............خوشحالم که اينجا ديدمتون...........يا حق

Roya

روحش شاد...منهم توی پست جديدم ازش نوشتم...

نيکی

اره داداشی.خیلی باحال بود خدا بیامرزدش.روحش شاد.به من هم سر بزن باوفا.یاحق

داریوش

سلام عيدتون مبارک....ون پرده ي حرير بلندي / خوابيده مخمل شب ، تاريك مثل شب / آيينه ي سياهش چون آينه عميق / سقف رفيع گنبد بشكوهش / لبريز از خموشي ،‌ وز خويش لب به لب / امشب بياد مخمل زلف نجيب تو / شب را چو گربه اي كه بخوابد به دامنم / من ناز مي كنم / چون مشتري درخشان ،‌ چون زهره آشنا / امشب دگر به نام صدا مي زنم تو را / نام ترا به هر كه رسد مي دهم نشان / آنجا نگاه كن / نام تو را به شادي آواز مي كنم / امشب به سوي قدس اهورائي / پرواز مي كنم / ...مهدی اخوان ثالث...خدا قوت...داريوش...

SaRa

سلام بابک جان.. واقعا رفتن بعضی از آدمها باورکردنی نيست.. ولی اين هم جز حقيقت تلخ زندگی ما آدمهاست... روحش شاد ..