تو بگو؟!

از همتون ممنونم که لطف کردید. سر فرصت جبران میکنم.ولی اما:

 

قصه از غصه خود را به که گویم تو بگو؟

مرهم این ترک دل ز که جویم تو بگو؟

تو بگو این دل بشکسته که بشکست ز تو!

گنهش چیست دریغا چه بگویم تو بگو؟

لب و دندان مرا فرصت وصلی که نشد

بکند کوزه گر از خاک سبویم تو بگو؟

/ 7 نظر / 7 بازدید
قلم و کاغذ و احساس

سلام بابک جان خسته نبلاشيد داداش حالا بله ..درست شد .. راستی اون بلاگ پرسپوليسی هم مال شماشت ..آخه لينکهاش شبيه لينکهای شما بود ...گفتم دوتاش مال شماست ..موفق باشی.... حرفای زيادی برای گفتن هست ولی چگونه بگويم ...از درد يا از شادی که جز چهرای مجازی سیمایی دیگر از خود نمایان نمیکند ...

قلم و کاغذ و احساس

سلام بابک جان ..ماشالله بابا يه خورده ياد ما هم بده اينجوری شعر بگيم... منم ان باخته قمار ...در هوس روز وصال ...دل چه ديدی تو ز عشق ...جز حسرت و سوز و زوال ... موفق باشی ..

arash

اول از اينکه نويد عزيزم رو هم اينجا ميبينم خوشحالم... جمع شاعرا جمعه پس ما ديگه جسارت جوابگويی با شعر رو به تن نميخريم... اما اگه جواب من رو ميخوای بايد بگم که.......... (اما بابک، يه چيز جدی، تا حالا فکر کردی رکسانای من و تو تا چه حد با هم تفاوت يا تشابه دارن؟ تا چه حد انتظارات ميتونه متفاوت باشه؟) به خاطر همين فعلا صبر ميکنم تا جواب خودت رو بشنوم بعد جواب بدم....

نرگس

پسر خوب ....سلام....مگه تو میذاری ماهم بگیم ؟خودت گفتی!!!

sara

به به نويد و آرش هم که اينجا هستند.. خوشحالم که دوستای قديمی هم تشريف دارن...! تگرگی سخت می بارد/ گلی از شاخه می افتد/ که را رويا که را کابوس؟

شاعری در اتاق مجازی

سلام به همگی.......داداش نوید گلم بازم میگم مرسی.....شرمنده کردی.... اما آرش عزیز .....آقا منت گذاشتی .....میگفتی شتری، گوسفندی چیزی بکشیم!خوش اومدی......اما در مورد قضیه رکسانا...ببین پسر خوب رکسانا یکیه! چه رکسانای من، چه رکسانای تو، چه رکسانای نوید،چه رکسانای شاملو و چه رکسانای اون چوپان تو مثنوی مولوی! ولی اینکه چه جوری این رکسانا رو نگاه می کنیم، چه جوری باهاش خلوت می کنیم و چه سایه ای ازش تو ذهنمون ترسیم میکنیم با هم متفاوته ! تازه اینم مهم نیست ....مهم اینه که هست و باید باشه .......در مورد تصویر رکسانای من، روز جمعه می نویسم ! بیا و ببین....ولی الان در باره این موضوع نظرتو بده مثه همیشه !!چون می دونی من چه وسواسی دارم......نرگس خانوم شما نظر خودتو بنویس .....من شاید اشتباه کنم....یا بهتر بگم از دید خودم نگاه کنم .....پس بنویس....سارا خانوم شما هم خوش اومدید....شما هم حتما بنویسید..... همتون بنویسید...منتظرم

داريوش

سلام دوست عزيز...ممنون که بهم سر زدی بازم از اينکارا بکن خوشحال ميشم...بابک جان بلاگ زيبايی و نوشته ها ی زيبايی داريد و ميبينم که همه عزيزان هم هستند ...خوب بابک عزيز بعد از نظر آقا نويد گل و آرش گل نظری نمی مونه که بدم تازه سارای عزيز هم نظر دادند پس من ديگه نظری برام نميمونه ...فقط ميگم از آشنايی با شما خيلی خوشحال شدم و دست ما هم بگيريد و به ما هم ياد بديد...خدا قوت...داريوش...